حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

04 فروردین 1394 - 2:03
شناسه : 2522
بازدید 562
4

هنری فورد ترجمه: علی آرش مقدّمه: بیش از نود سال از انتشار مجموعه یهود بین‌الملل نوشته هنری فورد آمریكایی گذشته است. با این حال این نوشتار هم چنان حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد و از اطلاعات و معلومات جذاب و تكان دهنده‌ای برخوردار است. چگونه یهودیان در آمریكا نفوذ و سپس سیطره خود را بسط […]

ارسال توسط :
پ
پ

هنری فورد
ترجمه: علی آرش

مقدّمه:
بیش از نود سال از انتشار مجموعه یهود بین‌الملل نوشته هنری فورد آمریكایی گذشته است. با این حال این نوشتار هم چنان حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد و از اطلاعات و معلومات جذاب و تكان دهنده‌ای برخوردار است. چگونه یهودیان در آمریكا نفوذ و سپس سیطره خود را بسط دادند و بر اركان قدرت ایالات متحده مسلط شدند؛ چگونه فرهنگ، آداب، عادات، افكار و اخلاق آمریكایی را به سمت اهداف و برنامه‌های خود سوق دادند؛ چگونه ذهن و ذائقه آمریكایی را مطابق میل و سلیقه خود جهت دادند؛ چگونه بر اهرم‌ها و ابزارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای، فرهنگی، فكری، آموزشی، هنری و سینمایی ایالات متحده آمریكا غلبه یافتند؛ این‌ها فریادهای هنری فورد آمریكایی خطاب به آمریكاییان و بلكه مردم جهان است كه نسبت به سیطره خزنده و تدریجی یهود اعلام خطر كرده است. او مردم آمریكا را به مبارزه و مقاومت و ایستادگی در برابر سیل تهاجم یهود دعوت می‌كند. او موسیقی آمریكایی را یك ابزار و صنعت یهودی اعلام می‌كند و نسبت به مفاسد و ابتذال عمیق و پردامنة آن در میان مردم آمریكا، به خصوص جوانان هشدار می‌دهد و اعلام خطر می‌كند.
متن زیر گزیده‌ای از نوشتار هنری فورد درباره یهود و موسیقی آمریكا است كه از نظر خوانندگان می‌گذرد:

براى آنكه نهادهاى غیریهودى را پیش از موعد نابود نكنیم آن‌ها را در دست‏هاى با كفایت خود گرفته‏ ایم و مكانیسم آن‌ها را فرسوده ساخته‏ ایم. این نهادها در گذشته نظم دقیق و مناسبى داشتند ولى ما مدیریتى لیبرال، بى‏ نظم و بى‏ قانون را جایگزین آن نموده‏ ایم. ما در نظام قضایى، مطبوعات، آزادى فردى، حق رأى، مهمتر از همه تعلیم و تربیت و فرهنگ كه اساس زندگى آزاد است، مداخله سوء كرده و تحریفاتى انجام داده‏ ایم.
ما جوانان غیریهود را با آموزش اصول و فرضیاتى كه از نظر ما كذب محض است ولى خود آن‌ها را القا كرده‏ ایم گیج و گمراه ساخته و روحیه آنان را تضعیف كرده‏ ایم.
در زمینه قوانین موجود، بدون آنكه عملاً تغییرى در آن‌ها به وجود آوریم، صرفا با تحریف این قوانین از طریق ارائه تفسیرهاى متناقض، كارى كرده‏ ایم كه از نظر آثار و نتایج مترتب بر آن اعجاب‏ آور است.
ـ پروتكل نهم

جاز یهودى به موسیقى ملى ما تبدیل می‏شود
بسیارى از مردم حیران مانده‏ اند كه انبوه آهنگ‏هاى احساساتى و احمقانه كه خانه‏ هاى پاك و محجوب را اشغال كرده و جوانان را به تقلید از یاوه‏ سرایى یك مُشت عقب مانده ذهنى واداشته است از كجا سرچشمه مى‏ گیرد. موسیقى عامیانه یك مُنوپُلى یهودى است. موسیقى جاز آفریده یهود است. احساسات افراطى و احمقانه، وسوسه‏ هاى شیطنت‏ آمیز، نفسانیت و لذت‏پرستى نهفته در نُت‏هاى گمراه كننده، همه منشأ یهودى دارند.
كلمات وسوسه‏ انگیز، جیغ و فریاد حیوانات جنگلى و آه و ناله و صداهاى شهوانى، با چند نُت احساساتى استتار شده و وارد خانه‏ ها مى‏ شوند، حال آنكه اگر همین چیزها، بدون اینكه توسط «موسیقىِ مصرفى» استتار شده باشد وارد مى‏ شد، با نفرت بیرون انداخته مى‏ شد. «اشعار» موسیقى عباراتى را فاش مى‏سازد كه  مستقیما از مستراح‏هاى پایتخت‏هاى جدید اخذ شده‏ اند تا زبان روزمره و زمزمه‏ هاى نسنجیده دختران و پسران محصل را شكل دهند.
آیا عجیب نیست كه به هر طرفى مى‏چرخید تا منشأ جریان‏هاى فاسد و مخرب جارى در جامعه را ردیابى كنید، با گروهى از یهودیان مواجه مى‏شوید؟ در فساد و انحطاط بازى «بیس‏بال»ـ یك گروه از یهودیان. در استثمار مالى‏ـ یك گروه از یهودیان. در فساد نمایشى‏ـ گروهى از یهود. در تبلیغ مشروبات الكلى‏ـ گروهى از یهود. در كنترل سیاست‏هاى نظامى كشورـ گروهى یهودى. در كنترل مطبوعات از طریق اِعمال فشار تجارى و مالى‏ـ گروهى یهودى. سوداگران جنگ‏ـ 80 درصد یهودى. سازمان دهندگان مقابله فعال با قوانین و آداب و رسوم مسیحى‏ـ یهودیان. در این جوّ مسمومِ موسیقى عامیانه كذایى كه ضعف روحى و فكرى را با انواع هرزگى درهم مى‏آمیزدـ باز هم یهودیان.
كسانى كه از نفوذ و غلبه یهود بر موسیقى آمریكا اطلاعى دارند، بدون شك آن را جدى و خطرناك مى‏دانند. نه فقط یهودى شدن اركسترهاى بزرگ و معدود ما با اعتراض روزافزونى روبروست، بلكه واكنش شدیدى علیه تبانى نژادى‏اى كه سكوى اجراى كنسرت‏ها و سایر سكوهاى مورد علاقه مردم را به بهاى حذف همه هنرمندان غیریهود با یهودیان پُر مى‏كند، وجود دارد. اگر آنان هنرمندان برترى بودند، حرفى نبود؛ ولى آنها صرفا در محافل موسیقى یهود مشهورترند و به لحاظ نژادى حمایت مى‏شوند.
یكى از همین موسیقدان‏ها مى‏گفت: «بگذارید من آهنگ‏هاى یك قوم را بسازم؛ دیگر برایم فرقى نمى‏كند چه كسى قوانین را وضع مى‏كند.» در این كشور یهودیان در هر دو زمینه نقش بزرگ داشته‏اند. هدف از نگارش این مقاله این است كه مردم را با حقیقت موسیقى ابلهانه‏اى كه روز و شب بنابر عادت زمزمه مى‏كنند و مى‏خوانند و فریاد مى‏كشند آشنا نماید و در صورت امكان، به آنان كمك كند تا چماق نامرئى یهود را كه براى مقاصد مالى و تبلیغى بر فراز سر آن‌ها تاب مى‏خورد مشاهده كنند. همچنان كه تئاتر و سینماى آمریكا تحت سلطه یهودیان و سوداگرى و منفعت‏جویىِ هنر برانداز آنان قرار گرفته، اداره «آهنگ‏هاى عامیانه» نیز به یك صنعت «ییدیش» تبدیل شده است. یهودیانى كه در نخستین روزهاى بهره‏بردارى این حرفه را در اختیار گرفتند عمدتا متولد روسیه بودند و سابقه شخصى برخى از آن‌ها به اندازه سابقه بسیارى از رهبران یهودى تئاتر و سینما ناخوشایند و نفرت‏انگیز بود.
در اوایل دهه 1920، دادخواستى از طرف دولت ایالات متحده مطرح شد كه ضمن آن «ایروین برلین»1، «لئو فیست»2 و سایر رؤساى هفت شركت نشر موسیقى نیویورك به نقض قانون ضد تراست شرمن3 متهم شدند. متهمین ظاهرا كنترل 80 درصد از آهنگ‏هاى داراى امتیاز طبع و نشر انحصارى موجود را كه مورد استفاده تولیدكنندگان گرامافون، پیانوى خودكار و سایر ابزار تولید موسیقى بودند، و نیز تعیین قیمت ثابت صفحات و نوارهاى موسیقى را براى فروش به عامه مردم برعهده داشتند. شركت‏هایى كه در این قضیه دخالت داشتند عبارت بودند از «شركت سهامى موسیقى»4، «شركت سهامى ایروین برلین»5، «شركت سهامى فرانسیس، دِى و هانتر»6، «شاپیرو، برنشتاین و شركا»7، «شركت سهامى واترسون، برلین و اشنایدر»8، و «شركت سهامى ام. ویتمارك و پسران»9. همه این شركت‏ها در نیویورك قرار داشتند. دولت ایالات متحده در صدد فسخ پیمان‏نامه‏اى بود كه ظاهرا بر اساس آن متهمین صرفا از طریق «شركت سهامى موسیقى» كه خود آن را تأسیس كرده بودند به عقد قرارداد مبادرت مى‏كردند. 20 درصد باقیمانده داد و ستد آهنگ‏هاى موسیقى توسط تالارهاى موسیقى یهودى دیگرى كه در آن گروه خاص گنجانده نشده بودند اداره مى‏شد.

تراست موسیقى یهود چگونه شما را به ترنّم وامى‏دارد
یهودیان آهنگ عامیانه نساختند بلكه آن را به ابتذال كشیدند. دقیقا زمانى كه یهود كنترل آهنگ‏هاى عامیانه و مورد علاقه مردم را به دست گرفت، جنبه معنوى و اخلاقى این‏گونه آهنگ‏ها رو به انحطاط گذاشت. موسیقى «عامیانه» پیش از آنكه به صنعتى یهودى تبدیل شود حقیقتا عامیانه و مردمى بود. مردم آن را ترنّم مى‏كردند و دلیلى نمى‏دیدند كه پنهانش كنند. اما موسیقى عامیانه امروز اغلب آن‏قدر مشكوك و سؤال‏برانگیز است كه مجریان آن، به‏خصوص اگر نشانى از نجابت و پاكیزگى در وجودشان باشد، باید مستمعین را پیش از اجرا ارزیابى نمایند. هموطنان میانسال مراحلى را كه موسیقى عامیانه طى چند دهه اخیر پشت سر نهاده به یاد مى‏آورند. سرودهاى جنگى تا بعد از جنگ داخلى10 [آمریكا] دوام پیدا كرده و به تدریج با آهنگ‏هاى بدیع، رومانتیك و بى‏آلایش دوران بعد از جنگ درهم آمیختند. طى جنگ جهانى اول، آهنگ‏ها و تصنیف‏هاى مشابهى براى یك مدت كوتاه احیا شدند. این آهنگ‏ها محصول كارخانه‏هاى آهنگسازى نبودند بلكه توسط افرادى كه استعدادشان به صورت طبیعى شكوفا مى‏شد به ‏وجود آمدند. این اشخاص نه براى مجامع نشر و توزیع موسیقى بلكه براى ارضاى حرفه‏اى خویش و براى هنرمندان سالن‏هاى موسیقى كار مى‏كردند. ثروت زیادى از طریق آهنگسازى به دست نمى‏آمد ولى خشنود ساختن و ارضاى ذوق عامّه موجب رضایت و خشنودى هنرمند مى‏شد. ذوق و سلیقه عامّه طالب چیزى است كه عموما از آن تغذیه مى‏كند. ذوق و سلیقه عامّه همان عادت آنهاست. عموم مردم از منشأ آنچه زندگیشان با آن تأمین و سپرى مى‏شود بى‏خبرند و خود را با آنچه عرضه مى‏شود تطبیق مى‏دهند. ذوق و سلیقه عامّه همراه با بالا رفتن یا پایین آمدن كیفیت تغذیه مادى یا معنوى آنان بهبود یافته یا تنزل پیدا مى‏كند.
طى یك ربع قرن، با برخوردارى از همه امكانات تبلیغى نظیر تئاتر، سینما، موسیقى عامیانه، روزنامه‏ها و رادیو، ضمن تحقیر و تخفیف همه نهادهاى اخلاقى مخالف، تقریبا مى‏توان نوع مردم و جامعه مورد نظر را پرورش داده و به‏وجود آورد. فقط حدود یك ربع قرن براى انجام این كار كفایت مى‏كند.
مردم سابقا هم مثل امروز ترنّم مى‏كردند، اما نه به این طرز تخدیر شده و نه با این تسلسل و پیوستگى ناشى از گیجى و اغتشاش. آنان ترنّم مى‏كردند، نه به عنوان عادتى غیرارادى بلكه چون چنین مى‏خواستند. آنان آهنگ‏هاى بى‏معنى و مهمل، عاطفى و حماسى را مى‏خواندند و زمزمه مى‏كردند ولى آهنگ‏هاى «مشكوك» ممنوع بود. آهنگ‏هاى قدیمى را به سهولت مى‏توان به خاطر آورد. اگرچه سال‏ها از دوره محبوبیت آن‌ها گذشته است، اما طبیعت آن‌ها به گونه‏اى است كه از میان نمى‏روند. آهنگ‏هاى بسیار قدیمى وجود دارند كه عناوین آن‌ها حتى براى كسانى كه آن‌ها را نخوانده و زمزمه نكرده‏اند آشناست. ولى آهنگ عامیانه مورد علاقه مردم را در همین ماه گذشته در نظر بگیرید. چه كسى نامش را به خاطر دارد؟ آهنگ‏هاى قدیمى جایى براى آثار وسوسه‏انگیز و احساسات ناسالم و بیمارگونه باقى نمى‏گذاشتند. آن‌ها فاقد احساس و عاطفه نبودند اما احساس موجود در آن‌ها ناشایست و قبیح نبود. آنگاه یهودیان وارد شدند و آهنگ عامیانه متحول شد. عناوین كاملاً تازه‏اى با موضوعاتى كاملاً متفاوت با آهنگ‏هاى قبلى رواج پیدا كرد. خوانندگان با ذوق و مستعد و تصنیف‏هاى خوش‏آهنگ ناپدید شدند. دوره موسیقى یهودى و آفریقایى مدخلى براى موسیقى جنگلى، یا به اصطلاح «كنگو»یى11، و انواع دیگر موسیقى بود كه به سرعت مدارج انحطاط را پیمود و به نوعى موسیقى سبعانه تبدیل شد كه از آنچه خود حیوانات وحشى ممكن بود به آن دست یابند سبعانه‏تر مى‏نمود. در كنار این كشش باتلاقى، نوعى موسیقى «ضربى» كه ادامه موسیقى سیار اصیل سیاهان12 بود جریان داشت. موسیقى تغزلى در برابر آهنگ‏هاى رقص سیاهان كه سیل‏آسا رواج پیدا مى‏كرد رنگ باخته و از میان رفت. موسیقى سیار احیا شد: جوانان اغواگر به‏طور یكنواخت و آرام تصنیف‏هایى را زیرلب زمزمه مى‏كنند، زنان دلفریب با حركاتى كه به طرز شرم‏آورى شهوت‏انگیز است ترانه‏هایى را تودماغى مى‏خوانند كه هیچ آهنگساز واقعى بازنمى‏شناسد. گروه‏هاى نوازنده موسیقى جاز رفته رفته ظاهر شدند.
اگرچه زوال و انحطاط موسیقى عامیانه به تدریج و به صورتى نامحسوس آغاز شد اما در آهنگ‏هاى مبتذل یكى دو دهه اخیر به سهولت قابل تشخیص است. عاطفه و احساس جاى خود را به وسوسه‏هاى شهوانى داده است. ماجراى عاطفى و عاشقانه به تحریكات جنسى تبدیل شده است. موسیقى موزون و خوش‏نواى عامیانه پس از عبور از مرحله آهنگ‏هاى ضربى و ریتمیك، اكنون به آه و ناله و موسیقى جاز بدل گشته است. مضمون اشعار موسیقى نیز متنزل شده و جاى خود را به لجن‏هاى برآمده از عمق پست‏ترین طبقات جامعه واگذار كرده است.
نخستین «سلطان جاز»13 تقلبى یك یهودى به نام «فریسكو»14 بود. مدیران اصلى این روند رو به تباهى همه یهودى بوده‏اند. فقط قدرى زیركى و موذیگرى لازم بود تا این كثافت ضداخلاق و معنویت را از نظرها بپوشاند و آن را از جایگاه طبیعى‏اش، كه جز بیزارى و تنفر حس دیگرى در انسان برنمى‏انگیزد، برتر جلوه دهد.

سرقت اندیشه‏ها
یهودیان در كار تولید آهنگ‏هاى مردمى طبق معمول ابتكارى از خود نشان نداده و صرفا به «اقتباس» پرداخته‏اندـ تعبیرى مؤدبانه كه به جاى «سرقت هنر و اندیشه دیگران» استفاده مى‏شود. یهودیان چیزى را به‏وجود نمى‏آورند؛ آنان آنچه را كه دیگران به‏وجود آورده‏اند با زیركى تحریف كرده و از آن سوءاستفاده مى‏كنند. هنرمندان متوسطى كه تحت فشار مدیران غیرهنرمند ناگزیرند چیزى تولید كنند كه به حد كافى جاذبه داشته باشد تا پول مردم را جذب كند به سرقت دسترنج دیگران روى مى‏آورند. یهودیان همه كتاب‏هاى موسیقى قدیمى، امتیاز اُپراها و مجموعه تصنیف‏هاى مردمى موجود را خریدارى كرده‏اند. اگر قدرى درنگ كرده و برخى از مهمترین «آثار موفق» نخستین روزهاى ظهور تراست تولید موسیقى یهود را بررسى كنید، متوجه خواهید شد كه این آثار بر اساس ملودى و مایه اصلى آهنگ‏هاى پاك و دلنشین «دوران ماقبل باتلاق»15 [دوران پیش از سلطه یهود] ساخته شده‏اند.
به دلیل سلطه مطلق یهود بر بازار موسیقى، چه در زمینه نشر و توزیع و چه در اجراى نمایشى، تقریبا غیرممكن است كه چیزى به جز آهنگ‏هاى یهودى در ایالات متحده منتشر شود، یا در صورت انتشار شنونده داشته باشد. این واقعیت كه تراست یهود كل تجارت موسیقى را در تملك خود داشته و آهنگ‏هاى به اصطلاح موفق همه نام‏هاى یهودى دارند مؤید این مدعاست.
آنچه تهدید یهود را درباره سلامت هنرى ما جدى‏تر مى‏سازد از یك سو به ظاهرفریبى، جذابیت كاذب، فریبندگى شرقى، تلألؤ و درخشندگى، احساسات تند و افراطى، شهوت‏گرایى و بدبینى شدید هنر یهودى بازمى‏گردد و از سوى دیگر از این واقعیت ناشى مى‏شود كه خصیصه نژادى، یعنى عمیق‏ترین و بنیادى‏ترین كشش درونى ما، به واسطه صدها گرایش دیگرِ عصر یهود ضعیف و مغشوش شده است. مجموعه خصایص و دیدگاه آنگلوساكسون هسته حیاتى خلق و خوى آمریكایى است. غلبه یهود بر موسیقى ما هر آینه ممكن است این خصایص را پنهان و خنثى كند.

«كوچه تین‏پَن»
آمریكا نه آنچه را كه دوست دارد بلكه آنچه را كه تبلیغاتچى‏هاى موسیقى باتفسیرهاى مكرر آن‏قدر تبلیغ مى‏كنند تا اذهان سُست مخاطبان خود را به تكرار آن در كوچه و خیابان وادار نمایند ترنّم مى‏كند. تبلیغاتچى‏هاى موسیقى در تئاتر، برنامه‏اى تفریحى و رادیو عوامل مزدور آژانس‏هاى موسیقى یهود هستند. موسیقى ابلهانه‏اى كه جاز و «سویینگ»16 نامیده مى‏شود نه به دلیل امتیاز و شایستگى خاص بلكه تحت فرمان پول رواج مى‏یابد. موسیقى غیریهودى تحت عنوان «موسیقى روشنفكرانه» طرد مى‏شود. مردم هر روز از القائات احمقانه‏اى كه به صورت سیل لجن و كثافت از «كوچه تین‏پن»17، كارخانه اصلى تولید هرزگى در نیویورك، جارى مى‏شود تغذیه مى‏كنند.
«كوچه تین‏پن» نام منطقه‏اى است در خیابان بیست و هشتم، بین «برادوى»18 و خیابان ششم، كه نخستین تولید كنندگان موسیقى ییدیش [یهودى] كار و كسب خود را در آنجا آغاز نمودند. گروه گروه دختران جوانى كه تصور مى‏كردند مى‏توانند بخوانند، و گروه‏هاى دیگرى كه مى‏پنداشتند مى‏توانند اشعار آهنگ‏ها را بسرایند، به وسوسه تبلیغاتِ دروغ مدیران تازه‏كار یهودى كه بیش از آنچه از عهده‏شان برمى‏آمد وعده داده بودند، به این محل آمدند. لازم به ذكر نیست كه چقدر رسوایى و فضاحت به بار آمد؛ همیشه وقتى دختران غیریهودى به طلب مساعدت از یهود تن مى‏دهند، رسوایى به بار مى‏آید. هیاهوى مداوم، صداى هلهله و فریادِ شادى برخاسته از «پارتى»ها و صداهاى ناهنجار و خشن پیانو و شیپور باعث شد كه این منطقه «كوچه تین‏پَن» نامیده شود. اكنون همه آمریكا یك «كوچه تین‏پَن» عظیم است و سرگرمى و تفریح، نسل جوان و سیاست آمریكا چیزى جز هیاهوى ناهنجار یهودیت عقب افتاده و ابله نیست.
كسى نمى‏تواند مكر شیطانى19 را كه موجب ایجاد و تداوم فضایى ناپاك در میان همه قشرهاى جامعه شده است نادیده انگارد. در اینجا یك چیز شیطانى20 وجود دارد؛ چیزى كه با زیركى و حیله‏گرى شیطان محاسبه و برنامه‏ریزى شده است و این وضع همچنان ادامه دارد و با زوال و تباهى تدریجى غیریهود و افزایش ثروت‏هاى یهود بدتر و وخیم‏تر مى‏شود.
كشیشان، دست‏اندركاران تعلیم و تربیت، اصلاح‏گران، والدین، شهروندان، همه و همه از رشد بى‏بند و بارى در میان مردم متحیرند و آثار و نتایج شوم حاصل از آن را مورد انتقاد قرار مى‏دهند. آنان جوانان را كه به القائات و وسوسه‏هاى پلید و شهوانى تسلیم مى‏شوند سرزنش مى‏كنند. آنان بر افسارگسیختگى جنسى، بزهكارى و رفتار كودكانه جوانان تأسف مى‏خورند. اما همه اینها منشأ و سرچشمه‏اى دارد. چرا سرچشمه این مفاسد مورد تهاجم قرار نمى‏گیرد؟ وقى یك ملت به وسیله نیرویى منظم، هدفدار و سازمان یافته در مفاهیم، اندیشه‏ها و دیدگاه‏هایى با ویژگى خاص غوطه‏ور و غرق شده است، به جاى معلول علت را باید هدف حمله قرار داد. اما دقیقا همین علت است كه احتمالاً از روى بى‏اطلاعى، و شاید هم ترس، هرگز هدف تهاجم واقع نشده است.
سرزنش مردم سودى ندارد. مردم همان‏گونه‏اند كه تربیت مى‏شوند. تجارت مشروبات الكلى را كاملاً آزاد بگذارید تا جامعه‏اى میگسار و عیاش به‏وجود آید. اگر همین آزادى را، همچنان كه براى تولیدكنندگان یهودى آهنگ‏هاى عامیانه تأمین شده، براى قاچاق مواد مخدر فراهم نمایید، جامعه‏اى متشكل از معتادان به مواد مخدر ایجاد خواهد شد. در چنین شرایطى حمله به معتادان احمقانه خواهد بود؛ عقل سلیم حكم مى‏كند كه دلالان مواد مخدر افشا شوند.
شور و شوق جنون‏آمیز كنونى نسبت به آهنگ‏هاى یهودى نتیجه تضعیف حُجب و حیاى اجتماعى و استفاده از داروهاى قوى براى تحریك غرایز است. قربانیان این جریان همه جا هستند. اما تنها تعداد بسیار اندكى از مخالفان این فساد اخلاقى بر بیهودگىِ سرزنش جوانانى كه اینچنین بیمار و آلوده شده‏اند واقفند.
عقل سلیم حكم مى‏كند كه سرچشمه‏ها و علل این بیمارى از میان برداشته شوند. یكى از این سرچشمه‏ها گروه یهودى تولیدكننده موسیقى است كه كل محصول را در اختیار دارد و مسئولیت همه جریان را، از سرودن شعر تا استفاده از منافع حاصله، عهده‏دار مى‏باشد.

نه چندان «مردمى»
در كنار دعوى اخلاقى علیه موسیقى به اصطلاح «مردمى»، این دعوى نیز قابل طرح مى‏باشد كه اساسا این نوع موسیقى «مردمى» و مورد علاقه جامعه نیست. هیچ چیز خود به خود مورد پسند عامه قرار نمى‏گیرد چرا كه ذوق و سلیقه عامه داراى این حد از بصیرت نیست. این علاقه به صورت كاذب و به یارى تبلیغات مستمر حاصل مى‏شود؛ یعنى نوعى كوفتنِ مكانیكى محض بر اذهان مردم. هر فیلم و نمایشى به ذوق و سلیقه مردم شكل مى‏دهد. پوسترهاى خیره كننده، صفحات گرامافون، گروه‏هاى رقص و آواز و رادیوها روز و شب به تبلیغ مشغولند و فلان آهنگ به صِرفِ تكرار و به ضرب القا و وسوسه گُل مى‏كندـ تا زمانى كه آهنگ دیگرى جانشین آن شود. همان بازى قدیمىِ تغییر سبك براى جلب مشترى و شتاب بخشیدن به بازار داد و ستد. هیچ چیز در بازى یهود دوام نمى‏یابد؛ نه سبك لباس پوشیدن، نه فیلم و نه موسیقى. همواره چیز «تازه»اى ارائه مى‏شود تا جریان پول را از جیب مردم به سوى صندوقِ تولیدكنندگان ابله و عقب افتاده یهودى تسریع كند.
دو مسأله درباره موسیقى «مردمى» براى همه روشن است: نخست اینكه این نوع موسیقى پرده‏در و بى‏حیاست و مؤثرترین عامل ایجاد فضاى مسموم و متعفن در كشور است؛ و اگر نگوییم مؤثرترین عامل، لااقل همپاى سینما در ایجاد این فضا نقش دارد. دوم اینكه صنعت موسیقى «مردمى» صنعتى منحصرا یهودى است.
«اتحادیه ضدافترا»21 مى‏تواند در اینجا دست به كار شود. این اتحادیه مى‏داند چگونه كسى را كه اعتبار یهود را خدشه‏دار مى‏سازد تحت فشار قرار دهد. حضور اتحادیه در همه جا، از ناشران مهم گرفته تا روزنامه‏هاى جزء كشور، احساس مى‏شود. صنایع سینما، تئاتر و موسیقى عامه‏پسند همه در محدوده وظایف اتحادیه قرار دارند. یهودیانى را كه سینما را به انحطاط كشانده و مردم را از طریق «هنرها»، ورزش و تفریح و سرگرمى‏شان فاسد ساخته‏اند، یهودیانى را كه نام و شهرت نژادى خود را لكه‏دار نموده‏اند تحت فشار قرار نمى‏دهد؟ چرا؟ آیا پاسخ این نیست كه فقط غیریهود باید كنترل شوند و یهودیان از هر قیدى آزاد باشند؟ آیا پاسخ این نیست كه غیریهود رام و نجیب را مى‏توان با دهان‏بند و افسار مهار و كنترل كرد ولى یهود را نمى‏توان؟
یهودیان آمریكا از اینكه یك اقدام پژوهشى یا اصلاحى موجب شود كه رخنه‏اى در زره‏شان ایجاد گردد به سختى مى‏هراسند. آنان از این بیم دارند كه شعله چنین اقدامى گسترش پیدا كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Irving Berlin.
2. Leo Feist.
3. Sherman Anti- Trust Law.
4. Consolidated Music Corporation.
5. Irving Berlin, Inc.
6. Francis, Day and Hunter, Inc.
7. Shapiro, Bernstein & Co.
8. Watterson, Berlin & Snyder, Inc.
9. M. Witmark & Sons, Inc.
10. Civil War.
11. Congo.
12. Negro Minstrelsy.
13. King of Jazz.
14. Frisco.
15. Pre- swamp Era.
16. Swing.
17. Tin- Pan- Alley.
18. Broadway.
19. Diabolical Cunning.
20. Satanic.
21. Anti- Defamation League.
متن كامل این نوشتار: هنری فورد، ترجمه علی آرش، یهود بین‌الملل، مؤسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، 1382.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.