حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

22 خرداد 1397 - 20:57
شناسه : 6285
بازدید 443
7

  مقدّمه داشتن نگاه قرآنی به موضوع فلسطین و قلبِ آن بیت‌المقدس، بسیار مهم و تعیین‌کننده است. این نگاه در طول تاریخ معاصر، وحدت دیدگاه مسلمانان را نسبت به موضوع قدس ایجاد کرده و استمرار بخشیده است. در آینده نیز داشتن همین نگاه است که تضمین‌کنندۀ تعاملات درست سیاسی و نظامی نسبت به این موضوع […]

ارسال توسط :
پ
پ

 

مقدّمه
داشتن نگاه قرآنی به موضوع فلسطین و قلبِ آن بیت‌المقدس، بسیار مهم و تعیین‌کننده است. این نگاه در طول تاریخ معاصر، وحدت دیدگاه مسلمانان را نسبت به موضوع قدس ایجاد کرده و استمرار بخشیده است. در آینده نیز داشتن همین نگاه است که تضمین‌کنندۀ تعاملات درست سیاسی و نظامی نسبت به این موضوع فوق‌العاده مهم خواهد بود. از این رو بر آن شدیم تا در این شمارۀ نسیم قدس مروری گذرا بر معرفی بیت‌المقدس از منظر تاریخی و قرآنی داشته باشیم.

نام‏هاى قرآنى، برخى به صراحت و آشكار آمده؛ مثل محمد(صلّی‌الله‌‌علیه‌و‌‌آله)، موسى(علیه‌السلام)، عيسى(علیه‌السلام)، ابولهب و… که به آن‌ها «اَعلام مُصَرّح» (اسامی آشکار) می‌گویند و بعضى مبهم و غير صريح، مثل نام اصحاب و اهل‏بيت و… که به آن‌ها «اعلام غير مُصَرّح» (اسامی ناآشکار) گفته شده است؛ از همين رو در عرصه علوم قرآنى، دو دانش سامان يافته است: اعلام قرآن و مبهمات قرآن. اوّلى درباره نام‏هاى مصرّح است و دومى درباره اسامى غير مصرّح.
از جمله منابع معتبری که توسط علمای حوزۀ علمیه در این زمینه به رشتۀ تحریر درآمده است، کتاب «اعلام قرآن» می‌باشد که برگرفته از اثر مفصل «دایرة‌المعارف قرآن کریم» است.
کتاب «اعلام قرآن» كوشيده است تا ذيل هر يك از اعلام، قصه‏هاى قرآن و نيز فضا و سبب نزول آيات را با توجه به رواياتِ اسباب نزول، شرح و تبيين كند. جامعيت مدخل‏ها، بهره‏گيرى از منابع كهن و دست اوّل، گستره مباحث، نظام ارجاعىِ ويژه و فارسى بودن زبان، از ويژگى‏هاى ديگر اين كتاب است.
از جمله مداخلی که در «اعلام قرآن» به آن توجه شده، «بیت‌المقدس» است. نظر به وزانت مقالۀ یادشده گزیده‌ای از آن از رؤیت خوانندگان ارجمند می‌گذرد.1

جغرافیای بيت ‏المقدس‏
بيت ‏المقدس، نام عربى و اسلامى پايتخت فلسطين است كه بيشتر و پيش‏تر با نام عبرى اورشليم خوانده مى‏شد. اين شهر نزديك نقطه مركزى فلسطين، در حدود 24 كيلومترى غرب بحرالميت و 56 كيلومترى شرق درياى مديترانه، در آب پخشان بين جلگه مديترانه و دره رود اردن قرار دارد. شهرى كوهستانى است با ارتفاع 750 متر از درياى مديترانه و ارتفاع 1150 متر از بحرالميت. آب و هواى آن نيمه گرم و نيمه خشك، همراه با تابستان‌هاى گرم و خشك و زمستانهاى سرد و بارانى است.

بیت‌المقدس را چه کسی بنا نهاد؟
بيت ‏المقدس شهرى باستانى با قدمتى 35 قرن است و تاريخ بناى آن به زمانى بسيار پيش از ورود بنى‏اسرائيل و حتى ابراهيم عليه السلام به آن ديار باز مى‏گردد. قديمى‏ترين ساكنان آن را قبيله‏اى از اعراب كنعانى به نام «يَبُوسيان» در هزاره سوم يا چهارم پيش از ميلاد دانسته‏اند و نخستين بناى آن را به «مَلِك صادوق» يا «مَلِكيصادُق»، پادشاه «يَبُوسى» نسبت مى‏دهند.2 برخى او را همان «سام بن نوح» دانسته‏اند.3

نام‌های گوناگون یک شهر
بيت‏ المقدس در طول تاريخ، نام‌هايى گوناگون به خود گرفته است. پادشاه كنعانى به احترام «شاليم» (خداى صلح) آن را «يُوْرشاليم» به معناى شهر صلح و آرامش خواند.
پيش از تصرف شهر به دست حضرت داود عليه السلام «يَبُوس» خوانده مى‏شد و داود عليه السلام آن را به «اورشليم» تغيير داد.4 «اور» در زبان سومرى و آرامى به معناى «شهر» است كه وارد زبان عبرى شده و با «شليم» به معناى مقدس، صلح و آرامش، روى هم رفته، معناى شهر مقدس، شهر صلح، سلامتى و آرامش را مى‏دهد.5
در تورات از اين شهر با نام‌ها و عناوينى چون: اريئيل‏6، شاليم‏7، يَبوس‏8، شهر يهودا9، شهر خدا10، قريه پادشاه عظيم‏11 و شهر مقدس‏12 ياد شده است. روميان آن را «ايلياء» به معناى خانه مقدس يا خانه خدا13 و يهوديان «بيت هميقداش»14مى‏خواندند. نام ايلياء تا زمان ظهور اسلام معروف بود و به تدريج اسامى بيت‌المُقدّس، بيت ‏المَقْدِس، قُدس، قدس شريف و مدينه مقدسه به آن اطلاق شد.15

قداست بیت‌المقدس
بيت ‏المقدس به سبب حضور، تولد، زندگى يا دفن شمارى از پيامبران و شخصيت‌هاى بزرگ الهى در آن، از قبيل ابراهيم، يعقوب، داود، سليمان، مريم، عيسى عليهم‌السلام و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، همچنين وجود بسيارى از آثار، اماكن و بناهاى دينى و مقدس كهن در آن، از ارزش و قداست ويژه‏اى در نزد پيروان همه اديان ابراهيمى برخوردار است.16 صخره مقدس (مذبح اسماعيل، قبله موسى و بنى‏اسرائيل و جايگاه عروج پيامبر اسلام)17، قبةالصخره، هيكل سليمان، برج داود، ديوار ندبه، كليساى قيامت، مسجدالأقصى و قبة‌المعراج و ده‌ها اثر دينى و تاريخى ديگر از اين قبيل در آن است. بر اساس گزارش برخى منابع فقط آثار و اماكن اسلامى آن به بيش از 110 مورد مى‏رسد.18

حوادث فرودآمده!
بيت ‏المقدس در طول تاريخ شاهد حوادث بسيارى بوده است. اين شهر بر اثر موقعيت جغرافيايى خاص، كه آن را شاهراه ارتباطى شرق و غرب قرار مى‏دهد و نيز به سبب سرسبزى و خرّمى، تنوع محصولات كشاورزى و برخوردارى از پيشينه تاريخى و تقدس دينى، همواره مورد توجه قدرت‌ها و شاهد لشكركشي‌هاى بسيارى بوده است، به گونه‏اى كه دو بار به طور كلى به دست مهاجمان ويران، 19 بار تجديد بنا و سه بار معبد آن بازسازى ومرمت شده است و 6 بار مردم آن مجبور به تغيير آيين و مذهب خود شده ‏اند.18 كنعاني‌ها، حيتي‌ها، حويان، فريسيان، يبوسيان و فلسطيان از جمله اقوامى بودند كه قبل از هجوم قوم عبرانى در سرزمين فلسطين مى‏زيستند.20
حضرت داود عليه السلام در سال 1010 يا 1020 ق. م. با شكست يبوسيان شهر بيت‏المقدس را به تصرف خود درآورد و آن را مركز حكومت بنى‏اسرائيل قرار داد و به فرمان الهى بناى قدس، خانه خدا را آغاز كرد كه به دست حضرت سليمان تكميل شد. ساخت اين بناى باشكوه و عظيم، معروف به «هيكل سليمان» در سال 970 ق. م. پايان يافت. پس از سليمان، بلايا و مصائب فراوانى بر اورشليم وارد شد؛ آشوريان بارها به آن هجوم برده، آن را غارت كردند. سخت‏ترين و ويرانگرترين حمله به وسيله بخت نصر دوم (نبوكدنصر)، پادشاه بابل، در 586 يا 587 ق. م.صورت گرفت كه در جريان آن ديوارهاى دفاعى شهر به دست سپاه بابل تخريب و اورشليم پس از اشغال به كلى ويران شد و ساكنانش اسير و به بابل برده شدند.21 در اين حمله، صدقيا، حاكم اورشليم، اسير و كور شد و اشراف و بزرگان شهر كشته شدند.
قصر پادشاه و هيكل سليمان به آتش كشيده شد. ظروف و وسايل قيمتى معبد به تاراج رفت‏ و تابوت عهد و نص تورات22 به كلى از ميان رفت. طبق روايت تورات، همه مردم شهر از جمله دانيال و عزرا، به غير از افراد فقير و بى‏چيز به بابل تبعيد شدند.23 با غلبه كوروش، پادشاه ايران بر بابلي‌ها در سال 538 ق. م. و بازگشت يهوديان اسير، بيت‏المقدس پس از 50 سال خرابى دوباره آباد شد. در 332 ق. م. اسكندر مقدونى با شكست امپراطورى ايران اين شهر را نيز فتح كرد. پس از اسكندر، بيت‏المقدس متناوباً زير سلطه بطالسه مصر و پادشاهان سلوكى بود. در سال 63 ق. م. روميان براى نخستين بار بر بيت‏المقدس مسلط شدند. در سال 70 م. و در پى شورش يهوديان بيت‏المقدس «تيتوس»، فرمانرواى روم، اين شهر را براى بار دوم با خاك يكسان كرد. هادريانوس در 132 م. بار ديگر بيت‏المقدس را بنا كرد و آن را «ايلياء كاپيتولينا» ناميد و از ورود يهوديان به اين شهر ممانعت كرد. در 312 م. با گرايش امپراطور كنستانتين به دين مسيح، كليساهاى متعدد از جمله كليساى قمامه (قيامت) در اين شهر ساخته شد. در سال 614 م. خسرو دوم شاه ايران، بيت‏المقدس را از دست روميان خارج كرد و يهوديان دوباره در آن ساكن شدند؛ ولى پس از اندكى در 629 م. امپراطورروم، هرقل (هراكليوس)، دوباره شهر را پس گرفت. بيت‏المقدس يا ايلياء همچنان در دست روميان بود تا اينكه در 637 م. به تصرف مسلمانان درآمد. امويان، عباسيان، طولونيان، أخشيديان، فاطميان و سلجوقيان به ترتيب بر اين شهر حكمرانى كردند. سال 1099 م. در نخستين جنگ صليبى، بيت‏المقدس، همراه با قتل و غارت وحشيانه، به دست صليبيان افتاد. در سال 1187 م. صلاح الدين ايوبى دوباره اين شهر مقدس را پس گرفت.

حضور استعمارگران اروپایی
بيت ‏المقدس و فلسطين همچنان صحنه جنگ‌هاى صليبى بود تا اينكه در 1517 م. دولت عثمانى با شكست مماليك، اين شهر را به تصرف خود درآورد. در پى شكست روس‌ها در نبرد با عثماني‌ها كه از حمايت فرانسه و انگليس برخوردار بودند، پاى فرانسوي‌ها و انگليسي‌ها به فلسطين باز شد. با ورود دولت عثمانى به جنگ جهانى اول، انگليس، تلاش براى تجزيه عثمانى را آغاز كرد، از اين رو براى كسب حمايت مالى و سياسى يهوديان و در پى مذاكرات با صهيونيست‌ها، دولت انگليس با صدور اعلاميه معروف بالفور (1917 م.) تأسيس «وطن ملى يهود» راتعهد كرد و يك ماه پس از آن بيت ‏المقدس را به اشغال نظامى خود درآورد. از آن تاريخ تاكنون، بيت‏المقدس به عنوان مركز فلسطين، كانون تحولات، چالش‌ها و درگيري‌هاى بسيار نظامى، سياسى و اجتماعى ميان مسلمانان و صهيونيست‌ها بوده است.

يادكرد بيت‏ المقدس در قرآن‏
بيت ‏المقدس از اعلام غير مصرّح قرآن است و بيشتر مفسّران، تعابيرى مانند «الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا فيها» (انبياء/ 21، 81؛ اعراف/ 7، 137)، «الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَة» (مائده/ 5، 21)، «القَريَة» (بقره/ 2، 58) و «الارض» (اسراء/ 17، 4) را بر آن تطبيق كرده‏اند. در آيات مربوط به تغيير قبله (بقره/ 2، 142- 150) نيز تلويحاً از بيت‏المقدس ياد شده است‏24؛ همچنين شمارى از مفسرانِ نخستين، آياتى چون 114- 115 بقره/ 2 و 41 ق/ 50 را نيز به بيت ‏المقدس مربوط دانسته ‏اند.25

هجرت ابراهیم(علیه‌السلام)
نخستين يادكرد از بيت ‏المقدس در آيه‏اى است كه ماجراى هجرت ابراهيم عليه‌السلام ازبابل را گزارش مى‏كند. حضرت ابراهيم پس از ماجراى شكستن بت‌ها و نجات معجزه‏آسا از آتش نمروديان به همراه حضرت لوط عليه السلام، خانواده و ديگر پيروانش به سوى سرزمينى روانه مى‏شود كه خداوند آن را مايه بركت براى جهانيان خوانده است: «وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا فيها لِلْعالَمين». (انبياء/ 21، 71) مشهور مفسران مراد از اين سرزمين را شام و فلسطين دانسته‏اند كه مسلماً شهر بيت‌المقدس را نيز در برمى‏گيرد.26

بنی‌اسرائیل در بیت المقدس
يادكرد ديگر بيت‌المقدس كه در آيات متعددى مورد اشاره قرار گرفته، در ارتباط با داستان بنى‏اسرائيل و سكونت آنان در سرزمين فلسطين است. بنى‏اسرائيل كه در مصر با آزار و شكنجه‏ هاى سخت فرعونيان به ستوه آمده بودند، همواره آرزوى بازگشت به فلسطين را داشتند؛ سرزمينى كه نياكان آن‌ها يعنى يعقوب و فرزندانش، پيش از مهاجرت به مصر آن‌جا ساكن بودند. موسى با فراخوان بنى‏اسرائيل به صبر و پايدارى و يارى جستن از خدا در برابر شكنجه‏هاى فرعونيان، آنان را به بازگشت به سرزمين فلسطين و بيت‏المقدس و زندگى در آن اميدوار مى‏ساخت: «قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ…». (اعراف/ 7، 128) بنى‏اسرائيل در پى خروج از مصر و ورود به فلسطين، در شهر بيت‏المقدس با قومى معروف به عمالقه روبه‏رو شدند. موسى عليه السلام از آنان خواست كه وارد سرزمين مقدس شده، با عمالقه بجنگند و در غير اين صورت دچار خسران و زيان خواهند شد: «يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتي‏ كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرين». (مائده/ 5، 21) مشهور مفسران شيعه‏27 و سنى‏28به تبع مفسران نخستينى چون ابن عباس، ابن زيد، سدّى و أبى على‏29 سرزمين مقدس ياد شده را شهر بيت‌المقدس دانسته‏اند. برخى نيز دمشق، فلسطين و سرزمين طور و بخشى از اردن را گفته‏اند كه چندان با تعبير «ارض مقدس» سازگار نيست.30
مفسران، قداست اين شهر را ناشى از حضور، زندگى و دفن انبياء و مؤمنان در آن دانسته ‏اند. برخى نيز عارى بودن آن ازشرك و كفر و گناه را سبب تقدسش ذكر كرده‏اند31 كه با پيشينه تاريخى اين شهر، حضور مشركان و كافران و فساد بنى‏اسرائيل در آن چندان سازگار نيست.
بنى‏اسرائيل به بهانه نيرومندى و جنگاورى عمالقه و هراس از آنان، فرمان ورود به شهر و هشدارهاى موسى را ناديده گرفته، از موسى خواستند كه با خداى خود به جنگ آن‌ها رفته، شهر را تسخير كنند تا آن‌ها وارد آن گردند. (مائده/ 5، 22-/ 24) در پى اين نافرمانى، بنى‏اسرائيل دچار كيفر الهى شده، به مدت 40 سال از ورود به بيت‏المقدس محروم و در «وادى تيه» سرگردان شدند: «قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعينَ سَنَةً يَتيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقين». (مائده/ 5، 26) پس از 40 سال آنان به فرماندهى يوشع بن نون موفق به فتح بيت‏المقدس گشتند. مفسران آيه 58 بقره/ 2 را اشاره به اين ورود تاريخى بنى‏اسرائيل مى‏دانند: «وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنينَ». بر اساس ديدگاه مشهور مفسران شيعه‏32 و سنى‏33 مراد از «القَريَة» شهر بيت‏المقدس است و بنى‏اسرائيل فرمان يافتند كه براى طلب آمرزش نسبت به گناهان و نافرماني‌هاى پيشين خويش، متواضعانه و خاشعانه از درى موسوم به «باب حطّه» نيز رد شده، جمله‏اى را جهت استغفار بر زبان جارى سازند.
در مقابل، شمارى ديگر از مفسران مانند ابن‏زيد، مراد از «القريه» را شهر اريحا گفته‏اند.34 اين شهر در وادى اردن به فاصله 8 مايلى از شمال غربى محل اتصال رودخانه‏اردن با درياى مرده قرار دارد. اريحا نخستين شهر سرزمين موعود بود كه پس از پايان40 سال آوارگى بنى‏اسرائيل و به فرماندهى يوشع، تسخير و تخريب شد و هنگام تقسيم آن سرزمين ميان قبايل دوازده‏گانه، به قبيله بنيامين تعلق گرفت. در زمان حكومت اخاب دوباره بازسازى و بعدها به دست سپاه بخت‏نصر بار ديگر ويران شد. به احتمال زياد تسخير اريحا پيش از شهرهاى ديگر، زمينه طرح ديدگاه دوم مبنى بر تطبيق «القريه»بر آن بوده باشد.
در شمار ديگرى از آيات هم پس از اشاره به نابودى فرعونيان، خوش فرجامى بنى‏اسرائيل و سكونت آن‌ها در سرزمين پُرخير و بركت به عنوان پاداش بردبارى و تحمّل آن‌ها در برابر آزار و شكنجه‏هاى فرعونيان، يادشده است: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي‏ بارَكْنا فيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى‏ عَلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ بِما صَبَرُوا…». (اعراف/ 7، 137) بركت مورد اشاره در اين آيه و نيز شمار ديگرى از آيات: (انبياء/ 21، 71، 81؛اسراء/ 17، 1؛سبأ/ 34، 18) كه به سرزمين فلسطين و بيت‏المقدس نسبت داده شده است از سوى بيشتر مفسران به معناى حاصلخيزى، خوش آب و هوا بودن آن سرزمين و فراوانى درختان و ميوه‏هاى آن گرفته شده است، چنان ‏كه عبارت «مُبَوَّاصدق» كه مراد از آن را نيز بيت‌المقدس گفته‏اند، به معناى مسكنى پسنديده و رضايت‏بخش گرفته شده است؛ جايى كه در آن‌جا همه نيازمندي‌هاى زندگى براى بنى‏اسرائيل فراهم بود: «وَ لَقَدْ بَوَّأْنا بَني‏ إِسْرائيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْناهُم‏…». (يونس/ 10، 93) البته با توجه به حضور شمارى از پيامبران الهى و رفت و آمد فرشتگان به اين سرزمين مى‏توان بركت يادشده را اعم از مادى و معنوى دانست. در برخى منابع نيز تنها به بُعد معنوى اشاره شده است35، چنان كه كعبه نيز به رغم وجود آب و هواى گرم و سوزان مكه و خشكوبى ‏آب‌ و علف بودن زمينهاى اطراف آن، مبارك خوانده شده است. (آل‏عمران/ 3، 96)

فسادانگیزی در شهر مقدّس!
مفسران، سرزمين مورد اشاره در آيات آغازين سوره اسراء را نيز بيت‌المقدس دانسته‏ اند. بر اساس اين آيات، خداوند در تورات به بنى‏اسرائيل خبر داده است كه آنان دوبار در بيت ‏المقدس دست به فسادانگيزى خواهند زد و در هر دوبار، اقوام بيگانه‏اى بر آنان تسلط يافته، بيت‏ المقدس را ويران خواهند كرد: «وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْن …* فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديد …* … فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيراً». (اسراء/ 17، 4- 7) مفسران در اين ‏باره كه فسادانگيزى دوگانه بنى‏اسرائيل چه بوده است، اختلاف دارند؛ برخى آن را اشاره به كشتن زكرياى پيامبر و فرزند وى حضرت يحيى دانسته ‏اند36 و برخى ديگر اراده قتل ارمياى نبى و عيسى مسيح عليه السلام را هم افزوده‏اند37، چنان ‏كه هويت كسانى كه بر بيت‏المقدس سلطه يافته، آن را تخريب كرده‏اند مورد اختلاف است. برخى تسلط و تخريب نخست را به بخت نصر و مرتبه دوم را به تيتوس، وزير اسبيانوس (امپراطورروم)38 و بعضى به سنحاريب و جالوت و شمارى نيز به پادشاه پارس (شاپور) و بخت نصر نسبت داده‏اند. گزارش‌هاى تاريخى، ديدگاه اول را تأييد مى‏كند. به خرابى بيت‏المقدس به دست بخت نصر در ذيل آيه «كَالَّذي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيي‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها» (بقره/ 2، 259) نيز اشاره شده است.
به اعتقاد شمارى از مفسران وقتى كه عزير يا ارمياى نبى از كنار خرابه‏هاى بيت‏المقدس گذر كرده، به ياد رستاخيز مى‏افتد، چگونگى زنده شدن دوباره مردگان براى او مورد سؤال واقع مى‏شود و در پى آن خداوند او را ميرانده، پس از 100 سال دوباره زنده مى‏كند. طبق گزارش برخى از منابع آيه «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ في‏ خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفينَ» (بقره/ 2، 114) نيز مربوط به خراب شدن بيت‏المقدس به دست بخت نصر و جلوگيرى از ذكر خدا در آن است.

سرزمین مبارک
در داستان حضرت سليمان و تسخير باد در دست او نيز از بيت ‏المقدس ياد شده است: «وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْري بِأَمْرِهِ إِلى‏ الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا فيها …». (انبياء/ 21، 81) برخى از مفسران شيعه و سنى زمين مباركى را كه حضرت سليمان، باد را به سوى آن به گردش در مى‏آورد، شام و برخى ديگر بيت‏المقدس و شام گفته‏اند. با توجه به پيشينه تاريخى بيت‏المقدس و حكومت حضرت سليمان در آن و مناطق اطراف و نيز با توجه به اينكه «الَّتي‏ بارَكْنا فيها» در سوره انبياء/ 21 آيه 71 به صورت و صف بيت‏المقدس ذكر شده، مطمئناً سرزمين مبارك يادشده، بيت‏المقدس را نيز در برمى گيرد.

پناهگاه مریم(علیه‌السلام) و عیسی(علیه‌السلام)
مكانى كه حضرت مريم هنگام تولدحضرت عيسى و پس از آن به آن‌جا پناه برد نيز بر اساس ديدگاه مشهور مفسران، بيت‏المقدس دانسته شده است: «وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً وَ آوَيْناهُما إِلى‏ رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعين». (مؤمنون/ 23، 50) مفسران با استناد به تعبير «رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعين» مكان يادشده را سرزمينى خوانده‏اند كه در عين مرتفع بودن نسبت به زمين‌هاى اطراف، مسطح، وسيع، و برخوردار از آب جارى و در نتيجه حاصلخيز و پربركت بوده كه همان بيت ‏المقدس است. مكان يادشده بر مصر، كوفه، دمشق يا رمله در فلسطين نيز تطبيق شده است. برخى، ديدگاه نخست را به احتمال، متأثر از كتاب‏ مقدس دانسته ‏اند كه بيت ‏المقدس را نزديك‏ترين نقطه زمين به آسمان خوانده است.

آن آبادی!
درآيه 18 سبأ/ 34 نيز سرزمين مبارك و پيوستگى آن با سرزمين سبأ يادشده است كه به دوران آبادانى يمن باز مى‏گردد. ساكنان سبأ در سفرهاى تجارى به فلسطين و بيت ‏المقدس از يك آبادى به آبادى ديگر مى‏رفتند و هرگز ناگزير به عبور از بيابان‌هاى گسترده و غيرمسكونى نبوده‏اند: «وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ». (سبأ/ 34، 18) مسافرت از اين مسير براى مسافران، راحت و توأم با امنيت بود كه به عنوان نعمت براى ساكنان سبأ از آن يادشده است. بيشتر مفسران شيعه وسنى مراد از «الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها»را روستاهاى شام و برخى نيز روستاهاى شامات گفته‏اند كه مشتمل بر شام، اردن و فلسطين است. شمارى نيز آن‌را خصوص بيت‏المقدس دانسته‏اند كه با توجه به ذكر صفت پربركت بودن براى اين مناطق در آيات ديگر منافاتى در جمع آن‌ها نيست.

سرزمین معراج
يكى ديگر از يادكردهاى بيت‏ المقدس در قرآن مربوط به داستان معراج و سير دادن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از مكه به بيت‏المقدس و مسجدالأقصى است: «سُبْحانَ الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَه…». (اسراء/ 17، 1) بيشتر مفسران شيعه و سنى «المسجدالاقصى» را مسجد بيت‏المقدس دانسته‏ اند كه در اين صورت بى‏شك، «التى برَكنا حَولَهُ» ابتدا شهر بيت‏المقدس و سپس مناطق اطراف آن و فلسطين است كه مبارك به حضور انبيا و اوليا و پربركت به لحاظ درختان و ميوه ‏هاست.

کتاب مقدّس و مکان قریب!
برخى از مفسران در آيه «واستَمِع يَومَ يُنادِ المُنادِ مِن مَكانٍ قَريبٍ» (ق/ 50، 41)
«مَكانٍ قَريبٍ»را بر صخره بيت‏ المقدس تطبيق داده‏اند كه جبرئيل يا اسرافيل بر آن مى‏ ايستد و در صور دميده، مردگان را براى رستاخيز ندا مى‏دهد. به احتمال فراوان اين گروه از مفسّران، متأثر از كتاب مقدس بوده‏اند كه بي ت‏المقدس را نزديك‏ترين نقطه زمين به آسمان به اندازه 18 ميل معرفى مى‏كند. برخى، آيات 3 فجر/ 89 «3» و 1 تين/ 95 را نيز با بيت‏ المقدس ارتباط داده ‏اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. خوانندگان علاقه‌مند، برای مطالعۀ بیشتر می‌توانند به اصل این منبعِ ارزشمند مراجعه نمایند:
اعلام قرآن (از دایرة‌المعارف قرآن کریم)، جلد3‏؛ گروه نویسندگان مرکز فرهنگ و معارف قرآن (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)؛ ناشر: مؤسسة بوستان كتاب‏؛ قم؛ 1385 (چاپ اوّل)؛ صص530-519 (مقالۀ بیت‌المقدس نوشتۀ حسین اترک). [به نقل از لوح فشردۀ شجره طوبی؛ کار مشترکی از «مرکز فرهنگ و معارف قرآن» (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی»]
2. تاريخ اورشليم، ص 16؛ بيت‏المقدس، ص 18.
3. الانس‏الجليل، ج 1، ص 22 و 24.
4. تاريخ اورشليم، ص 15- 16؛ الموسوعة الفلسطينيه، ج 3، ص 510.
5. ر. ك: دايرةالمعارف بستانى، ج 4، ص 623؛ قاموس كتاب مقدس، ص 118؛ تاريخ اورشليم، ص 15.
6. كتاب مقدس، اشعيا 29: 1.
7. همان، مزامير 76: 2.
8. همان، داوران 19: 10- 11.
9. همان، دوم تواريخ ايام 28: 25.
10. همان، مزامير 46: 4.
11. همان، 48: 2.
12. همان، نحميا 11: 19.
13. قاموس كتاب مقدس، ص 118؛ الانس الجليل، ج 1، ص 6.
14. تاريخ اورشليم، ص 16.
15. تاريخ اورشليم، ص 16.
16. ر. ك: معجم اللاهوت، ص 124؛ دانشنامه جهان اسلام، ج 5، ص 95؛ الانس الجليل، ج 1، ص 240- 239.
17. تاريخ اورشليم، ص 17؛ دايرةالمعارف تشيع، ج 3، ص 558؛ الموسوعة العربيه، ج 18، ص 86.
18. ر. ك: بيت‏المقدس، ص 116- 164.
19. تاريخ اورشليم، ص 17.
20. همان، ص 25.
21. قاموس كتاب مقدس، ص 123؛ تاريخ اورشليم، ص 107.
22. كوروش كبير، ص 216.
23. كتاب مقدس، دو پادشاهان، 25: 11- 12.
24. جامع‏البيان، مج 2، ج 2، ص 3- 10، 17- 39؛ مجمع‏البيان، ج 1، ص 414- 424؛ الدرالمنثور، ج 1، ص 260- 270.
25. جامع‏البيان، مج 1، ج 1، ص 695- 705؛ مج 13، ج 26، ص 235؛ مجمع البيان، ج 1، ص 361- 363؛ ج 9، ص 226؛ الدرالمنثور، ج 1، ص 204؛ ج 6، ص 131.
26. تفسير ابن كثير، ج 3، ص 194؛ تفسير جلالين، ص 330؛ الميزان، ج 8، ص 228.
27. مجمع‏البيان، ج 1، ص 225؛ كنزالدقائق، ج 1، ص 253؛ غريب القرآن، ص 308.
28. احكام القرآن، ج 2، ص 561؛ زادالمسير، ج 2، ص 323؛ تفسير ابن كثير، ج 1، ص 101.
29. ر. ك: التبيان، ج 3، ص 483؛ مجمع البيان، ج 3، ص 307؛ تفسير ابن كثير، ج 1، ص 101.
30. ر. ك: التبيان، ج 3، ص 483؛ جوامع الجامع، ج 1، ص 331؛ احكام القرآن، ج 2، ص 561.
31. ر. ك: التبيان، ج 3، ص 483؛ معانى القرآن، ج 2، ص 288؛ احكام‏القرآن، ج 2، ص 561.
32. مجمع البيان، ج 1، ص 247؛ الصافى، ج 2، ص 245؛ فتح القدير، ج 1، ص 89.
33. جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 426؛ تفسير قرطبى، ج 1، ص 278؛ غريب‏القرآن، ص 59.
34. جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 426؛ التبيان، ج 1، ص 261.
35. ر. ك: مجمع البيان، ج 5، ص 199؛ غريب القرآن، ص 308؛ تفسير ابن كثير، ج 2، ص 447.
36. تفسيرجلالين،ص 286.
37. الكشاف،ج 2،ص 649.
38. الميزان، ج 13، ص 44؛ ر. ك: نمونه، ج 12، ص 27- 30.

 

منابع‏
احكام القرآن، جصاص؛ الانس الجليل فى قصة موسى و فرعون و بنى‏اسرائيل؛ انوارالتنزيل و اسرارالتأويل، بيضاوى؛ بيت‏المقدس شهر پيامبران؛ تاريخ اورشليم (بيت‏المقدس)؛ تاريخ جامع اديان؛ التبيان فى تفسيرالقرآن؛ تفسيرالجلالين؛ تفسيرجوامع الجامع؛ تفسيرالصافى؛ تفسير غريب القرآن الكريم؛ تفسير القرآن العظيم، ابن كثير؛ تفسيرالقمى؛ التفسيرالكبير؛ تفسير كنزالدقايق و بحرالغرائب؛ تفسيرنمونه؛ جامع ‏البيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع الاحكام القرآن، قرطبى؛ الجواهر الحسانفى تفسير القرآن، ثعالبى؛ دائرةالمعارف بستانى؛ دانشنامه جهان اسلام؛ دايرةالمعارف تشيع؛ دايرةالمعارف كتاب مقدس؛ الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم؛ زادالمسير فى علم التفسير؛ فتح القدير؛ قاموس كتاب مقدس؛كتاب مقدس؛ الكشاف؛ كشف الاسرار و عدةالابرار؛ كور و شكبير (ذى‏القرنين)؛ لغت‏نامه؛ مجمع‏البيان فى تفسيرالقرآن؛ معانى القرآن، نحاس؛ معجم اللاهوت الكتابى؛ الموسوعة العربية العالميه؛ الموسوعة الفلسطينيه؛ الميزان فى تفسيرالقرآن. دایرة‌المعارف بریتانیکا.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.