حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

01 فروردین 1396 - 10:56
شناسه : 4714
بازدید 394
5

در فرهنگ ما رباخواری یکی از بدترین و زشت ترین شیوه های درآمد است به طوری که آن را در اسلام بدتر از «زنا با مادر» تشبیه کرده اند. مرحوم علّامه طباطبایی می گویند: در عمل نزول خواری، یک طرف به دلیل آنکه مبلغی پول اضافه دارد، آن را به نزول می دهد و بعد […]

ارسال توسط :
پ
پ

در فرهنگ ما رباخواری یکی از بدترین و زشت ترین شیوه های درآمد است به طوری که آن را در اسلام بدتر از «زنا با مادر» تشبیه کرده اند.

مرحوم علّامه طباطبایی می گویند: در عمل نزول خواری، یک طرف به دلیل آنکه مبلغی پول اضافه دارد، آن را به نزول می دهد و بعد از مدتی بدون این که هیچ کاری کرده باشد با بهره آن را پس می گیرد. در حالی که در مقابل، شخصی که به شدت نیاز به پول دارد، حاضر می شود به هر شکل ممکن، هر چه دارد گرو بگذارد و مقداری پول، با نزول وام بگیرد تا بعد از مدتی آن را با بهره اضافه پس بدهد که معمولاً هم نمی تواند. حاصل کار این است که پول دار بی رحم، مدام پول دارتر می شود و فقیر بدبخت مدام فقیرتر می گردد.

منشاء شیوع این پدیدة شوم، در روانشناسی آدم دنیا طلب و حریص است که از یک سو با حرص و طمع شدید، مایل است هر روز ثروت بیشتری داشته و داراییش را افزون کند و از سوی دیگر این حرص و طمع آن چنان چشم و دلش را کور و بسته می کند که از فقر و نیاز دیگران هیچ متأثر نشده و بلکه نیاز آنان را وسیلة اقناع مطامع خود می یابد.

یهودی ها به دلیل اعتقاد به «برتری قومی خود و برگزیدگی نژادی» در اوج خودخواهی و خود پسندی، کمترین ترحمی به غیر یهود نداشته و ضمن این که هر بلایی را به سر آنها می آورند، ربا خواری را هم به یک شیوه رایج در فرهنگ خود در آورده اند به طوری که در سراسر جهان، رباخوار، یعنی یهودی؛ و بخش عمده ای از گرفتاری های یهودی ها در بین مردم جهان، به خاطر همین خصیصة آنهاست. ویل دورانت در کتاب مفصّل تاریخ تمدّن خود، مکرراً مواردی را یاد می کند که کار به جایی رسیده است که مردم از شدت خشم و نفرت، با بهانه ای، بر سر آن ها ریخته و زن و مرد و کوچک و بزرگشان را قتل عام کرده اند.

رباخواری، اگر در جامعه ای رواج پیدا کند ـ که امروز متأسفانه در سراسر جهان، این رواج حاصل شده است ـ مادی گری، خشونت، قساوت، دنیا طلبی، انهدام خصائل انسانی، حرص و طمع، پنهان کاری و فریبکاری، مفت خواری و … را ترویج کرده و به صورت فرهنگ و عادت همگانی در می آورد؛ آن چنان که در آورده است و هر روز شاهد رشد و رواج آن هستیم.

نظام اقتصاد اسلامی بر پایة حرمت ربا بنا شده در حالیکه نظام اقتصاد یهودی بر مبنای حلیت و روایی رباخواری شکل گرفته است.

مجموعه ای که پیش روی شماست کوششی است برای نشان دادن بخشی از ابعاد و اجزا و اضعاف و شواهد و مصادیق این پدیدة شوم؛ با این امید که در انتها هر کس به اندازة خود تصمیم بگیرد به هر مقدار که توان دارد با این رویداد همه گیر مبارزه کند ـ هر چند در حدّ مخالفت لفظی ـ تا ان شاءالله نفرت از این جریان همگانی شده و جامعه ما را از این بلا نجات دهد.

در قرآن کریم، سوره بقره آیة 275 می فرماید:

الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون.

آنان که ربا می خورند در قیامت چون کسانی از قبر برمی خیزند که با فسون شیطان دیوانه شده باشند. و این به کیفر آن است که گفتند: ربا نیز چون معامله است. در حالی که خدا معامله را حلال و ربا را حرام کرده است. هر کس که موعظة خدا به او رسید و از رباخواری باز ایستاد خدا از گناهان پیشین او درگذرد و کارش به خدا واگذار می شود. و آنان که بدان کار بازگردند، اهل جهنمند و جاودانه در آن خواهند بود.

سوره بقره، آیه 276:

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثيمٍ.

خداوند ربا را ناچیز می گرداند و صدقات را افزونی می دهد و هیچ کفران کنندة گنهکار را دوست ندارد.

در تفسیر المیزان1، ذیل آیات 275 تا 281 سورة بقره دربارة «ربا»، مرحوم علامه طباطبایی می نویسد: «… ربا از اوائل عمر رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلّم و پیش از هجرت مورد رغبت مردم بود تا این که در سورة آل عمران2 کاملاً از آن نهی شد …».

«… ربا در مذهب یهود بود؛ چنانکه آیة 161 از سورة نسا: وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْه دلالت دارد؛ و آیة 75 از سورة آل عمران: لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبيلٌ نیز مشعر به آن است ـ و قرآن، کتاب ایشان را تصدیق کرده و نسخ ظاهری هم ننموده بود و همین اندازه برای حرمت آن در اسلام کفایت می کرد.

مطلب دیگر آنکه آیات ربا با آیات انفاق در راه خدا، بی ارتباط نیست چنانکه جملة: يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقات وجملة وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُم و همچنین مقارنت آیات ربا با آیات صدقه در سورة آل عمران و روم بر آن دلالت دارد.

قاعدةً هم باید از نظر تضّاد و مقابله باهم مربوط باشد؛ زیرا ربا، گرفتن مال بدون عوض است و صدقه دادن مال بدون عوض. و آثار بدی که بر ربا مرتبت می شود، درست و بدون استثنا مقابل آثار خوبی است که بر صدقه مرتبت می شود و هر مفسده ای در ربا برابر است با مصلحتی در انفاق؛ چنانکه صدقه موجب نشر رحمت و محبت شده پشت تنگدستان و مستمندان را راست می کند و نظم و امنیّت اجتماع را برقرار می سازد و آثار ربا، درست مخالف با اینهاست.

خداوند متعال در این آیات نسبت به ربا سختگیری هایی نموده که مانند آن را در هیچیک از فروع دین، جز دربارة دوستی با دشمنان دین، نکرده است؛ و تعبیراتی که در مورد سایر کبائر مانند زنا و شرب خمر و قمار و حتی قتل نفس شده، گر چه خیلی شدیداللحن است ولی به پایة تشدیدهایی که در مورد این دو امر شده نمی رسد…

رباخواری و ثروت اندوزی و تراکم اموال، مردم را به دو دستة ثروتمند و مستمند تقسیم کرده بالاخره کار به جنگ جهانی کشیده و … و به زودی روشن خواهد شد که بیانات قرآن دربارة دوستی با دشمنان دین و همچنین دربارة رباخواری، از پیشگویی های این کتاب شریف به شمار می رود.»

یهودی ها گرفتار یک خبط شیطانی دیگر هم هستند که به صورت تاریخی و با توجیه مذهبی و اعتقادی، خود را قوم برتر و نژاد برگزیده می دانند و لذا هر عمل و رفتاری را برای خود شایسته و مقبول می پندارند. آنها نه فقط رباخواری را بلکه رشوه دادن، غصب، دزدی، ایجاد نفاق و مفسده و تفرقه و جنگ، کشتن و نابودی انسان ها و هیچ جنایتی را نسبت به غیریهود، نادرست و ناروا نمی دانند.

در سورة آل عمران آیة 75 خداوند می فرماید: وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ.

از میان اهل کتاب کسی است که اگر او را امین شمری و قنطاری (یک پوست گاو پر ارزش) به او بسپاری آن را به تو باز می گرداند و از ایشان کسی است که اگر امینش شمری و دیناری به او بسپاری جز به تقاضا و مطالبت، آن را باز نگرداند زیرا می گوید: راه اعتراض مردم مکه بر ما بسته است و کس ما را ملامت نکند. اینان خود می دانند که به خدا دروغ می بندند.

در تفسیر المیزان ذیل آیة فوق می خوانیم3 :

«در این آیه، به اختلاف فاحشی که بین اهل کتاب راجع به حفظ امانت ها و نگهداری جانب عهد و پیمان وجود دارد اشاره شده. هم چنین بیان می دارد که این صفت ـ گر چه فی نفسه یک خوی زشت و ناپسند نژادی است و زیانش برای همگان روشن ااست ـ از صفت و خوی زشت دیگری که در جماعت آنان ـ یهود ـ هست و در نظرشان جنبة اعتقادی هم دارد، سرچشمه گرفته است.

آنان می گویند: لیس علینا فی الامییّن سبیل یعنی چون ما اهل کتابیم و دیگران امّی و درس نخوانده هستند بنابراین کسانی که از نژاد ما نیستند، بر عهدة ما که اسرائیلی هستیم، حقوق لازم الرّعایه ای نخواهند داشت. بالاتر آن که سخن گذشته را هم به دین نسبت می دهند چنانکه جملة ویقولون علی الله الکذب و هم یعلمون… به آن دلالت دارد.

آنان گمان می کردند ـ چنان که امروز هم به همان عقیده باقی اند ـ کرامت الهی اختصاص به ایشان دارد و روی این که خدا در نسل اسرائیل نبوت و کتاب و ملک قرار داده است، سیادت و آقایی برای آنان ثابت است و بر دیگران حقّ تقدم دارند. از آن گمان نتیجه گرفته بودند که حقوقی که در کتاب آسمانیشان تشریع شده ـ چون حرمت رباخواری، حرمت خوردن مال یتیم، حرمت تضییع حقوق مردم و مانند آن ـ حقوقی است که تنها در بین خود آنان لازم الرّعایه است نه آن که نسبت به دیگران هم لازم الاجرا باشد.

مثلاً بر یک نفر اسرائیلی، خوردن مال اسرائیلی دیگر و یا از بین بردن حقوق او حرام است اما خوردن مال غیر اسرائیلیان یا از بین بردن حقوق آنان حرام نیست. آنان عقیده داشتند یک نفر یهودی نسبت به دیگران هر حکمی که خواهد می تواند اجرا کند و آنچه دربارة او اراده کند جایز خواهد بود.»

اکنون برخی شواهد تاریخی بر این مسائل را هم مرور می کنیم:

عبدالوهاب المسیری می نویسد:

«… در دورة روشنگری موجی انتقادی از شخصیت یهودی به عنوان یک شخصیّت زالو صفت حاشیه ای (آنها را به) کار در بخش کشاورزی و دوری از تجارت و رباخواری تشویق می کرد و این روند به دید «روند طبیعی سازی یهود» نگاه می شد. به عبارت دیگر دولت مدرن می خواست آنها را در یک گروه کارکردی که کارهای اقتصادیش با قومیّت و انزوا مرتبط است، به شخصیت هایی مدرن و طبیعی و همانندی آنها با جامعة پیرامون امکان پذیر شود. از این روند هم چنین به عنوان تبدیل یهودیان به بخش موّلد نام برده می شود و به همین دلیل در فرانسة پس از انقلاب به منظور تحقق چنین هدفی و فراهم ساختن زمینة کار در بخش کشاورزی برای آنها، قوانین متعدّدی صادر گشت.»4

در این نوشته به چند نکته توجه شود:

کشاورزی و تولید و کار روی زمین، درست در مقابل رباخواری و تحصیل بهره و مال مفت است.

یهودیان اساساً با کار کشاورزی میانه ای ندارند کما این که با همة آزادی هایی که انقلاب فرانسه برایشان فراهم کرد، باز هم در کشاورزی وارد نشدند مگر در دلالی های هنگام فروش محصولات.

حتی در اسرائیل که از ابتدا با تفاخر به مؤسسات کشاورزی کیبوتص و موشاو و با تبلیغات فراوان دربارة کشاورزی شروع شد، بعد از استقرار و محکم شدن جای پا، کم کم کشاورزی در اسرائیل عقب نشست.

عبارت های «طبیعی سازی» یهود و «انزوا و قومیّت» و «همانندی با جامعة پیرامون» در مطلب فوق اشاره به نژادپرستی و اعتقاد به برتری قومی یهودی ها در مقابلة دنیای مدرن با این روحیه است.

در کتاب زرسالاران یهودی و پارسی5 می خوانیم که:

«دایرة المعارف یهود می نویسد: با ظهور اسلام و گسترش سریع آن از جنوب فرانسه تا هند حیات اقتصادی یهودیان نیز دستخوش تحوّل اساسی شد؛ این انقلاب جدید سیاسی و اجتماعی ـ اقتصادی برای نخستین بار جوامع یهودی را که غالباً کشاورز بودند به مردمی تاجر، صراّف و صنعتگر بدل کرد. (Judaica.vol.16,P.1278)

تردیدی نیست که پیدایش تمدن اسلامی در ارتقاء وضع فرهنگی و اقتصادی یهودیان تأثیر فراوان داشت ولی آن بخش از نوشتة فوق که آغاز اشتغال یهودیان به تجارت و صرافی را از زمان زیست ایشان در فضای اسلامی می داند قابل قبول نیست. دایرة المعارف یهود در جای دیگر می نویسد: قرآن نخستین مأخذی است که اشتغال یهودیان به رباخواری را مطرح ساخته است. (Ibid,vol.12,P.247).

پیشینة اشتغال یهودیان به رباخواری بسیار کهن است. در عهد عتیق رباخواری به عنوان حرفة کنعانی ها (فینقی ها) ذکر شده است. این روش انباشت و تکاثر ثروت میراثی فینیقی بود که به وسیلة یهودی ها جذب شد. از آن پس ایشان به حاملان اصلی این شیوة مبادله پولی بدل گردیدند تا آنجا که رباخواری به عنوان یک حرفة کاملاً یهودی شناخته می شد. در سفرخروج خواسته شده که در پرداخت پول نقد به فقرای بنی اسرائیل با ایشان بسان رباخواران سلوک نشود و بهره دریافت نگردد. (سفرخروج؛ 22/25)در سفرتثنیه به صراحت رباخواری در میان بنی اسرائیل ممنوع ولی در رابطه با بیگانگان مجاز شمرده شده است. (تثنیه؛ 23/19و20)

«غریب را می توانی به سود قرض بدهی ولی برادر خود را به سود قرض مده»

این، بیانگر رواج رباخواری در میان بنی اسرائیل از ازمنة کهن است.

در سال 1893 میلادی، بقایای یک خانوادة یهودی ساکن شهر نیپور بین النهرین به وسیلة آمریکایی ها کشف شد: بیش از 700 سند به دست آمده در این کاوش نشان می دهد که خانوادة فوق به نام «پسران موراشو» در سال های 455 تا 403 پیش از میلاد، یعنی در دوران اردشیر اول و داریوش دوم هخامنشی، به شکلی گسترده به عملیات مالی مبتنی بر ربا اشتغال داشته اند.

مشارکت فعّال یهودیان اسکندریه (نیز) در عملیات تجاری و صرّافی کاملاً روشن است. پیشتر دربارة خاندان فیلو اسکندرانی سخن گفته ایم؛ یادآوری می شود که نام برادر فیلو بعنوان بزرگترین صراف اسکندریه در حوالی ظهور عیسی مسیح علیه السّلام چنان بود که خاندان سلطنتی هیرود با آن وصلت نمود. می دانیم که در زمان شاپور اول ساسانی، شموئیل، حاخام بزرگ یهودیان بین النهرین فتوایی صادر کرد و طبق آن، دادن پول به عنوان ربا به سایر یهودیان را ممنوع کرد. این نشان می دهد که در نخستین سال های تأسیس دولت ساسانی نیز رباخواری یهودی، حتی در میان خود یهودیان، رواج گسترده داشته است.

ظهور اسلام و احکام صریح قرآن در ممنوعیّت ربا مانعی جدّی در راه رباخواری یهودی پدید ساخت…

ورنر سومبارت محقق آلمانی می نویسد:

«… انزوا طلبی و ارگانیسم اجتماعی یهود از بقیه جامعه، چه تأثیراتی بر حیات اقتصادی یهودیان به جا نهاد؟ یهودیان وقتی از گتو یا محله های یهودی نشین پا بیرون می نهادند، به طور مستقیم با «غریبه ها» در تماس قرار می گرفتند… موضع گیری و رفتار ویژه یهودیان با مردمی که در میان ایشان می زیستند، پی آمد مستقیم آموزش های دین یهود بود و یهودیان از فرامین دینی خود اطاعت می کردند که به ایشان یاد می دادند تا با آن مردم چگونه برخورد و رفتار کنند… مهمترین موضوع و مسأله ای که بیش از هر چیز دیگری مورد پرسش و بررسی های حقوقی قرار گرفته، موضوع اخذ رباست…

… نکته اصلی و کانونی این موضوع در تلمود (باها مزیا، 70 ب) آمده و … هدف آن کوشش در این سمت است که به هر وسیله ای شده حتی با توسل به سفسطه و مغلطه، حرف های صریح و روشن در عهد عتیق را بی اهمیت جلوه دهد و نادیده بگیرد. مگر در تثنیه گفته نشده است که «از برادر دینی خود ربا نگیر، ولی از غریبه ها می توانی ربا بگیری.» تنها مورد مشکوک، نحوه جمله بندی مندرج در نسخه اصلی تثنیه است که «می توانی» تفسیر شود یا «باید». هیچ مفسری در مورد معنای ربا که همان سود است، کم ترین تردیدی نشان نداده است.

به هر حال، یهودیان مؤمن و متعصب اجازه داشتند که از غیر یهودیان ربا بگیرند… هرگز ربی ها قانون یهود در این موارد را زیر سؤال نبردند. از سوی دیگر، ادواری هم بود که «می توانی» مندرج در تثنیه به عنوان «باید» تفسیر می شد و این ها ادواری بودند که طی آن ها به یهودیان اصرار می شد که در عرصه وام دهی، نقش مهمی به عهده بگیرند…»6

ویل دورانت که کاملاً طرفدارانه دربارة یهودی ها سخن می گوید و آنها را «قومی ممتاز در برابر هرگونه سختیها» و دارای «فرهنگ بی مانند» می نامد و آنها را «میان دو جهان کینه توز مسلمان و مسیحی حامل و عامل انتقال بذرهای بارآور…»7 توصیف می کند وقتی می رسد به دوره جنگ های صلیبی، در بخشی به مسائل اقتصادی هم می پردازد و می کوشد تا آن جا که ممکن است اشتباهات و کارهای نادرست یهودی ها را عکس العمل محیط نادرست اطرافشان نشان می دهد که نتوانستند کار تولیدی و کشاورزی کنند و به ناچار به «دادو ستد»، یعنی تجارت و صرافی و رباخواری روی بیاورند:

«یهودیان که بدین منوال از همه سو در تنگنا بودند، متوجه دادوستد شدند. راب، ربن تلمودی بزرگ یهودیان بابلی، به پیروان خویش اندرزی زیرکانه داده بود به این مضمون که (اگر) «با یکصد اشرفی، تجارت کنید، استطاعت خرید گوشت و شراب را خواهید داشت؛ همان مبلغ را در کشاورزی به کار اندازید، حداکثر ممکن است نان و نمکی عاید شما شود».8 این «اندرز زیرکانه» چقدر منبعث از «تنگنای اوضاع و احوال» و اجبار به دادوستد است؟ آیا با همین استدلال نمی توان به شکلی زیرکانه تر به سراغ نزول و رباخواری رفت تا هم کمتر زحمت داشته باشد و هم بیشتر سود؟

ادامة مطلب: «دستفروش یهودی، در هر شهر و قصبه، و بازرگان یهودی در هر بازار مکاره ای سرشناس بود. بازرگانی بین المللی قبل از قرن یازدهم در تخصّص، بلکه تقریباً در انحصار آن ها بود.

بارو بنه ها، کاروان ها، و کشتی های آنها از بیابان ها، کوهستان ها، و دریاها عبور می کرد، و در اغلب موارد خود آنها همراه کالاهای خویش به سفر می رفتند. جماعات یهودی در حکم حلقه هایی بودند که رشتة دادوستد را بین عالم مسیحی و اسلام، میان اروپا و آسیا، و بین کشورهای اسلاو و غرب برقرار می کردند. قسمت اعظم خرید و فروش برده به دست آنان صورت می گرفت…

عبدالله راستگو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. ترجمه 20 جلدی؛ جلد 2؛ ص 570

2. آیة 130

3. المیزان؛ جلد 3؛ ص 445 و 446

4. دایرة المعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم؛ عبدالوهاب المسیری؛ ج 2؛ ص 259؛ پاراگراف وسط ستون دوم.

5. زرسالاران یهودی و پارسی، عبدالله شهبازی؛ ج 1؛ ص 464

6. یهودیان و حیات اقتصاد مدرن؛ ورنر سومبارت؛ ص 252و 253. ورنر سومبارت یک محقق آلمانی است در اوائل قرن بیستم که دوست و همکار ماکس وبر بوده است. او در سال 1911 کتاب «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن» را تألیف کرد که بسیار خواندنی و در واقع جواب کتاب وبر ـ پروتستانیتسم و مناسبات سرمایه داری ـ است. کتاب سومبارت پس از بیش از 90 سال در سال 1384 به وسیلة رحیم قاسمیان ترجمه و برای اولین بار در ایران توسط نشر ساقی منتشر گردید. این کتاب دامنة گستردة فعالیتهای یهود در زمینه های اقتصادی را در همة وجوه آن توضیح می دهد و بسیار خواندنی و مفید است.

7. تاریخ تمدن ویل دورانت؛ جلد چهارم؛ بخش اوّل؛ ص 441

8. همان؛ ص 479

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.