
با شكست يهود بنيقريظه، شماري از سران و رهبران آن، از جمله؛ كعببناسد، كعببنالشرف، حُيبناخطب، غزالبنسموئيل، نباشبنقيس، عقبهبنزيد و …، نيز كشته شدند.
تعدادي از رهبران و سركردگان لجوج و كينهتوز اين قوم توانستند از معركه فرار كنند و خود را به خيبر در شمال مدينه برسانند. از ميان اين افراد ميتوان از حسيلبننويرةاشجعي و سلامبنابيالحقيق نام برد كه شكست يهود بنيقريظه به دست مسلمانان را به يهود خبر دادند، امّا چندي نگذشت كه چندين نفر از جنگاوران قبيله خزرج با كسب اجازه از پيامبر خدا، به خيبر عزيمت كردند و موفق شدند سلامبنابيالحقيق يكي از سران مشهور يهود را به جرم خيانتها و توطئههاي مكرّر، به هلاكت برسانند.
رسول خدا (ص) پس از ختم غائله يهود بنيقريظه، در سال ششم هجرت با كفّار و مشركان قريش پيمان معروف به صلح حديبيه را امضاء كرد. آن حضرت در سال هفتم نيز با ارسال نامههايي براي شاهان، رهبران و سران ممالك مختلف جهان آن روز، آنها را به اسلام دعوت و به اين ترتيب رسالت جهاني خود را ابلاغ فرمود.
در اين ميان يهوديها همچنان توطئهچيني و دشمني عليه شخص پيامبر و مسلمانان را ادامه ميدادند. شماري از طوايف يهود، به ويژه بنيقينقاع و بنيالنضير كه پس از شكست از سرزمين مدينه رانده شده بودند، در مناطق حاصلخيز خيبر در سي و دو فرسنگي شمال مدينه سكونت اختيار كرده بودند.
يهوديها در خيبر دژهاي هفتگانه مستحكم ساخته بودند و از اين حيث خود را در كمال امنيت احساس ميكردند. اين جماعت در پناه دژهاي آهنين خود از انجام هيچ دسيسهاي عليه مسلمانان كوتاهي نميكردند، بخصوص كه در تحريك قبايل مشرك و بتپرست عرب عليه پيامبر اسلام نقش مستمر و مجدانه داشتند، توطئهگري، خيانت و دسيسهچيني مكرّر يهود خيبر نشان از لجاجت، كينهتوزي و دشمني شديد آنها نسبت به اسلام و مسلمانان داشت. آنها هر لحظه مترصد فرصتي بودند تا طايفه و قبيلهاي از كافران و مشركان را عليه مسلمانان تحريك و بسيج كنند. و آتش جنگ عليه مسلمانان را شعلهور سازند. در چنين شرايط و موقعيتي، پيامبر اسلام مصلحت ديد مسلمانان از شر يهود خيبر خلاص و راحت شوند. آن حضرت دستور داد مسلمانان براي فتح آخرين دژها و كانونهاي توطئه، يعني قلعههاي هفتگانه خيبر آماده شوند. اشعار حماسي مسلمانان در آغاز اين جنگ نشان از آن دارد كه انگيزه خاموش ساختن آتش فتنه و جلوگيري از توطئههاي يهود خيبر، از اهميّت قابل توجهي برخوردار بوده است. البته آنگونه كه در منابع تاريخي نيز آمده است، پس از بازگشت رسول خدا (ص) از حديبيه، خبر رسيد كه يهود خيبر درصدد حمله به مدينه هستند، زيرا پس از شكست همکيشان آنها، يعني طايفه بنيقينقاع، بنيالنضير و بنيقريظه در مدينه، يهود خيبر چون مار زخم خورده مترصد گرفتن انتقام بودند.
به هر صورت لشگر اسلام به دستور پيامبر از مدينه به سوي خيبر حركت كرد. رسول خدا پرچم جنگ را به دست عليبنابيطالب (ع) سپرد. سپاه اسلام فاصله بين مدينه تا خيبر را كه سي و دو فرسنگ و يا حدود دويست كيلومتر برآورد شده، طي سه شبانهروز طي كردند. حضرت رسول خدا (ص) هنگامي كه به خيبر نزديك شدند دعاي زير را قرائت فرمودند:
«بارالها تويي خداي آسمان و آنچه در آن قرار گرفته و خداي زمين و آنچه بر آن سنگيني افكنده، من از تو خير اين آبادي و اهل آن و آنچه را در آن است ميخواهم و از شر آن و اهل آن و آنچه در آن است به تو پناه ميبرم.»
اين دعا بيش از هر چيز انگيزه و اهداف الهي، متعالي و خيرخواهانه پيامبر در خنثي كردن توطئه روزافزون اين كانون خطر عليه اسلام و مسلمانان در آن زمان را گواهي ميدهد.
با استفاده از منابع زیر:
– تاریخ پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)؛ دکتر محمدابراهیم آیتی، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
– زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام (ترجمه سیره النبویه، تألیف ابن هشام)؛ ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی؛ کتابفروشی اسلام.
– زندگانی حضرت محمد (ص)؛ سیدهاشم رسولی محلاتی؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
– فروغ ابدیت؛ جعفر سبحانی؛ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
– پیامبر و جهاد، جلال الدین فارسی؛ مؤسسه انجام کتاب.
– حیوه القلوب (زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام)؛ علامه مجلسی؛ سازمان چاپ و انتشارات جاویدان.





ثبت دیدگاه