
وقتی پیامبر اسلام به مدینه مهاجرت کرد، یهودی ها با او پیمان صلح برقرار کردند. پیامبر در این پیمان از آن ها تعهد گرفت که از هیچ یک از دشمنان او حمایت و پشتیبانی نکنند. اما پس از آنکه مسلمانان در جنگ بدر، کفار و مشرکان قریش را شکست دادند و پیروزمندانه به مدینه بازگشتند، یهودی ها بنی قینقاع دچار حسادت شدند. آن ها راه نافرمانی پیش گرفتند و عهد و پیمان خود با پیامبر و مسلمانان را نقض کردند.
رسول خدا (ص) آن ها را در بازار بنی قینقاع جمع کرد و به آنان گفت: «ای گروه یهود! از آنچه بر سر قریش در جنگ بدر آمد بترسید و اسلام آورید. چه خود دانسته اید که من پیامبری بر حق و صاحب رسالت هستم و این مطلب را در کتاب آسمانی می بیند.»
سران یهود بنی قینقاع با گستاخی در پاسخ به رسول خدا می گویند:
«ای محمد! تو خیال می کنی ما قبیله تو هستیم؟ اشتباه نکن و مغرور مشو. گمان می بری که ما هم چون قریش هستیم؟ تو با مردمی ناآزموده جنگ کردی و بر آن ها پیروز شدی. به یهوه {خدای یهود} قسم اگر ما با تو جنگ کنیم خواهی فهمید که ما مرد جنگیم.»
یهودی های قبیله بنی قینقاع که قدرت اقتصادی قابل توجهی در مدینه داشتند، با غرور و لجاجت تمام در برابر پیامبر و یاران او قدرت نمایی می کردند.
آن ها در عهد شکنی در برابر پیامبر، گوی سبقت را از دیگر قبایل یهود ربودند. مسلمانان و یاران صدیق پیامبر اسلام به شدت از لجاجت و گستاخی یهودی های بنی قینقاع ناراحت بودند. تا این که زن مسلمانی کالایی برای فروش به مدینه آورده و در کنار دکان یک زرگر یهودی مشغول معامله شد. یهودی ها تلاش کردند روی او را باز کنند و پرده از رخسار او بردارند. اما زن به شدت امتناع می کرد. زرگر یهودی، دامن لباس زن عرب را به پشت او گره زد. پس از لحظاتی که آن زن برخاست، قسمتی از بدن او نمایان شد. یهودی ها قهقهه سر داده و او را مسخره کردند. زن فریادی کشید و مردی از مسلمانان که غیرت اسلامی او تحریک شده بود فورا برای دفاع از زن دست به سلاح برد و آن زرگر یهودی را کشت. یهودی های بنی قینقاع به طور جمعی به مرد مسلمان حمله کردند و او را به شهادت رساندند. انتشار خبر کشته شدن یک مرد مسلمان به دست یهودی ها در بازار بنی قینقاع، کاسه صبر و خویشتن داری مسلمانان را لبریز کرد. حضرت رسول (ص) مصمم شدند تا کار یهود بنی قینقاع را یکسره و لانه های توطئه و فساد را از مدینه بزدایند. این جماعت اولین طایفه ای بود که پیش از این عهد خود را با رسول خدا شکسته بود.





ثبت دیدگاه