
من یک مثال برای شما از قرآن و از تاریخ قرآنی بزنم: خدای متعال موسی و هارون را مأمور کرد که بروند به سراغ فرعون، خب خیلی کار عظیمی بود که دو نفر آدمِ تنها، بروند به مقابله و معارضهی با یک قدرت عظیمِ آن روز؛ قدرت فرعونی یک قدرت بسیار عظیمی بود ـ از لحاظ سیاسی، از لحاظ اجتماعی، حتّی از لحاظ نفوذ در مردم، از لحاظ تأسیسات اداری، که تفاصیلی دارد قدرت فرعونی- یک چیز عجیبی بود فرعون؛ یک قدرت مستبدِ فعّالمایشاء؛ با آن همه امکانات؛ خدای متعال دو نفر را مأمور میکند که بروید شما با این آدم معارضه کنید و مبارزه کنید. حضرت موسی عرض کرد پروردگارا! ممکن است برویم، ما را مثلاً بکشند، به قتل برسانند، کارمان نصفهکاره بماند -از کشتن نمیترسیدند، گفتند کار نصفهکاره میمانَد ـ قالَ لا تَخافا إِنَّنی مَعَکُما اَسمَعُ وَ اَرى،1 ]خدا گفت] من با شما هستم. ببینید معیّت الهی این است: اِنَّنی مَعَکُما اَسْمَعُ وَ اَرى. اینکه خدا میگوید «إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا» ـ که من عرض می کنم اگر من و شما تقوا داشته باشیم خدا با ما است ـ این معیّت الهی و با ما بودنِ خدا، معنایش این است که می توان دو نفر آدم تنهایِ دست خالی را فرستاد به جنگ یک فرعون. همین حضرت موسی یکجای دیگر ـ مکرّر البتّه در قرآن هست، حالا یکجای دیگرش را من عرض می کنم ـ وقتی که کارشان به معارضه و رودررویی علنی افتاد و بنیاسرائیل را جمع کرد که سحَر، [یعنی] صبحگاه خیلی زود یا نیمه شب، حرکت کردند به بیرون شهر که فرار کنند و بروند و از دست فرعون خلاص بشوند، صبح که شد و یکمقداری روز بالا آمد، جاسوس های فرعون خبر دادند که بنیاسرائیل شهر را خالی کردهاند و همه رفتهاند؛ فرعون دستپاچه شد که اینها حالا می روند یکجای دیگر و یک هستهای درست می کنند؛ گفت جمع بشوید. لشکر را جمع کردند و پشت سر اینها راه افتادند؛ حالا چقدر فاصله شده من نمی دانم، شاید یکروز یا دو روز یا کمتر یا بیشتر فاصله شده که این لشکر راه افتاده است. خب، آنها پیاده داشتند بدون تجهیزات میرفتند ـ یک مشت مردم بودند؛ زن، مرد، بچّه ـ [امّا] اینها با تجهیزات و سپاه و لشگر و اسب و همهچیز؛ طبعاً زود به آنها می رسیدند؛ به آنها [هم] رسیدند. اصحاب موسی از دور دیدند که وای! لشکر فرعون دارد میآید؛ دستپاچه شدند. در قرآن -سورهی شعرا- میفرماید که «فَلَمّا تَرءَا الجَمعان»، وقتیکه دو گروه یعنی گروه حضرت موسی که جلو می رفتند و گروه فرعون که پشت سر میآمدند، همدیگر را از دور دیدند و اینقدر به هم نزدیک شدند که میتوانستند یکدیگر را ببینند، قالَ اَصحـبُ موسی اِنّا لَمُدرَکون؛2 بنیاسرائیل که با موسی بودند، خوفشان برداشت، گفتند که یا موسی! الان به ما می رسند؛ «مُدرَکون» یعنی الان آنها می رسند، ما را میگیرند و قتلعام می کنند. موسی چه جواب داد؟ حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّا، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است، پروردگار من با من است؛ کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین.3 ببینید! معیّت الهی اینقدر اهمّیّت دارد. اینکه می گویند: اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون،4 این معیّت را باید قدر دانست. اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. سوره ی طه، آیه ی 46
2. سوره ی شعرا، آیه ی 61
3. سوره ی شعرا، آیه ی 62
4. سوره ی نحل، آیه ی 128؛ «در حقیقت خدا با کسانی است که پروا داشته اند و ]با[ کسانی ]است[ که آنها نیکوکارانند.
حضرت آیت الله العظمی سیّدعلی حسینی خامنه ای؛
1395/9/3





ثبت دیدگاه