حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Saturday, 31 January , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

20 خرداد 1397 - 12:39
شناسه : 6201
بازدید 353
1

ای خدا غزّه   دهنِ شعر شد از طعمِ ستم بدمزّه ای خدا! غزّه، خدا! غزّه، خدایا! غزّه دلِ صهیونی شیطان به جنون آغشته ای امیرانِ عرب! غزّه به خون آغشته کوفیانید و درِ گوش به هرسو بستید خیره در پستوی کاشانۀ پستی مستید کربلا گشته  خدا!  غزّه، همه خاموشند ب یپناهانِ تو در غزّه […]

ارسال توسط :
پ
پ

ای خدا غزّه

 

دهنِ شعر شد از طعمِ ستم بدمزّه

ای خدا! غزّه، خدا! غزّه، خدایا! غزّه

دلِ صهیونی شیطان به جنون آغشته

ای امیرانِ عرب! غزّه به خون آغشته

کوفیانید و درِ گوش به هرسو بستید

خیره در پستوی کاشانۀ پستی مستید

کربلا گشته  خدا!  غزّه، همه خاموشند

ب یپناهانِ تو در غزّه کفن م یپوشند

گفته بودم که اگر کر بوبلا پیش آید

دل من گرم به ایمان به خدا پیش آید

من در این معرکۀ هول چه باید بکنم؟

قول دادم به خدا، قول، چه باید بکنم؟

شاعرم، تا قلمم هست چرا خاموشم؟

به تن شعر و غزل رخت عزا می پوشم

کودکان سقف ندارند، خدایا! چه کنم؟

وای، در حال فرارند، خدایا! چه کنم؟

دختری غرق به خون است، نمی دانم یکست

جسدی بی سر و بی دست، نمی دانم یکست

پسری پای ندارد که به کویش بدود

مادری چشم ندارد که به سویش برود

زخمِ این خاک فزون است، خدایا! چه کنم؟

دختری غرقه به خون است، خدایا! چه کنم؟

بشنو، ای گرگ! اگر قلب تو از آهن نیست

به خدا کودک شش ماهه تو را دشمن نیست

در شبِ غزّه به این زوزۀ بد ناله نکش

چنگ و دندان به تن دختر ده ساله نکش

کودکان سقف ندارند، خدایا! چه کنم؟

وای، در حال فرارند، خدایا! چه کنم؟

خانه های گِلی و خرد شده سنگر نیست

این همه زخمی و مظلوم، کسی یاور نیست

در زمینی که زمان گوشِ کَرَش خاک شد هست

پژواک شد هست «هل ناصر ینصرنی» صوت

هیچکس نیست، نه فریاد، نه فریادرسی

بارالها! برسان دادرسی، دادرسی

*

دهن شعر شد از خونِ دلم بدمزّه

ای خدا! غزّه، خدا! غزّه، خدایا! غزّه

نادر ختایی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.