
بخش دوم
بعضی كارهای يهوديان!
3- جاسوسی
يهوديان به سبب بيوطني، پراكندگي و تعصبات نژاديشان، همواره در مظان اتهام جاسوسي بودهاند. درباره اين نكته اخير، يعني در مظان اتهام جاسوسي بودن يهوديان نژادپرست، تأملي لازم است.
ژان پير آلم در كتاب «جاسوسي و ضدجاسوسي»، وقتي از باستاني بودن فعاليتهاي جاسوسي سخن ميگويد، مصداق آن را «بنياسرائيل» معرفي ميكند:
متون بسياري باستاني بودن فعاليتهاي جاسوسي را تاييد كردهاند. تورات داستان روساي قبايلي را كه موسي براي شناسايي سرزمين كنعان فرستاده است براي ما حكايت ميكند. در لابلاي اوراق اين كتاب مقدس از ماموران يوشع درشهر اريحا و بسياري جاسوسان كمتر شناخته شده ديگر نيز نام برده شده است. (6)
به نظر ژان پير آلم: «ارتباط متقابل ميان ظلم و جور و كشش به سوي جاسوسي، در مورد يهوديان كه به همراه ارمنيها دوملتي هستند كه از ديرباز به شدت مورد آزار و تعقيب بودهاند، كاملاً به اثبات رسيده است. حفظ بقا و دفاع از منافع خود، جامعه يهوديان را وادار كرده است امكانات جاسوسي را مورد توجه قرار دهند و در اين راه دقت نظر و پراكندگي آنها يار و ياورشان بوده است. ترلو، رئيس خدمات محرمانه كرامول، شبكهاي از سوداگران يهودي را كه در سرتاسر آمريكا پراكنده بودند، به خدمت گرفته بود و كارايي اين شبكه پيروزيهاي درخشان درياسالار بليك(7) را امكانپذير كرد. انگلستان، به هنگام نبرد با ناپلئون، از خدمات اطلاعاتي ناتان روتچيلد(8) بهره فراوان برد. در جنگ جهاني اول، روسها از دو شبكه يهودياني كه در آلمان مستقر كرده بودند بهرهبرداري كردند؛ گرچه توفيق اندكي داشت. در جريان جنگ جهاني دوم نيز شمار ماموران يهودي بسيار بود.»(9)
يهوديان نه تنها در گذشته، بلكه همين امروز و حتي در كشورهايي كه مورد آزار و تعقيب نيستند نيز در مظان اتهام جاسوسي قرار دارند.
«ويكتور استروفسكي»(10) عضو موساد كه در جولاي سال 1990 با همكاري يك نويسنده و روزنامهنگار كانادايي خاطرات خود را تحت عنوان «راه نيرنگ» منتشر كرد، اين موضوع را به خوبي شرح داده است.
استروفسكي در كتاب خاطرات بسيار پرفروش خود (در چند روز اول انتشار كتاب، 325 هزار نسخه از آن تنها در ايالات متحده به فروش رفت(11)). آن گروه از يهوديان غيراسرائيلي را كه در كشورهاي ديگر ساكن هستند و به صورت آگاهانه و داوطلبانه به ماموران اطلاعاتي موساد به طرق مختلف كمك ميكنند، «حاميان داوطلب يهودي»(12) ناميده است.
استروفسكي حاميان داوطلب يهودي را «بخش مهم و بيهمتا از عمليات موساد» ميخواند و تاكيد ميكند كه: «حاميان بايد صد درصد يهودي باشند». (13)
او مينويسد: «هزاران نفر از اين نوع حاميان در سراسر جهان وجود دارند. به اين ترتيب، هر مأمور اطلاعاتي سيستمي بدون خطر براي استفاده از افراد در اختيار دارد كه ميليونها نفر يهودي را براي حفظ مرزهاي اسرائيل از خارج از مرزها در خدمت كشور قرار ميدهد. عمل كردن با افرادي كه در محل خدمت مأمور اطلاعاتي هستند، بسيار آسانتر است و لذا در تمام نقاط جهان، حاميان كمك عملي بسيار مهم و خدماتي باورنكردني به موساد ارائه ميكنند.» (14)
خوب است به موارد ذيل نيز توجه كنيم:
1/3. ماركوس ولف (Markus Wolf) كه مدت 34 سال رياست سرويس اطلاعات خارجي را در وزارت امنيت ملي جمهوري دموكراتيك آلمان (آلمان شرقي) برعهده داشت، مينويسد: «من يهودي هستم و البته براي فردي كه در سطح بالاي ضد اطلاعات بلوك شوروي قرار دارد امري غيرعادي است. يا دقيقتر بگويم، من نيمه يهودي هستم؛ چون مادرم يهودي نبود، اما در هر صورت به قدر كافي خون يهودي در رگهايم دارم /…/ من همواره به امور يهوديان علاقهمند بودهام و سنت خانوادگيام به گونهاي بود كه خود را وارث ـ اگر نگويم ايمان يهودي ـ ميراث يهودي ميدانستم.(15)
استفاده از مسائل جنسي در كسب اطلاعات به شيوهاي خاص (استخدام جاسوسان مرد، موسوم به «رومئو»، براي ايجاد ارتباط جنسي با زناني كه به معلومات موردنظر دسترسي داشتند) ازجمله ترفندهاي او بوده است. ولف در توضيحي خواندني مينويسد:
«ارتباط بين داستانهاي عاشقانه و جاسوسي اختراع من نيست. از عهد بسيار قديم، سرويسهاي امنيتي از اين بازي براي نزديك شدن به شخصيتهاي موردنظر استفاده كردهاند. اگر نام من در تاريخ جاسوسي ثبت شود، ممكن است به خاطر اين باشد كه هنر استفاده از غرائز جنسي در كار جاسوسي را به مرحله تكامل رساندهام. «رومئو»هاي جاسوس من به اين دليل در سراسر جهان مشهور شدند كه براي دست يافتن به اسرار سياسي ودولتي، قلب زناني را به دست آوردند كه به اين اسرار دسترسي داشتند. در شروع كار اصلا نميدانستم كه چه نتيجهاي براي ما دربر خواهد داشت. تا جايي كه به من مربوط ميشد، اين نيز يكي ديگر از ابزارهاي بيشماري بود كه در اختيار سرويس اطلاعاتي بيتجربه و بيپول قرار داشت. با وجود اين سوابق تاريخي اميدواركننده بود. در سفر چهارم از اسفار خمسه موسي توضيح داده شده كه چگونه خداوند به موسي امر كرد مرداني را به سرزمين كنعان بفرستد واطلاعاتي به دست آورد. دوازده تن ـ از هر طايفه يك نفرـ انتخاب شدند و حتي براي يكي از آنها اسم رمزي هم تعيين شد ـ« يوشعبن نون» را «يهوشوع»، ناميدندـ كه تمام اين اقدامات كاملا مطابق با اصول سازمانهاي اطلاعاتي است. آنها بعد از جمعآوري گزارشهايي در مورد اقوام زورمند كنعان و شيوههاي كشاورزي در اين سرزمين شير و شهد، خوشه انگوري را بريدند كه به قدري سنگين بود كه مجبور شدند آن را با چوبدستي كه دو نفر دو طرف آن را گرفته بودند، حمل كنند. زماني كه بعد از وفات موسي، يوشع جانشين او شد، دو تن از مردان را براي جاسوسي به «اريحا» فرستاد و آن دو نفر شب را در منزل زن زانيهاي كه «راحاب» نام داشت گذراندند. به اين ترتيب دو گروه از قديميترين گروههاي جاسوسي براي نخستين بار با يكديگر رو در رو شدند. گروه ضداطلاعات شاه اريحا به او اطلاع دادند كه اين دو بيگانه شب را در خانه راحاب به صبح رساندهاند. وقتي راحاب متوجه شد ماموران به خانه او نزديك ميشوند آن دو جاسوس را در پشتبام پنهان كرد و به بازرسها گفت كه آن دو مرد تا صبح با او بودهاند، اما صبح از منزلش خارج شدهاند. به خوبي ميتوانم تصور كنم كه آن زن به اين ترتيب جان آن دو جاسوس وحشتزده را نجات داده است.(16)
ولف در جايي ديگر چهبسا با رويكردي برخاسته از ميراث يهودياش ميگويد: «فرهنگ روانشناختي سرويسهاي جاسوسي، به فرهنگ يك قوم يا قبيله شباهت دارد.»(17)
2/3. سيدني رايلي برجستهترين ماموراطلاعاتي انگليس در روسيه بلشويكي هم يهودي بود.(18)
3/3. جايگاه يهوديان در تاريخ سرويسهاي اطلاعاتي بريتانيا چشمگير و نقش يهوديان در تأمين غيررسمي هزينه فعاليتهاي اينتليجنس سرويس نيز جالب توجه است.(19)
4/3. «سرويس اطلاعاتي صهيونيستها» همان قدر با موساد متفاوت است كه صهيونيسم جهاني با دولت اسرائيل. درواقع بايد «سرويس اطلاعاتي صهيونيستها» را شبكهاي جهاني و نامرئي دانست كه بر فراز و در قلب معظمترين سرويسهاي جاسوسي غرب (به ويژه آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان) شبكههاي خود را تنيده و مستقل از اين سرويسها خطمشي صهيونيسم جهاني را دنبال ميكند. فعاليت «سرويس اطلاعاتي صهيونيستها» در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم تا امروز با نام لرد ويكتور روچيلد در پيوند است؛ فردي كه به درستي بايد «پدر جاسوسي صهيونيسم» خوانده شود. ويكتور روچيلد (متولد 1910م.) كه از وي باعنوان لرد روچيلد سوم ياد ميشود كسي است كه «عجيبترين چهره خاندان روچيلد» لقب گرفته است. او در تقويت موساد و تبديل آن به يكي از مقتدرترين سرويسهاي جاسوسي غرب سهم اساسي داشته است. جالب است بدانيم كه در سال 1369 ه.ش يكي از اعضاي دودمان روچيلد به نام سرتيپ داني روچيلد در راس موساد قرار داشته است.(20)
5/3. در ماجراي مشهور «روزنبرگها» كه موضوع آن سرقت اسناد اتمي آمريكاييها و تحويل اسناد مذكور به روسها بود، هم متهمان يهودي بودند و هم قاضي پرونده «ايروينگ كوفمن»! «ژوليوس روزنبرگ» و همسرش «اتل» در ژوئن 1953 اعدام شدند. درباره محاكمه اين دو حرف و نظر بسيار است. اما يكي از اين اظهارنظرها كاملا درخور تامل است: « اتل» و « ژوليوس» در آن واحد هم يهودي هستند و هم كمونيست و چنانچه قاضي «كوفمن» به لحاظ همكيشي با آنها كمترين اغماض و گذشتي از خود نشان دهد موج عظيم و مبهم ضدكمونيستي كه توسط «مك كارتي» جامعه آمريكا را فراگرفته يكباره به موج ضديهود تبديل نخواهد شد؟»(21)
6/3. «آلفرد دريفوس»، افسر ارتش فرانسه كه به اتهام جاسوسي براي آلمان در سال 1896م. دستگير و محاكمه گرديد، يهودي بود. «ماجراي دريفوس» از مهمترين رخدادهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي پايان قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم است. تأثيرات عميق اين ماجرا همچنان برجاست.(22)
7/3. ادوارد شرلي، يك يهودي عضو «سازمان جاسوسي سيا» و مسلط به زبان فارسي است. وي مدعي است در زمستان 1994م. به طور قاچاق سفري به ايران داشته است. خاطرات سفر وي در سال 1380 ه.ش با نام «دشمنت را بشناس» به فارسي منتشر شده است.
محمد طيّب
پينوشتها:
6- جاسوسي و ضدجاسوسي؛ ص8.
7-Blake
8- Nathan Rotschild
9- جاسوسي و ضدجاسوسي؛ صص 26- 25.
10- Victor Ostrovsky
11- راه نيرنگ؛ ص7 (يادداشت مترجم).
12- Sayanim
13- همان، ص 128.
14- همان؛ صص 129- 128.
15- مرد بيچهره؛ ماركوس ولف؛ ترجمه مهوش غلامي؛ انتشارات اطلاعات؛ تهران: 1378؛ صص 7 و 39.
16- مرد بيچهره؛ صص 217 و 218.
17- مرد بيچهره؛ ص 304.
18- ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ج2؛ ص120 .
19- همان.
20- همان، ج 2؛ ص 121- 119 (با تلخيص)
21- ماجراهاي شگفتانگيز تاريخ؛ پير بلمار و ژان فرانسوا ناميا؛ ترجمه هوشنگ لاهوتي؛ انتشارات موسسه اطلاعات: تهران: 1370؛ ص 179.
22- براي آشنايي جامع با اين موضوع مراجعه كنيد به:
پژوهه صهيونيست (مجموعه مقالات): به كوشش محمد احمدي؛ موسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه؛ تهران: دي 1376؛ صص 267- 181 (مقاله بازنگري ماجراي دريفوس»)





ثبت دیدگاه