هنری فورد
ترجمه: علی آرش
مقدّمه:
بیش از نود سال از انتشار مجموعه یهود بینالملل نوشته هنری فورد آمریكایی گذشته است. با این حال این نوشتار هم چنان حرفهای تازهای برای گفتن دارد و از اطلاعات و معلومات جذاب و تكان دهندهای برخوردار است. چگونه یهودیان در آمریكا نفوذ و سپس سیطره خود را بسط دادند و بر اركان قدرت ایالات متحده مسلط شدند؛ چگونه فرهنگ، آداب، عادات، افكار و اخلاق آمریكایی را به سمت اهداف و برنامههای خود سوق دادند؛ چگونه ذهن و ذائقه آمریكایی را مطابق میل و سلیقه خود جهت دادند؛ چگونه بر اهرمها و ابزارهای سیاسی، اقتصادی، رسانهای، فرهنگی، فكری، آموزشی، هنری و سینمایی ایالات متحده آمریكا غلبه یافتند؛ اینها فریادهای هنری فورد آمریكایی خطاب به آمریكاییان و بلكه مردم جهان است كه نسبت به سیطره خزنده و تدریجی یهود اعلام خطر كرده است. او مردم آمریكا را به مبارزه و مقاومت و ایستادگی در برابر سیل تهاجم یهود دعوت میكند. او موسیقی آمریكایی را یك ابزار و صنعت یهودی اعلام میكند و نسبت به مفاسد و ابتذال عمیق و پردامنة آن در میان مردم آمریكا، به خصوص جوانان هشدار میدهد و اعلام خطر میكند.
متن زیر گزیدهای از نوشتار هنری فورد درباره یهود و موسیقی آمریكا است كه از نظر خوانندگان میگذرد:
براى آنكه نهادهاى غیریهودى را پیش از موعد نابود نكنیم آنها را در دستهاى با كفایت خود گرفته ایم و مكانیسم آنها را فرسوده ساخته ایم. این نهادها در گذشته نظم دقیق و مناسبى داشتند ولى ما مدیریتى لیبرال، بى نظم و بى قانون را جایگزین آن نموده ایم. ما در نظام قضایى، مطبوعات، آزادى فردى، حق رأى، مهمتر از همه تعلیم و تربیت و فرهنگ كه اساس زندگى آزاد است، مداخله سوء كرده و تحریفاتى انجام داده ایم.
ما جوانان غیریهود را با آموزش اصول و فرضیاتى كه از نظر ما كذب محض است ولى خود آنها را القا كرده ایم گیج و گمراه ساخته و روحیه آنان را تضعیف كرده ایم.
در زمینه قوانین موجود، بدون آنكه عملاً تغییرى در آنها به وجود آوریم، صرفا با تحریف این قوانین از طریق ارائه تفسیرهاى متناقض، كارى كرده ایم كه از نظر آثار و نتایج مترتب بر آن اعجاب آور است.
ـ پروتكل نهم
جاز یهودى به موسیقى ملى ما تبدیل میشود
بسیارى از مردم حیران مانده اند كه انبوه آهنگهاى احساساتى و احمقانه كه خانه هاى پاك و محجوب را اشغال كرده و جوانان را به تقلید از یاوه سرایى یك مُشت عقب مانده ذهنى واداشته است از كجا سرچشمه مى گیرد. موسیقى عامیانه یك مُنوپُلى یهودى است. موسیقى جاز آفریده یهود است. احساسات افراطى و احمقانه، وسوسه هاى شیطنت آمیز، نفسانیت و لذتپرستى نهفته در نُتهاى گمراه كننده، همه منشأ یهودى دارند.
كلمات وسوسه انگیز، جیغ و فریاد حیوانات جنگلى و آه و ناله و صداهاى شهوانى، با چند نُت احساساتى استتار شده و وارد خانه ها مى شوند، حال آنكه اگر همین چیزها، بدون اینكه توسط «موسیقىِ مصرفى» استتار شده باشد وارد مى شد، با نفرت بیرون انداخته مى شد. «اشعار» موسیقى عباراتى را فاش مىسازد كه مستقیما از مستراحهاى پایتختهاى جدید اخذ شده اند تا زبان روزمره و زمزمه هاى نسنجیده دختران و پسران محصل را شكل دهند.
آیا عجیب نیست كه به هر طرفى مىچرخید تا منشأ جریانهاى فاسد و مخرب جارى در جامعه را ردیابى كنید، با گروهى از یهودیان مواجه مىشوید؟ در فساد و انحطاط بازى «بیسبال»ـ یك گروه از یهودیان. در استثمار مالىـ یك گروه از یهودیان. در فساد نمایشىـ گروهى از یهود. در تبلیغ مشروبات الكلىـ گروهى از یهود. در كنترل سیاستهاى نظامى كشورـ گروهى یهودى. در كنترل مطبوعات از طریق اِعمال فشار تجارى و مالىـ گروهى یهودى. سوداگران جنگـ 80 درصد یهودى. سازمان دهندگان مقابله فعال با قوانین و آداب و رسوم مسیحىـ یهودیان. در این جوّ مسمومِ موسیقى عامیانه كذایى كه ضعف روحى و فكرى را با انواع هرزگى درهم مىآمیزدـ باز هم یهودیان.
كسانى كه از نفوذ و غلبه یهود بر موسیقى آمریكا اطلاعى دارند، بدون شك آن را جدى و خطرناك مىدانند. نه فقط یهودى شدن اركسترهاى بزرگ و معدود ما با اعتراض روزافزونى روبروست، بلكه واكنش شدیدى علیه تبانى نژادىاى كه سكوى اجراى كنسرتها و سایر سكوهاى مورد علاقه مردم را به بهاى حذف همه هنرمندان غیریهود با یهودیان پُر مىكند، وجود دارد. اگر آنان هنرمندان برترى بودند، حرفى نبود؛ ولى آنها صرفا در محافل موسیقى یهود مشهورترند و به لحاظ نژادى حمایت مىشوند.
یكى از همین موسیقدانها مىگفت: «بگذارید من آهنگهاى یك قوم را بسازم؛ دیگر برایم فرقى نمىكند چه كسى قوانین را وضع مىكند.» در این كشور یهودیان در هر دو زمینه نقش بزرگ داشتهاند. هدف از نگارش این مقاله این است كه مردم را با حقیقت موسیقى ابلهانهاى كه روز و شب بنابر عادت زمزمه مىكنند و مىخوانند و فریاد مىكشند آشنا نماید و در صورت امكان، به آنان كمك كند تا چماق نامرئى یهود را كه براى مقاصد مالى و تبلیغى بر فراز سر آنها تاب مىخورد مشاهده كنند. همچنان كه تئاتر و سینماى آمریكا تحت سلطه یهودیان و سوداگرى و منفعتجویىِ هنر برانداز آنان قرار گرفته، اداره «آهنگهاى عامیانه» نیز به یك صنعت «ییدیش» تبدیل شده است. یهودیانى كه در نخستین روزهاى بهرهبردارى این حرفه را در اختیار گرفتند عمدتا متولد روسیه بودند و سابقه شخصى برخى از آنها به اندازه سابقه بسیارى از رهبران یهودى تئاتر و سینما ناخوشایند و نفرتانگیز بود.
در اوایل دهه 1920، دادخواستى از طرف دولت ایالات متحده مطرح شد كه ضمن آن «ایروین برلین»1، «لئو فیست»2 و سایر رؤساى هفت شركت نشر موسیقى نیویورك به نقض قانون ضد تراست شرمن3 متهم شدند. متهمین ظاهرا كنترل 80 درصد از آهنگهاى داراى امتیاز طبع و نشر انحصارى موجود را كه مورد استفاده تولیدكنندگان گرامافون، پیانوى خودكار و سایر ابزار تولید موسیقى بودند، و نیز تعیین قیمت ثابت صفحات و نوارهاى موسیقى را براى فروش به عامه مردم برعهده داشتند. شركتهایى كه در این قضیه دخالت داشتند عبارت بودند از «شركت سهامى موسیقى»4، «شركت سهامى ایروین برلین»5، «شركت سهامى فرانسیس، دِى و هانتر»6، «شاپیرو، برنشتاین و شركا»7، «شركت سهامى واترسون، برلین و اشنایدر»8، و «شركت سهامى ام. ویتمارك و پسران»9. همه این شركتها در نیویورك قرار داشتند. دولت ایالات متحده در صدد فسخ پیماننامهاى بود كه ظاهرا بر اساس آن متهمین صرفا از طریق «شركت سهامى موسیقى» كه خود آن را تأسیس كرده بودند به عقد قرارداد مبادرت مىكردند. 20 درصد باقیمانده داد و ستد آهنگهاى موسیقى توسط تالارهاى موسیقى یهودى دیگرى كه در آن گروه خاص گنجانده نشده بودند اداره مىشد.
تراست موسیقى یهود چگونه شما را به ترنّم وامىدارد
یهودیان آهنگ عامیانه نساختند بلكه آن را به ابتذال كشیدند. دقیقا زمانى كه یهود كنترل آهنگهاى عامیانه و مورد علاقه مردم را به دست گرفت، جنبه معنوى و اخلاقى اینگونه آهنگها رو به انحطاط گذاشت. موسیقى «عامیانه» پیش از آنكه به صنعتى یهودى تبدیل شود حقیقتا عامیانه و مردمى بود. مردم آن را ترنّم مىكردند و دلیلى نمىدیدند كه پنهانش كنند. اما موسیقى عامیانه امروز اغلب آنقدر مشكوك و سؤالبرانگیز است كه مجریان آن، بهخصوص اگر نشانى از نجابت و پاكیزگى در وجودشان باشد، باید مستمعین را پیش از اجرا ارزیابى نمایند. هموطنان میانسال مراحلى را كه موسیقى عامیانه طى چند دهه اخیر پشت سر نهاده به یاد مىآورند. سرودهاى جنگى تا بعد از جنگ داخلى10 [آمریكا] دوام پیدا كرده و به تدریج با آهنگهاى بدیع، رومانتیك و بىآلایش دوران بعد از جنگ درهم آمیختند. طى جنگ جهانى اول، آهنگها و تصنیفهاى مشابهى براى یك مدت كوتاه احیا شدند. این آهنگها محصول كارخانههاى آهنگسازى نبودند بلكه توسط افرادى كه استعدادشان به صورت طبیعى شكوفا مىشد به وجود آمدند. این اشخاص نه براى مجامع نشر و توزیع موسیقى بلكه براى ارضاى حرفهاى خویش و براى هنرمندان سالنهاى موسیقى كار مىكردند. ثروت زیادى از طریق آهنگسازى به دست نمىآمد ولى خشنود ساختن و ارضاى ذوق عامّه موجب رضایت و خشنودى هنرمند مىشد. ذوق و سلیقه عامّه طالب چیزى است كه عموما از آن تغذیه مىكند. ذوق و سلیقه عامّه همان عادت آنهاست. عموم مردم از منشأ آنچه زندگیشان با آن تأمین و سپرى مىشود بىخبرند و خود را با آنچه عرضه مىشود تطبیق مىدهند. ذوق و سلیقه عامّه همراه با بالا رفتن یا پایین آمدن كیفیت تغذیه مادى یا معنوى آنان بهبود یافته یا تنزل پیدا مىكند.
طى یك ربع قرن، با برخوردارى از همه امكانات تبلیغى نظیر تئاتر، سینما، موسیقى عامیانه، روزنامهها و رادیو، ضمن تحقیر و تخفیف همه نهادهاى اخلاقى مخالف، تقریبا مىتوان نوع مردم و جامعه مورد نظر را پرورش داده و بهوجود آورد. فقط حدود یك ربع قرن براى انجام این كار كفایت مىكند.
مردم سابقا هم مثل امروز ترنّم مىكردند، اما نه به این طرز تخدیر شده و نه با این تسلسل و پیوستگى ناشى از گیجى و اغتشاش. آنان ترنّم مىكردند، نه به عنوان عادتى غیرارادى بلكه چون چنین مىخواستند. آنان آهنگهاى بىمعنى و مهمل، عاطفى و حماسى را مىخواندند و زمزمه مىكردند ولى آهنگهاى «مشكوك» ممنوع بود. آهنگهاى قدیمى را به سهولت مىتوان به خاطر آورد. اگرچه سالها از دوره محبوبیت آنها گذشته است، اما طبیعت آنها به گونهاى است كه از میان نمىروند. آهنگهاى بسیار قدیمى وجود دارند كه عناوین آنها حتى براى كسانى كه آنها را نخوانده و زمزمه نكردهاند آشناست. ولى آهنگ عامیانه مورد علاقه مردم را در همین ماه گذشته در نظر بگیرید. چه كسى نامش را به خاطر دارد؟ آهنگهاى قدیمى جایى براى آثار وسوسهانگیز و احساسات ناسالم و بیمارگونه باقى نمىگذاشتند. آنها فاقد احساس و عاطفه نبودند اما احساس موجود در آنها ناشایست و قبیح نبود. آنگاه یهودیان وارد شدند و آهنگ عامیانه متحول شد. عناوین كاملاً تازهاى با موضوعاتى كاملاً متفاوت با آهنگهاى قبلى رواج پیدا كرد. خوانندگان با ذوق و مستعد و تصنیفهاى خوشآهنگ ناپدید شدند. دوره موسیقى یهودى و آفریقایى مدخلى براى موسیقى جنگلى، یا به اصطلاح «كنگو»یى11، و انواع دیگر موسیقى بود كه به سرعت مدارج انحطاط را پیمود و به نوعى موسیقى سبعانه تبدیل شد كه از آنچه خود حیوانات وحشى ممكن بود به آن دست یابند سبعانهتر مىنمود. در كنار این كشش باتلاقى، نوعى موسیقى «ضربى» كه ادامه موسیقى سیار اصیل سیاهان12 بود جریان داشت. موسیقى تغزلى در برابر آهنگهاى رقص سیاهان كه سیلآسا رواج پیدا مىكرد رنگ باخته و از میان رفت. موسیقى سیار احیا شد: جوانان اغواگر بهطور یكنواخت و آرام تصنیفهایى را زیرلب زمزمه مىكنند، زنان دلفریب با حركاتى كه به طرز شرمآورى شهوتانگیز است ترانههایى را تودماغى مىخوانند كه هیچ آهنگساز واقعى بازنمىشناسد. گروههاى نوازنده موسیقى جاز رفته رفته ظاهر شدند.
اگرچه زوال و انحطاط موسیقى عامیانه به تدریج و به صورتى نامحسوس آغاز شد اما در آهنگهاى مبتذل یكى دو دهه اخیر به سهولت قابل تشخیص است. عاطفه و احساس جاى خود را به وسوسههاى شهوانى داده است. ماجراى عاطفى و عاشقانه به تحریكات جنسى تبدیل شده است. موسیقى موزون و خوشنواى عامیانه پس از عبور از مرحله آهنگهاى ضربى و ریتمیك، اكنون به آه و ناله و موسیقى جاز بدل گشته است. مضمون اشعار موسیقى نیز متنزل شده و جاى خود را به لجنهاى برآمده از عمق پستترین طبقات جامعه واگذار كرده است.
نخستین «سلطان جاز»13 تقلبى یك یهودى به نام «فریسكو»14 بود. مدیران اصلى این روند رو به تباهى همه یهودى بودهاند. فقط قدرى زیركى و موذیگرى لازم بود تا این كثافت ضداخلاق و معنویت را از نظرها بپوشاند و آن را از جایگاه طبیعىاش، كه جز بیزارى و تنفر حس دیگرى در انسان برنمىانگیزد، برتر جلوه دهد.
سرقت اندیشهها
یهودیان در كار تولید آهنگهاى مردمى طبق معمول ابتكارى از خود نشان نداده و صرفا به «اقتباس» پرداختهاندـ تعبیرى مؤدبانه كه به جاى «سرقت هنر و اندیشه دیگران» استفاده مىشود. یهودیان چیزى را بهوجود نمىآورند؛ آنان آنچه را كه دیگران بهوجود آوردهاند با زیركى تحریف كرده و از آن سوءاستفاده مىكنند. هنرمندان متوسطى كه تحت فشار مدیران غیرهنرمند ناگزیرند چیزى تولید كنند كه به حد كافى جاذبه داشته باشد تا پول مردم را جذب كند به سرقت دسترنج دیگران روى مىآورند. یهودیان همه كتابهاى موسیقى قدیمى، امتیاز اُپراها و مجموعه تصنیفهاى مردمى موجود را خریدارى كردهاند. اگر قدرى درنگ كرده و برخى از مهمترین «آثار موفق» نخستین روزهاى ظهور تراست تولید موسیقى یهود را بررسى كنید، متوجه خواهید شد كه این آثار بر اساس ملودى و مایه اصلى آهنگهاى پاك و دلنشین «دوران ماقبل باتلاق»15 [دوران پیش از سلطه یهود] ساخته شدهاند.
به دلیل سلطه مطلق یهود بر بازار موسیقى، چه در زمینه نشر و توزیع و چه در اجراى نمایشى، تقریبا غیرممكن است كه چیزى به جز آهنگهاى یهودى در ایالات متحده منتشر شود، یا در صورت انتشار شنونده داشته باشد. این واقعیت كه تراست یهود كل تجارت موسیقى را در تملك خود داشته و آهنگهاى به اصطلاح موفق همه نامهاى یهودى دارند مؤید این مدعاست.
آنچه تهدید یهود را درباره سلامت هنرى ما جدىتر مىسازد از یك سو به ظاهرفریبى، جذابیت كاذب، فریبندگى شرقى، تلألؤ و درخشندگى، احساسات تند و افراطى، شهوتگرایى و بدبینى شدید هنر یهودى بازمىگردد و از سوى دیگر از این واقعیت ناشى مىشود كه خصیصه نژادى، یعنى عمیقترین و بنیادىترین كشش درونى ما، به واسطه صدها گرایش دیگرِ عصر یهود ضعیف و مغشوش شده است. مجموعه خصایص و دیدگاه آنگلوساكسون هسته حیاتى خلق و خوى آمریكایى است. غلبه یهود بر موسیقى ما هر آینه ممكن است این خصایص را پنهان و خنثى كند.
«كوچه تینپَن»
آمریكا نه آنچه را كه دوست دارد بلكه آنچه را كه تبلیغاتچىهاى موسیقى باتفسیرهاى مكرر آنقدر تبلیغ مىكنند تا اذهان سُست مخاطبان خود را به تكرار آن در كوچه و خیابان وادار نمایند ترنّم مىكند. تبلیغاتچىهاى موسیقى در تئاتر، برنامهاى تفریحى و رادیو عوامل مزدور آژانسهاى موسیقى یهود هستند. موسیقى ابلهانهاى كه جاز و «سویینگ»16 نامیده مىشود نه به دلیل امتیاز و شایستگى خاص بلكه تحت فرمان پول رواج مىیابد. موسیقى غیریهودى تحت عنوان «موسیقى روشنفكرانه» طرد مىشود. مردم هر روز از القائات احمقانهاى كه به صورت سیل لجن و كثافت از «كوچه تینپن»17، كارخانه اصلى تولید هرزگى در نیویورك، جارى مىشود تغذیه مىكنند.
«كوچه تینپن» نام منطقهاى است در خیابان بیست و هشتم، بین «برادوى»18 و خیابان ششم، كه نخستین تولید كنندگان موسیقى ییدیش [یهودى] كار و كسب خود را در آنجا آغاز نمودند. گروه گروه دختران جوانى كه تصور مىكردند مىتوانند بخوانند، و گروههاى دیگرى كه مىپنداشتند مىتوانند اشعار آهنگها را بسرایند، به وسوسه تبلیغاتِ دروغ مدیران تازهكار یهودى كه بیش از آنچه از عهدهشان برمىآمد وعده داده بودند، به این محل آمدند. لازم به ذكر نیست كه چقدر رسوایى و فضاحت به بار آمد؛ همیشه وقتى دختران غیریهودى به طلب مساعدت از یهود تن مىدهند، رسوایى به بار مىآید. هیاهوى مداوم، صداى هلهله و فریادِ شادى برخاسته از «پارتى»ها و صداهاى ناهنجار و خشن پیانو و شیپور باعث شد كه این منطقه «كوچه تینپَن» نامیده شود. اكنون همه آمریكا یك «كوچه تینپَن» عظیم است و سرگرمى و تفریح، نسل جوان و سیاست آمریكا چیزى جز هیاهوى ناهنجار یهودیت عقب افتاده و ابله نیست.
كسى نمىتواند مكر شیطانى19 را كه موجب ایجاد و تداوم فضایى ناپاك در میان همه قشرهاى جامعه شده است نادیده انگارد. در اینجا یك چیز شیطانى20 وجود دارد؛ چیزى كه با زیركى و حیلهگرى شیطان محاسبه و برنامهریزى شده است و این وضع همچنان ادامه دارد و با زوال و تباهى تدریجى غیریهود و افزایش ثروتهاى یهود بدتر و وخیمتر مىشود.
كشیشان، دستاندركاران تعلیم و تربیت، اصلاحگران، والدین، شهروندان، همه و همه از رشد بىبند و بارى در میان مردم متحیرند و آثار و نتایج شوم حاصل از آن را مورد انتقاد قرار مىدهند. آنان جوانان را كه به القائات و وسوسههاى پلید و شهوانى تسلیم مىشوند سرزنش مىكنند. آنان بر افسارگسیختگى جنسى، بزهكارى و رفتار كودكانه جوانان تأسف مىخورند. اما همه اینها منشأ و سرچشمهاى دارد. چرا سرچشمه این مفاسد مورد تهاجم قرار نمىگیرد؟ وقى یك ملت به وسیله نیرویى منظم، هدفدار و سازمان یافته در مفاهیم، اندیشهها و دیدگاههایى با ویژگى خاص غوطهور و غرق شده است، به جاى معلول علت را باید هدف حمله قرار داد. اما دقیقا همین علت است كه احتمالاً از روى بىاطلاعى، و شاید هم ترس، هرگز هدف تهاجم واقع نشده است.
سرزنش مردم سودى ندارد. مردم همانگونهاند كه تربیت مىشوند. تجارت مشروبات الكلى را كاملاً آزاد بگذارید تا جامعهاى میگسار و عیاش بهوجود آید. اگر همین آزادى را، همچنان كه براى تولیدكنندگان یهودى آهنگهاى عامیانه تأمین شده، براى قاچاق مواد مخدر فراهم نمایید، جامعهاى متشكل از معتادان به مواد مخدر ایجاد خواهد شد. در چنین شرایطى حمله به معتادان احمقانه خواهد بود؛ عقل سلیم حكم مىكند كه دلالان مواد مخدر افشا شوند.
شور و شوق جنونآمیز كنونى نسبت به آهنگهاى یهودى نتیجه تضعیف حُجب و حیاى اجتماعى و استفاده از داروهاى قوى براى تحریك غرایز است. قربانیان این جریان همه جا هستند. اما تنها تعداد بسیار اندكى از مخالفان این فساد اخلاقى بر بیهودگىِ سرزنش جوانانى كه اینچنین بیمار و آلوده شدهاند واقفند.
عقل سلیم حكم مىكند كه سرچشمهها و علل این بیمارى از میان برداشته شوند. یكى از این سرچشمهها گروه یهودى تولیدكننده موسیقى است كه كل محصول را در اختیار دارد و مسئولیت همه جریان را، از سرودن شعر تا استفاده از منافع حاصله، عهدهدار مىباشد.
نه چندان «مردمى»
در كنار دعوى اخلاقى علیه موسیقى به اصطلاح «مردمى»، این دعوى نیز قابل طرح مىباشد كه اساسا این نوع موسیقى «مردمى» و مورد علاقه جامعه نیست. هیچ چیز خود به خود مورد پسند عامه قرار نمىگیرد چرا كه ذوق و سلیقه عامه داراى این حد از بصیرت نیست. این علاقه به صورت كاذب و به یارى تبلیغات مستمر حاصل مىشود؛ یعنى نوعى كوفتنِ مكانیكى محض بر اذهان مردم. هر فیلم و نمایشى به ذوق و سلیقه مردم شكل مىدهد. پوسترهاى خیره كننده، صفحات گرامافون، گروههاى رقص و آواز و رادیوها روز و شب به تبلیغ مشغولند و فلان آهنگ به صِرفِ تكرار و به ضرب القا و وسوسه گُل مىكندـ تا زمانى كه آهنگ دیگرى جانشین آن شود. همان بازى قدیمىِ تغییر سبك براى جلب مشترى و شتاب بخشیدن به بازار داد و ستد. هیچ چیز در بازى یهود دوام نمىیابد؛ نه سبك لباس پوشیدن، نه فیلم و نه موسیقى. همواره چیز «تازه»اى ارائه مىشود تا جریان پول را از جیب مردم به سوى صندوقِ تولیدكنندگان ابله و عقب افتاده یهودى تسریع كند.
دو مسأله درباره موسیقى «مردمى» براى همه روشن است: نخست اینكه این نوع موسیقى پردهدر و بىحیاست و مؤثرترین عامل ایجاد فضاى مسموم و متعفن در كشور است؛ و اگر نگوییم مؤثرترین عامل، لااقل همپاى سینما در ایجاد این فضا نقش دارد. دوم اینكه صنعت موسیقى «مردمى» صنعتى منحصرا یهودى است.
«اتحادیه ضدافترا»21 مىتواند در اینجا دست به كار شود. این اتحادیه مىداند چگونه كسى را كه اعتبار یهود را خدشهدار مىسازد تحت فشار قرار دهد. حضور اتحادیه در همه جا، از ناشران مهم گرفته تا روزنامههاى جزء كشور، احساس مىشود. صنایع سینما، تئاتر و موسیقى عامهپسند همه در محدوده وظایف اتحادیه قرار دارند. یهودیانى را كه سینما را به انحطاط كشانده و مردم را از طریق «هنرها»، ورزش و تفریح و سرگرمىشان فاسد ساختهاند، یهودیانى را كه نام و شهرت نژادى خود را لكهدار نمودهاند تحت فشار قرار نمىدهد؟ چرا؟ آیا پاسخ این نیست كه فقط غیریهود باید كنترل شوند و یهودیان از هر قیدى آزاد باشند؟ آیا پاسخ این نیست كه غیریهود رام و نجیب را مىتوان با دهانبند و افسار مهار و كنترل كرد ولى یهود را نمىتوان؟
یهودیان آمریكا از اینكه یك اقدام پژوهشى یا اصلاحى موجب شود كه رخنهاى در زرهشان ایجاد گردد به سختى مىهراسند. آنان از این بیم دارند كه شعله چنین اقدامى گسترش پیدا كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Irving Berlin.
2. Leo Feist.
3. Sherman Anti- Trust Law.
4. Consolidated Music Corporation.
5. Irving Berlin, Inc.
6. Francis, Day and Hunter, Inc.
7. Shapiro, Bernstein & Co.
8. Watterson, Berlin & Snyder, Inc.
9. M. Witmark & Sons, Inc.
10. Civil War.
11. Congo.
12. Negro Minstrelsy.
13. King of Jazz.
14. Frisco.
15. Pre- swamp Era.
16. Swing.
17. Tin- Pan- Alley.
18. Broadway.
19. Diabolical Cunning.
20. Satanic.
21. Anti- Defamation League.
متن كامل این نوشتار: هنری فورد، ترجمه علی آرش، یهود بینالملل، مؤسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، 1382.






ثبت دیدگاه