به مناسبت کشتار دیریاسین
از واپسین روز صدور قطعنامه تقسیم فلسطین یعنی از اول اکتبر 1947 عملیات تروریستی صهیونیستها با همکاری و تبانی نیروهای اشغالگر انگلیس به طور گسترده علیه فلسطینیان به شدت گسترش یافت.
صهیونیستها یک روستای فلسطینی را مورد یورش وحشیانه خود قرار دادند. و خانهها را بر سر ساکنانشان ویران کردند. به گفته سخنگوی «هاگانا» خانه های مورد نظر بر سر ساکنانش با دینامیت ویران شد. در این تهاجم وحشیانه و ددمنشانه پنج کودک فلسطینی کشته شدند. هاگانا سپس از این حمله به عنوان تهاجم انتقامجویانه نام برد و آژانس یهود در ستایش از حمله «هاگانا» بیانیه ای صادر کرد.
در اواخر سال 1947، کارگران عرب شرکت پالایشگاه نفت حیفا، پس از انفجار بمبی در خارج پالایشگاه که به قتل و جرح تعدادی از کارگران عرب که به پالایشگاه می آمدند انجامید، بر کارگران صهیونیست همان شرکت شوریدند و در داخل پالایشگاه با تبر و کلنگ و میله های آهنین با آنها درگیرشدند و تعدادی از آنهاراکشته و مجروح کردند.
پس از آن صهیونیستها برای گرفتن انتقام از اعراب در پالایشگاه، نقشه هجوم به روستاهای بلدالشیخ و حداسه را طرح ریزی کردند. آنان زمانی پس از نیمه شب در اوایل صبح روز اول ژانویه سال 1948 هجوم خود را آغاز کردند. مهاجمان صهیونیست که بین 150 تا 200 تن بودند از تپه های جنوبی روستاهای بلدالشیخ سرازیر شدند و حمله خود را به اطراف این روستا و روستای حداسه متمرکز کردند. در آن وقت اعراب سلاح کافی نداشتند و جز پستهای نگهبانی کوچک محلی در خیابان، پناهگاهی وجود نداشت.
صهیونیستها ساکنان خانههای دورتر در اطراف روستا را غافلگیر کرده و با نارنجک مورد حمله قرار دادند و برساکنان به خواب رفته منازل آتش مسلسل گشودند. این حمله یک ساعت به طول انجامید و صهیونیستها در ساعت 2 صبح، پس از آنکه به حدود ده خانه حمله کردند عقب نشستند. قربانیان این حمله حدود 30 کشته و مجروح بودند که بیشتر آنها را زنان و کودکان تشکیل میدادند.
در راستای کشتار فلسطینیان، آموزشها وآمادگیهای رزمی و نظامی اعضای گروههای تروریستی و صهیونیستی برای انجام عملیات تروریستی برضد فلسطینیان افزایش یافت. در این میان، از مسلمانان به عنوان کیسه بوکس یا سپر انسانی استفاده میشد. همچنان مقرر شد تا ساکنان روستاهای فلسطینی قتل عام شده و روستاهای آنها با خاک یکسان شود. روستای «صقریر» در دشت ساحلی شمال شرق منطقه اسدود اولین روستایی بود که گروه تروریستی هاگانا پیشنهاد داد تا با خاک یکسان شود. این حادثه در یازدهم ژانویه 1948 به وقوع پیوست. در اینباره، خبرگزاری آسوشیتدپرس در 25 ژانویه خبرداد که عناصر«هاگانا» 15 یا 20 منزل مسکونی را در یک روستای عرب نشین در نزدیکی شهرک یهودی نشین بینه منهدم ساختند. این گزارش تعداد کشته ها و مجروحان را ذکر نکرد.
پس از تشدید عملیات تروریستی صهیونیستها و کشتار مسلمانان توسط نیروهای انگلیسی و گروههای تروریستی صهیونیستی، مجدداً مبارزه فلسطینیان به ویژه پس از صدور قطعنامه تقسیم فلسطین از سرگرفته شد. به همین منظور شیخ حسن سلامه به فلسطین بازگشت و فرماندهی مبارزان فلسطینی در بخش غربی منطقه میانی فلسطین که از شهر یافا تا دره الصرار امتداد داشت به او واگذار شد.
پس از تشدیدکشتار فلسطینیان توسط صهیونیستها، اعضای گروههای تروریستی صهیونیستی درشب 15 فوریه 1948 (15/2/1948 ) روستای سعسع واقع در منطقه جلیل شمالی را مورد یورش نظامی قرار دادند. آنها مواد منفجره را درخانه ها کار میگذاشتند و سیستم عمل کننده را به جریان میانداختند. این عملیات تروریستی پس ازهشت دقیقه خاتمه یافت. حدود ده باب خانه مورد اصابت قرارگرفت که شش خانه به طور کامل ویران شد و دهها فلسطینی کشته شدند. از زیر آوار جنازه یک مرد و زن و 9 کودک از جمله یک دختر 10 ساله و جنازه 5 خردسال از 9 تا 25 ساله بیرون آورده شد و 9 تن دیگر مجروح شدند. به گفته فرمانده عملیات، این کشتار، وحشت عجیبی در دل ساکنان روستاها ایجاد کرد.
در پی رعب و وحشتهای ایجاد شده در میان فلسطینیان، ساکنان دو منطقه مالحه و دیریاسین خواستار انعقاد توافقنامه صلح با یهودیان شدند. درهمین راستا شخصیتهای برجسته روستای دیریاسین با ارسال پیامی در مارس 1948 برای سازمان اشترن، برجستهترین سازمان صهیونیستی در آن زمان و رهبران شهرک «غفعات شاؤول» شهرک یهودی نشین مجاور دیریاسین خواستار انعقاد معاهده عدم تعرض به یکدیگر شدند. یک افسر اطلاعاتی هاگانا، خاطرنشان ساخت که اهالی دیریاسین به رغم اعمال فشار نیروهای صهیونیستی، نسبت به توافقنامه یاد شده وفادار ماندند. سازمان هاگانا در آن دوران برجستهترین سازمان صهیونیستی به شمار میرفت و بعدها به همراه سایر سازمانهای صهیونیستی، ارتش رسمی صهیونیستی را تشکیل داد.
پس از شروع بزرگترین تهاجم هاگانا، برای تصرف جاده منتهی به بیتالمقدس و اشغال قسطل در 3/4/1948 و تصرف خلده و دیرمحیسن در 7/4/1948 نیروهای انشعاب یافتۀ صهیونیسم، یعنی اعضای سازمانهای ارگون -اتسل و اشترن- لحی، تصمیم گرفتند تا دیر یاسین را اشغال کنند. روستای قسطل اولین روستای عربی بود که صهیونیستها در سال 1948 آن را اشغال کردند .بعدازآن نیز دیر محیسن وخلده به اشغال آنها درآمد. در این نبرد عبدالقادر حسینی فرمانده ارتش جهاد مقدس به شهادت رسید و فرماندهی منطقه قدس به شیخ حسن سلامه سپرده شد.
صهیونیستها پس از اشغال این روستاها توجهشان به سمت اشغال روستای دیر یاسین جلب شد. بدینترتیب نیروهای انشعاب یافته در سپیده دم نهم آوریل 1948 (9/4/1948) به دیر یاسین یورش بردند. در این عملیات 800 تن از افراد ارگون – اتسل و 40 تن از افراد اشترن- لحی، غفعات شاؤول و یافیرنوف به روستا حمله کردند. در پیشاپیش زره پوشی قرار داشت که بر روی آن بلندگویی نصب شده بود. زره پوش در مسیر راه به کانال آبی افتاد وگیر کرد. به گفته نیروهای انشعاب یافته، صهیونیستها به وسیله بلندگو به زبان عربی ازآنها خواستند تا خانه و کاشانه خود را به سمت دامنه کوه ترک گویند. در اثر مبادله آتش 4 نفر از آنها کشته شدند و به سرعت گلوله هایشان تمام شد. آنها سپس از فرمانده نظامی هاگانا در بیت المقدس تقاضای 4000 گلوله تانک، توپ و تفنگ کردند. پس از آن مردان، زنان، کودکان و پیران را بدون استثنا، قتل عام کردند. آنها در پایان کار خود تعدادی از اسراء را سوار ماشین کرده و با به راه انداختن کاروان پیروزی در میان فریاد شادیها، آنها را در خیابانهای بیت المقدس گرداندند. 245 تن از مردان، زنان و کودکان فلسطینی در این قتل عام کشته شدند.
«ژاک دی رینر» نماینده رسمی صلیب سرخ جهانی در بیتالمقدس یک روز پس از جنایت به روستای دیر یاسین رسید و شاهد عملیات پاکسازی بود در مورد کشتار دیر یاسین چنین میگویند:
« آنها (تروریستها) عملیات پاکسازی را نخست با تفنگهای شکاری سپس با کلت وسرنیزه تمام کردند. سرهای برخی قربانیان بریده شده بود. 52 کودک را در برابر چشم مادرانشان سربریده بودند. تروریستهای یهودی شکمهای 25 زن حامله را پاره کرده بودند و فرزندان آنان را در مقابل دیدگاه مادرشان کشته بودند.»
«زوی ارکوری» رهبر گروه هاگانا ،نیز در روزنامه اسرائیلی«داوار» در مورد کشتار اهالی روستای دیر یاسین این مطلب را منتشر کرد:
«وارد شش یا هفت خانه شدم. جنازه بیگناهان روی زمین افتاده بود. اعضای تناسلی قطع شده و پستانهای کوبیده شده زنان را دیدم. به حسب نشانه هایی که روی جسدها بود، این قتل عام وحشیانه مستقیماً انجام شده بود.»
مناخیم بگین فرمانده گروه تروریستی «ایرگون» که بعدها نخست وزیر رژیم صهیونیستی شد در اینباره میگوید:
« اعراب از خانه ها و زنان و کودکانشان سخت دفاع کردند و نبرد خانه به خانه بود، هرگاه یهودیان خانه ای را اشغال میکردند با مواد منفجره قوی آن را بر سر ساکنانش ویران میساختند. پس از پیشروی کُند در تاریکی و پیش از اولین ساعتهای صبح تمامی روستا به اشغال در آمد و بر سر ساکنانش ویران گردید. تروریستهای گروه اشترن با بلندگو، فلسطینیان را به فرار از روستا دعوت میکردند اما هنگامی که روستاییان از خانههایشان بیرون آمده و پا به فرار گذارده بودند با گلوله تروریستهای صهیونیستی کشته شدند و آنهایی که در خانه ها ماندگار شده و بیشترشان زنان و کودکان و سالمندان بودند میبایست از بین میرفتند. سپس یهودیان شروع به پرتاب نارنجک به درون خانه ها کردند و آنها را بر سر ساکنانشان ویران ساختند.»
تروریستها هر جنبنده یا هرکسی که در خانه ها حضور داشت وزنده بود را به قتل میرساندند. به گونهای که طبق گفته رئیس هیأت صلیب سرخ بین المللی که شخصاً از دیر یاسین دیدن کرده و گور دسته جمعی و انبوه قربانیان را مشاهده نموده بود از بیش از 400 نفری که در این روستا بسر میبردند نزدیک به 40 تن پا به فرا گذاشتند و بقیه بی محابا و با خونسردی به قتل رسیده بودند. فرمانده گروه تروریستی «هاگاناه» نیز راجع به این کشتار میگوید:
«آن روز، بهار زیبا و جالبی بود. شکفتن شکوفه های بادام به پایان رسیده بود. ولی از هر گوشه روستا بوی تعفن مرگ و ویرانی که در کوچه ها بسیار دیده میشد و بوی اجساد پوسیدهای که آنها را در یک گور دسته جمعی دفن میکردیم به مشام می رسید.»
پس از کشتار اهالی و ساکنان دیر یاسین و دیگر روستاهای فلسطینی نوبت به شهرهای فلسطین رسید. صهیونیستها ابتدا شهر طبریه را که براساس قطعنامه تقسیم فلسطین جزء شهرهای بخش یهودی نشین به شمار میرفت در هجدهم آوریل 1948 (18/4/1948) به رغم حضور نیروهای انگلیسی در آن اشغال کردند و تصمیم گرفتند تا در سناریویی شبیه سناریوی اشغال طبریه، بندر حیفا نیز به تصرف درآید. البته این امر با توجه به شرایط، در مواردی از قبیل اشغال بعضی روستاها و مواضع وشهرکهای اطراف یا نزدیک.
پس از کشتار حیفا و اشغال این شهر بندری فلسطین، صهیونیستها تصمیم گرفتند دومین شهر بندری یعنی یافا را نیز اشغال کنند. موقعیت یافا از نظر جمعیتی باعث شد تا نیروهای صهیونیست در صدد اخراج اهالی آن برآیند و با ایجاد جو رعب و وحشت، آشوب و سرگردانی ساکنان یافا را وادار به ترک خانه و کاشانه خویش نمایند. انفجارها و حملات پی در پی و برنامهریزی شده در بسیاری از نقاط اطراف و مراکز حیاتی آن به وقوع پیوست و سپس از سوی سازمان ارگون به مدت چند روز به شکل وحشیانه گلوله باران شد. این در حالی بود که انگلیسیها در نقاط مشخص در شهر حضور داشتند و تمام فلسطین تحت قیمومیت انگلیس قرار داشت. پس از آن هجوم گسترده و هماهنگ میان تمام سازمانهای صهیونیستی شهر یافا نیز تقریباً به سرنوشت شهر حیفا دچار شد.
پس از سقوط شهر بندری یافا در هفدهم م 1948 (17 7/1948 ) فلسطینیان لولههای آب رأسالعین که در 37 مایلی شمال غربی شهر بیتالمقدس قرار داشت را خراب کرده و بر آبهای رأسالعین مستولی شدند. پس از آن صهیونیستها سعی کردند تا بر رأسالعین استیلا یابند. لذا جنگ و درگیری شدیدی اطراف چشمه که شدیدترین آنها در روزهای آخر ماه بود اتفاق افتاد. در روز 30 می صهیونیستها بر محل نگهبانی رأسالعین غلبه یافتند و به تسلط خود بر این مناطق جامة عمل پوشاندند.
از طلوع فجر روز 31/5/1948 مبارزان روستاهای «دیر طرف» و «بیت نبالا» و روستاهای مجاور از هرکوی و ناحیهای به آنجا شتافتند و به یاری فرمانده بخش میانی منطقه شیخ حسن سلامه پرداختند. تجمع بزرگی از این افراد که در پیشاپیش آنها شیخ بود به وجود آمد وحملات خود را علیه مراکز تجمع دشمن صهیونیستی در رأسالعین شروع کردند. به دنبال آن یک ترکش بمب به قسمت راست بدن شیخ حسن سلامه اصابت کرد که به بیمارستان منتقل شد ولی مقاومت و جنگ افراد او همچنان علیه دشمن صهیونیستی ادامه یافت بهطوریکه پیروزی را در بعداز ظهر روز 31 می 1948 که ساعات زیادی از غلبه صهیونیستها نگذشته بود به دست آوردند.
اول ژوئن 1948 (1/6/1948) یک گروهان عراقی از گردان اول از تیپ اول به منطقه رسید و در آنجا سنگرهای محکمی را احداث کرده و درآن تمرکز یافتند. اما پس از اینکه دو شهر لِد و رمله سقوط کرد این نیروها نیز از رأس العین عقب نشینی کرد. فردای آن روز نیز شیخ حسن سلامه در اثر جراحات وارده در بیمارستان به شهادت رسید.
نرگس حبیبی





ثبت دیدگاه