حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

27 آبان 1397 - 12:55
شناسه : 6533
بازدید 485
3

نحوه اداره آن دبستان و دبیرستان کوروش، معلمین و کسانی که خارج از آن، از مدرسه حمایت  می کردند و نيز وضعیت فرهنگی مدرسه توضیح بفرمایید. مدیر مدرسه فردی فرانسوی به نام موسیو اوهایو بود و به کمک خانم فرانسویش مادام اوهایو که هر دو یهودی بودند. (همه، آن جا کمپلت ]به‌طور كامل[ یهودی بودند) و […]

ارسال توسط :
پ
پ

نحوه اداره آن دبستان و دبیرستان کوروش، معلمین و کسانی که خارج از آن، از مدرسه حمایت  می کردند و نيز وضعیت فرهنگی مدرسه توضیح بفرمایید.

مدیر مدرسه فردی فرانسوی به نام موسیو اوهایو بود و به کمک خانم فرانسویش مادام اوهایو که هر دو یهودی بودند. (همه، آن جا کمپلت ]به‌طور كامل[ یهودی بودند) و در همان جا سکونت داشتند، مدرسه را اداره می‌ کردند. چون چند تا ساختمان توی این مجموعه بود. ناظم مان آقای نباتیان بود و معلمان ‌مان اکثراً یهودی بودند. مثلاً معلم زبان فرانسه که خیلی اهمیت داشت موسیو آراها و موسیو شاما بودند.

ما در آنجا با انواع و اقسام بچه‌ ها و خانواده‌ های یهودی دوست شدیم. و من هنوز هم با چند تاشون دوست هستم. چون دوستان زمان کودکی می  مانند با هم. چون جوان بودیم. و با هم درس می  خواندیم. کارهای ورزشی با هم می  کردیم. و یه تعدادشون همین طور موندند تا اینکه بعد از انقلاب به تدریج متفرق شدیم. که من یکی‌شون رو تو فرانسه پیدا کردم. و قسمت اعظم آن‌ ها الان آمریکا و اسرائیل هستند، یه چند تایی را من می  توانم اسم ببرم که یکی از جالب‌ ترین این ‌ها آقایی بود به نام منوچهر ساچمه ‌چی که در آن دبیرستان با هم دوست صمیمی بودیم و چون ورزشکار بودم و بچه مسلمان هم بودم و شجاعتم هم از آن‌ ها بیشتر بود، همیشه حامی این آدم بودم و خاطرات جالبی از آن دوران دارم…

… این منوچهر ساچمه ‌چی بعد از دیپلم از ایران به اسرائیل رفت. بعد از اسرائیل آمریکا رفته بود. از آمریکا انگلیس رفته بود (من این ‌ها را از برادرش فهمیدم که در وزارت راه آن زمان کارمند بود.) و دوره ‌های تخصصی امنیتی [در این سفرها] دیده بود. او سال ‌ها گوینده رادیو اسرائیل به زبان فارسی بود. من خودم بارها صدایش را گوش می  کردم. الان هم شنیدم که ایشان از مقامات خیلی خیلی بلند پایه و شاید هم رئیس موساد اسرائیل باشد. شنیدم رئیس موساد اسرائیل. چون رئیس موساد اسرائیل یک رئیس ظاهری دارند، جلوی پرده يك معاون جلوي پرده ولي رئيس اصلي يك كسي پشت پرده است كه كسي كمتر مي ‌شناسد. به هر حال ]درمورد[ مسائل امنيتي يك همچين چيزي را من شنيدم. به هرحال يك همچين دوستاني هم ما درآن مدرسه داشتيم. بچه ‌هاي القانيان با ما دوست بودند. كه الآن همه آمريكا هستند. مسنن ‌ها بودند. لِوي ‌ها بودند كه يك كتابي هم ديدم در مورد لِوي نوشته شده بود، خوندم. بچه ‌هاي اين ها بودند يا برادر زاده‌ هاي اين ‌ها بودند. كه اين ‌ها هم از دوستان ما بودند. چقدر اين ها اتفاقاً ما را تشويق مي‌ كردند كه آقا پاشو بيا اسرائيل را ببين. و اين ‌ها اكثر رفتند اسرائيل و آمريكا. ما قريب چهل سال هر روز صبح، يك ربع به هشت صبح تا هشت صبح كه كلاس‌ ها شروع مي ‌شد يك ربع يك آقايي بود به نام خاخا يديدي يا يديدا كه ما بهش خاخام يديدي مي ‌گفتيم كه ظاهراً يديدي شوفط]يديد يا شوفط[ بود و مي‌ آمد و ]براي[ اين دو هزار بچه در يك سالن بزرگ بالاي منبر يهودي سخنراني مي ‌كرد… ده دقيقه از صحبت ‌هاي ايشان هميشه يكنواختِ يكنواخت بود. پنج دقيقه‌اش مسائل روز و اخبار بود.

… در اين ده دقيقه هميشه با آن لهجه يهودي خودش مي ‌گفت: بچه‌ها مي ‌دونيد شما كي هستيد؟ شما فرزند يهوه ‌ايد. خداي اسرائيل. شما قوم برگزيده ‌ايد. فرق مي ‌كنيد با آدماي ديگه ]آدم ‌هاي ديگر[ . خيلي هم فرق مي ‌كنيد با آدماي ديگه.

من اين صحبت ها را ضبط نكرده ‌ام ولي هميشه مي ‌گفت كه شماها قوم برگزيده هستيد و هرروز آن را تكرار مي ‌كرد بلا استثناء ده دقيقه از اين صحبت ‌ها مي ‌كرد. كه اين مغزشويي و سيستم مغزشويي اون  هاست. شما قوم برگزيده هستيد، بچة معمولي نيستيد. انسان ‌هايي هستيد كه يهوه خداي يهود شما را به خصوص و به طور استثنايي روي كرة زمين آورده كه توسط شما بچه‌ هاي يهودي كه بايد تمام مردم كره زمين را زير نفوذ بگيريد، رهبري آيندة كل جهان به دست شماست. چرا چون خواست يهوه است و بزرگترين وظيفه و فرضية هر يهودي اينه كه در اين جهت تمام سعي و كوشش خودش رو بكنه كه روزي مسلط بر كرة زمين و مسلط بر تمام مردم زمين باشد. به خواست يهوه و به خاطر رضاي يهوه.

يهوه ‌اي كه در كتاب مقدس خودشان چنانچه مطالعه بكنيد، اين يهوه، جنايتكار و … يعني بزرگترين جنايتكاري كه مي ‌شه در كتاب ‌هاي مقدس پيدا كرد همين يهوه يهودي ‌هاست. جز جنايت، جز ظلم، جز دزدي هيچ چيز ديگري اين يهوه به ملتش اهداء نكرده و توصيه نكرده يعني يك رواني به تمام معناست.

حالا اين رواني به تمام معنا چه خاصيتي داره كه اين جور اين قوم به اين چسبيده ‌اند. من اينو واقعاً نمي ‌تونم بفهمم. كافيِ فقط انسان تورات اينارو بخونه. كه يهوه چه بوده و چي از اين قوم خواسته. و اين قوم در واقع در جهان دنبال چي هستند جز شرارت هيچي ديگه وجود نداره.

حالا آن‌چه كه در مورد اين آقاي خاخام يديدي سال ‌ها گوش كرديم كه بله بچه ‌ها شما قوم برگزيده هستيد. و همه بايد در خدمت يهوه باشيد. وظيفه شما بچه‌ ها اين كه درس بخوانيد…

در رشته ‌هاي مختلف متخصص بشيد، دكتر بشيد. به خاطر چي؟ به خاطر اينكه بتونيد پولدار بشيد يعني من هرگز از اين آقاي خاخام يديدي نشنيدم كه شما بريد درس بخوانيد و دانشمند بشيد كه شهرت دانش و يا خدمت به علم و دانش بكنيد. درس را بايد اين بچه يهودي به قول خاخام يديدي مي‌ خواند كه اين بچه يهودي در سايه درس و دانش برود به پول برسد. اين خيلي فرق مي ‌كند. با تز ديگران. چون انسان درس را مي‌ خواند به خاطر دانشش به خاطر اين كه مقام دانش و منزلت معنويش برود بالا ولي براي يهودي چيزي كه من سال ‌ها به گوش خود شنيدم از قول اين خاخام يديدي اينه كه آقا درس را بخوانيد كه متخصص بشيد بتونيد پول دربياريد، پول، پول، پـــــــول! اينجوري مي ‌كرد. پول، پول، پول بايد دربياريد. حالا چه جوريشو من نمي ‌دونم بايد دربياريد، بايد اينو بندازيد به كار (اشاره به مغز) ببينيد باباهاتون چي ميگن، ببينيد ننه هاتون چي مي گن وقتي پول در مي‌ آوريد خرجش نكنيد‌ها.

آدم حالش به هم مي‌ خورد. من تو همان بچگي واقعاً تمام وجودم نسبت به اينا نفرت بود. اون چند تا دوست و رفيق را دوست داشتم ولي يه همچين وضعيتي جز نفرت در وجود من نسبت به اين ‌ها ايجاد نمي ‌كرد و من فهميدم تمام خداي اين‌ ها اون يهوه فقط پولِ. هيچي ديگه نيست…

 

 

پاورقی:

1 – هم اكنون وي به مناشه امير معروف است.

2 – وي هم اكنون نيز در اين راديو فعاليت مي‌كند.

3 – 6 سطر آخر با تقليد صدا و لهجه يهودي گفته شد.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.