
«وَ قَالَ لَهُم نَبِیُّهُم إِنَّ اللهَ قَد بَعَثَ لَکُم طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوَا أَنَّی یَکُونُ لَهُ المُلکُ عَلَینَا وَ نَحنُ أَحَقُّ بِالمُلکِ»
«پيغمبرشان به آنها {بنياسرائيل} گفت: همانا طالوت را براي شما به پادشاهي برانگيخته؛ {بنی اسرائیل} گفتند: از کجا وی را بر ما پادشاهی خواهد بود با اینکه ما به پادشاهی از او سزاوارتریم.»
سوره بقره ـ آيه ی 247
مرحوم علّامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:
این آیه جواب درخواست بنی اسرائیل است، و در اینجا تعیین سلطان {طالوت} به خدا نسبت داده شده و بدینوسیله به اشتباه ایشان تنبیه (تنبّه) شده که آن را از پیغمبر خواسته بودند و نگفته بودند: از خدا بخواه سلطانی را برای ما بفرستد و جهاد را بر ما مقرّر دارد.
در این جواب شخص طالوت برای سلطنت تعیین شده، و همین امر موجب اعتراض بنی اسرائیل شد، چون طالوت دارای دو صفت بود که به نظر ایشان با سلطنت منافات داشت {…}. گفتند ما از طالوت برای سلطنت سزاوارتریم و چون برای این ادعا دلیلی ذکر نکردند معلوم می شود که دلیلش روشن بوده و احتیاج به تذکر نداشته است، و آن این که: طالوت از خانواده ای که در بنی اسرائیل افتخار سلطنت و نبوت داشتند نبود، لذا اعتراض کردند به این که چون ما از خانواده سلطنت یا هم سلطنت و هم نبوت هستیم از او سزاوارتریم. {…}
{اعتراض دیگر بنی اسرائیل در انتخاب طالوت به پادشاهی آن بود که می گفتند} طالوت مرد فقیری است، {خداوند در آیات بعدی، به بهانه ها و اعتراض ها و لجبازی های بنی اسرائیل در این باره پاسخ گفته است.}
تفسیرالمیزان؛ جلد 2؛ صص 402 تا 404





ثبت دیدگاه