حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

05 آذر 1395 - 21:50
شناسه : 4399
بازدید 363
3

درباره رويداد بزرگ موسوم به يازده سپتامبر تاكنون اطلاعات، اخبار و تحليلهاي فراواني انتشار يافته و از ديدگاههاي مختلف و متفاوت مورد بررسي قرار گرفته است. جنجالهاي سهمگين تبليغاتي رسانه هاي غربي سبب شده است تا بسياري از مردم جهان بويژه در دنياي غرب، اطلاعات و درك درست يا مقرون به واقع نسبت به اين […]

ارسال توسط :
پ
پ

درباره رويداد بزرگ موسوم به يازده سپتامبر تاكنون اطلاعات، اخبار و تحليلهاي فراواني انتشار يافته و از ديدگاههاي مختلف و متفاوت مورد بررسي قرار گرفته است.

جنجالهاي سهمگين تبليغاتي رسانه هاي غربي سبب شده است تا بسياري از مردم جهان بويژه در دنياي غرب، اطلاعات و درك درست يا مقرون به واقع نسبت به اين رويداد بسيار بزرگ نداشته باشند.
بي ترديد، پس از گذشت نُه سال، هم چنان در نزد افكار عمومي جهان درباره اين واقعه سوال هاي فراوان وجود دارد.
به راستي! اين حادثه چگونه روي داد؟ چه كساني مسبب آن بودند؟ برنامه و راهبرد مسببان اين واقعه چه بود؟
برخي آگاهان سياسي معتقدند كه اجلاس بين المللي عليه نژاد پرستي كه در نيمه اول شهريور 1380 / ش مقارن با اوايل ماه سپتامبر 2001 م، در دوربان آفريقاي جنوبي برگزار شد، نقطه آغازي براي عملي ساختن طرحي بود كه به يازده سپتامبر معروف و منتهي شد.
اگر چه قطعنامه يا بيانيه پاياني اين اجلاس 9 روزه متني خنثي و بياثر و بلكه عاري از قاطعيت سياسي در برابر نژادپرستي، رژيم صهيونيستي و صهيونيستهاي نژادپرست بود و به همين دليل مورد حمايت رسمي اسرائيل، آمريكا، انگليس، فرانسه و ديگر دولتهاي دوست و هم پيمان آنها به ويژه در اتحاديه اروپا قرار گرفت. اما اين اجلاس بزرگ كه در آن بيش از يكصدوشصت كشور جهان، هزاران (و مطابق بعضي اسناد بيش از سه هزار)سازمان غير دولتي و صدها شخصيت سياسي و فرهنگي مستقل دنيا به عنوان نمايندگان افكار عمومي سراسر جهان شركت و حضور داشتند، به شدت انزجار و تنفر خود را نسبت به اسرائيل و صهيونيسم و نژادپرستي اعلام كردند. حقيقتي كه در اجلاس دوربان به اثبات رسيد، عمق بيزاري و نفرت اين سازمانها و نمايندگان آنها به عنوان نماد ملتهاي مختلف جهان نسبت به صهيونيسم و صهيونيستها بود. آنها نه فقط اشغالگران اسرائيلي سرزمين فلسطين بلكه اشخاص و كانون هاي صهيونيستي داراي سيطره در دنياي سلطه و قدرت هاي غرب دوست و حامي صهيونيستها را نيز به منزله دشمن بشريت آماج انزجار خود قرار دادند.
اتخاذ و اعلام چنين موضع قاطع و كوبنده از سوي هزاران سازمان غيردولتي و شخصيتهاي مستقل در اين همايش بي نظير بين المللي در واقع انعكاس و بازتاب افكار و مواضع عمومي مردم جهان نسبت به وضعيت و شرايط حاكم بر جهان يعني سيطره ي فرهنگي، سياسي و اقتصادي يهود بين الملل و صهيونيسم جهاني بر اركان قدرت نظام سلطه بود. اشخاص مستقل و نمايندگان سازمانهاي غير دولتي حاضر در اجلاس با عزمي راسخ مواضع خود را در برابر نژاد پرستي و نژادپرستان اعلام و در واقع گرايش اصلي جامعه جهاني را نسبت به آپارتايد، آمريكا، اتحاديه اروپا و اسرائيل كه تماماً تحت فرمانروايي مشتي صهيونيست قرار دارند، اين چنين هويدا و آشكار كردند. بنابراين اجلاس دوربان تنها ماهيت نژادپرستان صهيوني حاكم بر نظام سلطه و حاميان اصلي نژادپرستي و تبعيض نژادي در ميان حاكمان و دولت هاي جهان را عريان و افشانكرد، بلكه نشان داد يك تکاپوی جهاني عليه سيطره نژادپرستان صهيوني در جهان شكل گرفته و در حال خودنمايي است که در آيندهاي نه چندان دور افكار عمومي در سطح جهان را به حركت و جنبش در خواهد آورد.
البته، نبايد اين واقعيت تاريخي را فراموش كرد كه پيش از كنفرانس ضد نژادپرستي دوربان آفريقاي جنوبي، امواج بيداري جهاني و به ويژه بيداري اسلامي، اركان قدرت و سيطره اشرافيت يهود در جهان را به لرزه درآورده بود.
موج گرايش به دين مبين اسلام حتي در مركز اروپا و قلب آمريكا و گسترش نهضت جهاني اسلام در بسياري از كشورهاي دست نشانده و وابسته و به علاوه رويدادهاي اعجاب انگيز در منطقه خاورميانه و سرزمينهاي فلسطين و لبنان و در ميان نسل جوان بهپاخاسته كه توانسته بودند ماشين جنگي اسرائيل را در همان خاكريزهاي اول زمينگير و متوقف كنند؛ حماسة انتفاضه نسل جديد فلسطيني در سراسر اراضي اشغالي و فرار خفت بار و مفتضحانه اشغالگران اسرائيلي از جنوب لبنان در تابستان 1379 ش/2000 م، و بلافاصله آغاز انتفاضه دوم معروف به قيام مسجدالاقصي در روزهاي آغازين سپتامبر 2000م/ مهر 1379 و … تماماً‌در زمرة رويدادهايي بود كه حاكمان پسپردة قدرت جهان را آشفته كرده و موجب شده بود تا آنها توطئه جهاني جديدي را طراحي كنند.
برنامه ريزان كهنهكار صهيوني و سیاست گذاران نيرنگباز ماسوني نظام سلطه از طريق دهها مركز مطالعاتي و اطلاعاتي و به علاوه امپراتوري اطلاعاتي خود، اين فضا را به طور دقيق رصد و ارزيابي كرده بودند. آنها به خوبي دريافته بودند كه پديده بيداري جهاني، فضاي فكري جديدي را در ميان عموم مردم جهان رقم زده است كه جز به دنيايي عاري از سيطره جهاني صهيونيسم نمي انديشند.
نتيجه بررسي، تحليل و ارزيابي آنها اين بود كه اين فضاي فكري جديد در ميان ملل مختلف جهان بايد تغيير پيدا كند. اما چگونه؟ چگونه مي بايست حركتي را سامان دهي كرد كه افكار عمومي را در سراسر جهان تحت تأثير قرار دهد؟ با كدام حادثه بزرگ بايد گرايش عمومي مردم جهان و فضاي فكري آن ها تحت الشعاع قرار ميگرفت؟
آنها در اين باره چندان هم بيتجربه نبودند. سناريوي برپايي دو جنگ بزرگ جهاني در سال 1914 و به خصوص سال 1939، نقشه آمادهاي بود كه فراروي آن ها قرار داشت. همان كساني كه در سال هاي ياد شده اردوگاه هاي پنهان جنگ را در اروپا و آمريكا بر پا و با آتش جنگ جهاني اول و دوم ميليونها انسان بيگناه را قرباني برنامه، مطامع و اهداف خود كرده بودند، اين بار نيز از همان سناريو و تجربه بهره گرفتند.
حافظه تاريخي مردم جهان فراموش نكرده است كه چگونه در راستاي اشغال فلسطين و ايجاد دولت يهودي و اسكان يهودي هاي اطراف و اكناف جهان در آن سرزمين،فرمانروايان پنهان يهودي و ماسوني حاكم بر دنياي غرب به خصوص انگلستان و همچنين ايالات متحده آمريكا، جنگ جهاني اول را رقم زدند.
ماحصل اين جنگ فروپاشي و تجزيه امپراتوري بزرگ عثماني و اشغال فلسطين از سوي ارتش انگلستان به فرماندهي يك ژنرال يهودي به نام آلنبي بود. به موازات آن نيز امپراتوري تزاريسم در روسیه بود كه در خلال اين جنگ ساقط شد و تحت سناريويي به نام «انقلاب اكتبر 1917» بلشويكها و ماركسيستها فرمانروايي جديدي به نام اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي را تشكيل دادند كه عمده رهبران و سران و بانيان آنها يهودي بودند يا يهودي تبار.
با اشغال فلسطين از سوي انگلستان و قريب سه دهه تلاش كانو ن ها و سازمان هاي صهيونيستي براي انتقال و اسكان هزاران يهودي به اين سرزمين با مساعدت قدرتهاي جهاني وقت، نه تنها استراتژي ايجاد دولت يهودي به دلايل متعدد منطقه اي و جهاني محقق نشد و سران و رهبران صهيونيسم نتوانستند به روياي خود جامه عمل بپوشانند بلكه با روي كار آمدن آدولف هيتلر در آلمان و پيدايش فضاي جديد فكري و فرهنگي و سياسي در آن كشور و حتي گسترش اين فضا در قلب اروپا و در ميان نخبگان و انديشه مندان و نيز عموم مردم، صهيونيست ها علاوه بر جبهه فلسطين در جبهة ديگري نيز با مشكل مواجه شدند. عدم استقبال و تمايل بسياري از يهوديان براي رفتن به فلسطين و به علاوه مقاومت شجاعانه و جانانه مردم فلسطين در دفاع از خانه و سرزمين خود در برابر اشغالگران انگليسي و يهودي از يك سو و گسترش فضاي تنفر و بيزاري از يهود در آلمان و به تدريج اروپا سبب شد، فرمانروايان و حاكمان پشت پرده دنياي غرب كه جز زرسالاران يهودي نبودند، با دستپاچگي و سراسيمگي تمام، اما در خفا و پنهان مجدداً اردوگاه هاي جنگي خود را در نقاط مختلف اروپا به ويژه انگلستان و فرانسه و چندي بعد آمريكا بر پا و آتش جنگ جديدي را در اواسط سال 1939 بر افروختند كه به جنگ جهاني دوم در تاريخ معاصر معروف است.
جنگ جهاني اول اشغال فلسطين و جنگ جهاني دوم تاسيس اسرائيل در سال 1948 م/ 1327 را به همراه داشت؛ البته با بهره گيري كاملاً حساب شده از افسانه صهيونيستي هولوكاست كه زاييدة همان جنگِ ساخته و پرداخته صهيونيستها و كانون هاي قدرت پنهان يهودي اروپا و آمريكا بود.
ماجراي يازده سپتامبر را بايد سومين حلقه از توطئه جهاني صهيونيسم، ارزيابي كرد كه اين بار در مسير انحراف افكار مردم جهان در شناخت دشمن صهيونيستي از يك سو و معرفي يك دشمن فرضي و خيالي براي مردم جهان به خصوص اروپاييان و آمريكاييان طراحی و برنامه ریزی شده بود.
متهم كردن مسلمانان به دست داشتن در حادثه يازده سپتامبر، تهاجم وحشيانه آمريكا و متحدان غربياش به عنوان لشگر پياده صهيونيسم به افغانستان و سپس عراق و تمامي جناياتي كه طي اين سالها جهانيان شاهد و ناظر آن بودهاند تماماً دسيسه و توطئه اي صهيوني در مسير تحكيم و تثبيت موقعيت اسرائيل در منطقه،و بعلاوه حفظ قدرت پنهان سياسي و اقتصادي زرسالاران يهودي در اروپا و آمريكا بود. ارائه تصويري خشن از مسلمانان و معرفي دين اسلام به عنوان پديدهاي ترسناك در ميان مردم اروپا و آمريكا و دميدن در تنور اسلام هراسي از سوي رسانههاي صهيونيستي در جهان غرب، بخش ديگر اين سناريو ميباشد كهآن هم در چارچوب تأمين مطامع و منافع صهيونيسم جهاني و در مسير راهبرد صهيونيستهادر جهان امروز به ويژه منطقهخاورميانه و جهان اسلام قابل ارزيابي است.

 

محمّدتقی تقی پور

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.