انگیزه و عنصر اصلی:
استاد شهید مرتضی مطهری(ره)، ارزشمندترین و مؤثرترین عامل در نهضت حسینی را عنصر امر به معروف و نهی از منكر دانستهاند. از دیدگاه شهید مطهری(ره)، نه فقط «عنصر امر به معروف و نهی از منكر به نهضت حسینی ارزش داد، بلكه حسین(ع) هم به امر به معروف و نهی از منكر (در جهان اسلام) ارزش داد. امر به معروف و نهی از منكر نهضت حسینی را بالا برد ولی حسین(ع) این اصل را به نحوی اجرا كرد كه شأن این اصل را بالا» برد و «یك تاج افتخار بر سر اصل امر به معروف و نهی از منكر نهاد.»
ضرورت شناخت:
جایگاه والای عنصر امر به معروف و نهی از منكر در نهضت حسینی از یكسو و ارزش و اعتباری كه نهضت حسین(ع) به آن داد از سوی دیگر، ضرورت بازشناسی این اصل را به همهی مسلمانان بهویژه شیعیان آلعلی(ع) گوشزد میكند. استاد مطهری خود در اینباره چنین تذكر داده است: «ما باید امر به معروف و نهی از منكر را از نظر اسلام بشناسیم كه این چه اصلی است؟ این چیست كه آنچنان اصالت و قدرت دارد و آنچنان از نظر اسلام ماهیت دارد كه مردی مانند حسین بن علی(ع) را وادار میكند كه در راه آن جان خویش را از دست بدهد، خون خود را بریزد، خون عزیزان خود را بریزد و تن به فاجعهای بدهد كه واقعاً در دنیا كمنظیر است.» براساس دیدگاه علامهی شهید مرتضی مطهری(ره)، بصیرت و آگاهی، گام اصلی و شرط اساسی در عنصر امر به معروف و نهی از منكر است: «این وظیفهی بزرگ (امر به معروف و نهی از منكر) دو ركن و دو شرط اساسی دارد. یكی از آنها رشد، آگاهی و بصیرت است. از شما میپرسم: اصلاً من و شما میفهمیم كه امر به معروف و نهی از منكر چیست و چگونه باید انجام شود؟ تا حالا كه امر به معروف و نهی از منكر ما اطراف دكمهی لباس و بند كفش مردم بوده است: در حول و حوش موی سر و دوخت لباس مردم بوده است، اما اصلاً معروف میشناسیم كه چیست؟ منكر میشناسیم كه چیست؟»
روح و هدف :
استاد مطهری(ره)، پس از تبیین جایگاه عنصر امر به معروف و نهی از منكر در جامعهی اسلامی و نیز ضرورت بازشناسی درست آن، دربارهی ابعاد، گستره، روح و هدف اصل مزبور، چنین تفسیر نمودهاند: «معروف و منكر از نظر اسلام محدود به حد معینی نمیشود. تمام هدفهای مثبت اسلامی داخل در معروف و تمام هدفهای منفی اسلامی داخل در منكر است و اگرچه در امر به معروف و نهی از منكر تعبیر امر و نهی است ولی با توجه به قرائنی كه از خود قرآن كریم میتوان استنباط كرد و به نص احادیث قطعی اسلامی از مسلمات فقه اسلامی ماست و تاریخ اسلامی ما بدان گواهی میدهد، مقصود از آن تنها امر و نهی لفظی نیست، بلكه مقصود استفاده كردن از هر وسیلهی مشروع برای پیشبرد هدفهای اسلامی است. پس اگر بخواهیم روح امر به معروف و نهی از منكر را با ترجمه و تعبیر خودمان بیان كنیم، باید بگوییم لزوم استفاده از هر وسیلهی مشروع برای پیشبرد اهداف اسلامی.»
مقتضیات زمان:
نتیجهای كه مباحث مزبور به دست میدهد، این است كه پس از درك درست جایگاه و اهمیت امر به معروف و نهی از منكر و شناخت روح، ابعاد، گستره و هدف آن، لازم است تكلیف جامعهی اسلامی طبق مقتضیات زمان نیز در برابر این اصل مهم دانسته شود. استاد شهید مرتضی مطهری(ره)، دیدگاه خود را در اینباره چنین ابراز فرمودهاند: «ما بنشینیم اینجا و بگوییم عنصر امر به معروف و نهی از منكر در نهضت حسینی [به عنوان] یك عامل بزرگ كه حسین(ع) را به حركت واداشت، او را از جا تكان داد، امر به معروف بود؛ حسین بن علی(ع) به امر به معروف و نهی از منكر ارزش داد؛ اسلام برای امر به معروف و نهی از منكر ارزش درجهی اول قائل است، یعنی آن را یكی از اركان تعلیمات خودش میداند، اگر این ركن نباشد، سایر تعلیمات نمیتوانند كار كنند، اینها درست، ولی ما چهكار كنیم؟ آیا ما دایم از گذشته صحبت كنیم؟ یا گذشته برای آینده است؟ آینده و گذشته را باید به یكدیگر مربوط و متصل كرد. از نهضت حسینی در همین زمینه باید استفاده كرد: مردم را آگاه نمود. ببینند چه میكنند؟ چگونه تبلیغ میكنند؟ چگونه كتاب مینویسند و چگونه باید بنویسند؟ دربارهی چه مسایلی باید فكر كنند و دربارهی چه مسایلی حساسیت دارند؟ ببینیم علی بن ابیطالب(ع) و حسین بن علی(ع) روی چه مسایلی حساسیت داشتند، ما هم روی همان مسایل حساسیت نشان دهیم. چرا آنها روی مسایلی حساسیت نشان میدهند و ما روی مسایل دیگر؟»
مصادیق در دنیای معاصر:
شهید مطهری(ره) پس از ذكر و بررسی این مقدمات، سعی نموده تا جامعهی اسلامی و بلكه امت اسلام را با مصادیق معروف و منكر در دنیای معاصر آشنا سازد و از این طریق با هرگونه كجفهمی و كوتهنظری در این مسیر مبارزه نماید. زیرا از دیدگاه آن شهید، شناخت درست و دقیق مصادیق معروف و منكر در جهان امروز، موجب خواهد شد تا مسلمانان به دور از هرگونه كجرویها و انحرافات، تكلیف خود را بهتر و بیشتر بشناسند. آن شهید بزرگوار با اعلام صریح و شجاعانهی مواضع و دیدگاه خود، مصداق بارز معروف و منكر در جهان معاصر را چنین تبیین و تشریح فرموده است: «اگر پیغمبر اسلام(ص) زنده بود، امروز چه میكرد؟ و دربارهی چه مسألهای میاندیشید؟ والله و بالله قسم میخورم كه پیغمبر اكرم(ص) در قبر مقدسش از یهود میلرزد. این یك مسألهی دودوتا چهارتاست، اگر كسی نگوید، گناه كرده است. من اگر نگویم والله مرتكب گناه شدهام و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتكب گناه شده است.» استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در سال 1348 شمسی، مطابق با 1390 هجری قمری، یعنی حدود سی و هفت سال پیش، در اوج دوران استبداد شاهنشاهی، زمانیكه ایادی صهیونیسم بر ایران حاكمیت بلامنازع و كامل داشتند؛ به تبعیت از مقتدای خویش، خمینی عزیز(ره)، حمایت از آرمان فلسطین و مقابله با خطر یهود را، به ترتیب، مصداق آشكار معروف و منكر تشخیص داده و آن را سرلوحهی فعالیت و حركت خویش قرار داد؛ زیرا امام خمینی(ره) پرچمدار بزرگ نهضت اسلامی نیز بزرگترین خطر وارده بر اسلام را از ناحیهی یهود میدانست؛ چنانكه فرمود: «حالا كه خطر بر اسلام وارد شده است و آن خطر یهود است.» «آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بنیامیه نیست.»
فلسطین؛ مسألهی اول بینالمللی اسلامی:
سرزمین فلسطین از صدر اسلام به مدت بیش از 13 قرن (جز قریب یك سده كه تحت تاخت و تاز صلیبیان صهیونیصفت قرار داشت) همواره در اختیار مسلمین بود و پیروان همهی فرق و ادیان در كنار مسلمانان، بی هیچ مانع و مشكلی، در كمال آرامش زندگی میكردند. اما حدود یك قرن و نیم پیش، زمزمهها، دسیسهها و توطئههایی در عرصهی جهانی در مسیر اشغال این سرزمین اسلامی شكل و نضج گرفت تا آنگاه كه منجر به جنگ جهانی اول و تلاشی امپراتوری عثمانی و اشغال فلسطین توسط قوای متفقین و لشكر انگلیس، تحت فرماندهی یك ژنرال یهودی به نام «آلبنی»، با همكاری و مساعدت گستردهی لژیون به اصطلاح عرب، تحت فرماندهی «فیصل بن شریف حسین» با هدایت سازمانهای مخفی و پشت پردهی ماسونی ـ صهیونی گردید. جامعهی اتفاق ملل لایحهی قیمومیت فلسطین از سوی انگلستان را تصویب كرد و یكی از وزیران یهودی كابینهی بریتانیا به نام هربرت سموئیل به عنوان كمیسر عالی سرزمین اسلامی فلسطین منصوب و به آن منطقه اعزام شد. با این زمینهسازیها، اشغال تدریجی فلسطین از سوی اشغالگران صهیونیست از یكسو و انتقال و كوچ گستردهی یهودیهای ممالك مختلف جهان به فلسطین از سوی دیگر، سرعت و شدت یافت. در ادامهی این توطئهها، در سال 1947 م/ 1326 ش، مجمع عمومی سازمان ملل با هدف ایجاد دو دولت یهودی و فلسطینی، قطعنامهی 181 را تصویب و سرزمین فلسطین را به دو منطقهی یهودی و فلسطینی تقسیم كرد. به دنبال این تحركات در ماه مه 1948 م/اردیبهشت 1327 ش، تأسیس رژیم نامشروع «اسرائیل» از سوی بنگوریون یكی از رهبران صهیونیسم، به طور علنی و رسمی اعلام شد. این رژیم تازه تأسیس یافته فوراً از سوی امریكا، انگلستان، شوروی و چندی بعد سازمان ملل متحد، به رسمیت شناخته شد. در اولین تقابل این رژیم جعلی با تعدادی از كشورهای اسلامی و فلسطینیان و تهاجم و یورش وحشیانهی مهاجمان یهود به فلسطین، صدها هزار مسلمان فلسطینی به طرز وحشیانهای به خاك و خون كشیده و یا از آن سرزمین اخراج و آواره شدند. كشتار وحشتناك كودكان و زنان و دختران دهكدههای فلسطینی دیریاسین و مردم بیدفاع كفر قاسم و قتلعام دو اردوگاه صبرا و شتیلا و … تنها نمونههایی از جنایات اشغالگران در این سرزمین است. در اولین تهاجم و تقابل رژیم صهیونیستی با كشورها عربی در سال 1948 م/1327 ش، مهاجمان یهود قریب پانصد شهر، روستا و آبادی فلسطینی را منهدم و با خاك یكسان و از نقشهی جغرافیا محو و قریب یك میلیون فلسطینی را قتلعام و یا از آن سرزمین اخراج و راهی كشور و ممالك عربی همجوار كردند.
محمدتقی تقیپور
مدخل: انگیزه و عنصر اصلی: استاد شهید مرتضی مطهری(ره)، ارزشمندترین و مؤثرترین عامل در نهضت حسینی را عنصر امر به معروف و نهی از منكر دانستهاند. از دیدگاه شهید مطهری(ره)، نه فقط «عنصر امر به معروف و نهی از منكر به نهضت حسینی ارزش داد، بلكه حسین(ع) هم به امر به معروف و نهی از […]






ثبت دیدگاه