
گونترگراس نویسنده مشهور و نام آشنای آلمان در اواسط فروردین ماه سال جاری، کانونها و مراکز قدرت صهیونیستی در جهان را شوکه و دچار شگفتی کرد. نویسنده معروف آلمانی که در سال 1999 م/ 1378ش، جایزه ادبیات نوبل را از آن خویش ساخته بود، در سال 2012 م/1391ش، در سن هشتادوچهارسالگی، دیگر توان و تحمل خود را در برابر جنایات و آدم کشیهای روزافزون صهیونیستها و حمایت و پشتیبانی و چشم و گوش بسته دنیای غرب نسبت به اسرائیل غاصب و تجاوزکار، از دست داد. او با انتشار اشعار خود علیه «اسرائیل»، در مرگ آباد سکوت، سکوت جهان را شکست.
گراس نه فقط جهان غرب و از جمله آلمان را به دلیل حمایت و پشتیبانی از اسرائیل، مورد نکوهش قرار میدهد، بلکه به خودش نهیب میزند که چرا این همه در برابر عملکرد خون آشامان صهیونی خاموش و ساکت مانده است. او در شعر بلند خود، اسرائیل را برای صلح جهانی خطرناک معرفی میکند. او در این شعر و با زبان بی زبانی اعتراف میکند که رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای سفّاک، پدیدهای ناهمگون و ناسازگار در جهان انسانیت هستند.
سران و رهبران صهیونیست، رسانهها و کانونهای قدرت صهیونیستی بلافاصله پس از انتشار شعر معروف و ضد اسرائیلی گونترگراس، تهاجم تبلیغاتی و رسانهای شدید و گستردهای را علیه او آغاز کردند. بعضی او را «یهودستیز» یا عضو «اس.اس» و اثر او را «هولناک» و «نفرت آور»، «سردرگم» معرفی وحتی اعلام کردند که او، «شعورش را از دست داده است.»
گراس نیز که نسبت به سیطره صهیونیستها در غرب و استبداد صهیونی در آمریکا و اروپا کاملاً وقوف دارد، طی مصاحبهای با رادیو آلمان، دردآلود و با اندوه به لحن و شیوة انتقاد و فحاشی علیه خود اعتراض کرد و گفت: «از کلیشههایی قدیمی علیه من استفاده کردهاند. این کلیشهها بسیار ویرانگر است.»
گونترگراس افزود: «حمله اسرائیل به ایران ممکن است به جنگ جهانی سوم منجر شود.»
همزمان با حجمه رزیلانه تبلیغاتی صهیونیسم و اشخاص و رسانههای وابسته به صهیونیستها، بسیاری از روشنفکران، نویسندگان، صاحب نظران در عرصه ادبیات و شعر، و مردم آزاده جهان، این شعر را ستودند و گونترگراس را مورد تشویق و حمایت قرار دادند. برخی نیز به گراس به دلیل شهامتش در دنیایی که کانونهای قدرت صهیونی هر صدای انتقاد و اعتراضی علیه «اسرائیل» را از طریق جوخههای ترور و مرگ پاسخ میدهند، احسنت گفتند. اما مقامات سیاسی و دولتی آلمان به دلیل سرسپردگی، آن چنان وحشت زده شدند که بلافاصله اعلام کردند، یوآخیم گاوک رئیس جمهور آلمان برای عذرخواهی از اسرائیل در اولین سفرش به فلسطین خواهد رفت و از مقامات اسرائیلی پوزش خواهد خواست.
در بخشی از شعر بلند گراس آمده است:
چرا ساکت ماندهایم، ساکت برای این مدت طولانی
چه چیزهایی آشکار است و ما آنها را به بازی جنگها کشاندهایم
جنگهایی که بازماندگاناش شدهایم
این حرف حق است و پرخاشگران رسماً منع میکنند بگویی
این حرف حق است و میخواهند مردم ایران را به خاطرش محو کنند
این حرف حق است و مأموری بر آن گذاشتهاند
و جمعی گذاشتهاند هلهله کنند.
چون آنان به شایستگی رسیدهاند و
حالا انگ بمب اتم به آنان میزنند،
در این میان چرا من پرهیز میکنم
کشوری را به نام خودش بخوانم
ـ کشوری که سالهاست وجود دارد ـ هر چند این را چون رازی پنهان کردهاند
حالا قدرت هستهای کشوری دیگر گسترش مییابد،
از کنترلشان رها میگردد… فقط چون از هر نوع جست و جویی و از هر کنکاشی
پنهان نگه داشته شده است؟
فکر میکنم همه در این میان سکوت اختیار کردهاند،
سکوتها سکوتم را به بردگی خود کشانده است،
مانند دروغی غمگین شدهاند دروغی که ساکنیناش مجازات امروز شدهاند
هر چند ما توجهی نخواهیم داشت؛
عبارت «ضد سامی» امروز همه گیر شده است.
اکنون به سرزمینم مینگرم
ـ که هر از گاهی گناهانی یگانه و منحصر به فرد گریباناش را میگیرد،
که موظف است تا خود را توجیه کند،
دوباره میگویند فقط اهداف تجاری دارند، هر چند ما
با تند زبانیمان آن را «جبران و تاوان» میخوانیم ـ
آیا باید زیردریایی دیگری1 را به اسرائیل تحویل دهیم،
همراه با امکاناتی ویژه
برای برتاب موشکهایی ویژه ـ جایی که
وجود یک بمب اتمی اثبات نشده است
نباید لولو سر خرمن هوا کرد،
آن چه باید گفته میشد را گفتم.
چرا تا الان ساکت باقی مانده بودم؟
چون فکر کردن به ریشههایم
بر ذهنم سنگینی میکرد و گیجم کرده بود،
و از این واقعیت پرهیز میکردم،
مثل حقیقتی که توسط دولت اسرائیل اعلام شده باشد
دولتی که میخواستم همراهاش شده باشم.
چرا الان این حرفها را میزنم؟
پیر شدهام و این آخرین جوهرهایم است:
مگر قدرت اتمی اسرائیل
صلح جهانی را تهدید نمیکند؟
باید الان حرف را زد
چون فردا خیلی دیر خواهد بود؛
چون ـ مثل آلمانی دیگری و با تمام
وزنة گناهان ـ
ما توانایی این را داریم که سر میز جهان حاضر شده و پیش بینی
گناهان آینده را بکنیم، و هیچ توجیهی وجود ندارد که بتواند مشارکت ما در جرم را
پاک کند.
و اعتراف میکنم: ساکت باقی نخواهم ماند
چون به اندازه کافی از ریاکاریهای غرب کشیدهام؛
آن قدر کشیدهام که دیگر باید از شر این سکوت خلاص شوم،
نصیحت میکنم درباره علتی معهود
درباره خطر کناره گیری از این جریان، و از جهان میخواهم کنترلی آزاد و همیشگی
بر قدرت اتمی اسرائیل اعمال کنند
و پایگاههای اتمی ایران
توسط هر دو کشور ساخته شود
با نظارتی جهانی.
راه حل تنها به همین شکل خواهد بود، برای اسرائیلیها، برای فلسطینیها، و برای همگان،
راه حل تنها به همین شکل خواهد بود،
کشوری که شهروندانش آن را اشغال کرده باشند
راه خودش را پیدا خواهد کرد،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. اشاره به یک زیردریایی هستهای فوق پیشرفته دُلفین که آلمان در سال 2012 و چندبار پیش از این با وجود مخالفت مردم خویش، به رژیم اسرائیل تحویل داد.
گونترگراس نویسنده مشهور و نام آشنای آلمان در اواسط فروردین ماه سال جاری، کانونها و مراکز قدرت صهیونیستی در جهان را شوکه و دچار شگفتی کرد.





ثبت دیدگاه