
برخي يهوديها كه رفتار زننده و جنايتكارانه صهيونيستها را مشاهده كرده و نفرت و انزجار عمومي را از آنها ميبينند، ميترسند كه مبادا مردم با ندانستن تفاوت بين يهودي و صهيونيست، براي خالي كردن خشم خود از صهيونيستهاي وحشي اسرائيلي، يهوديهاي ايراني را مورد بدرفتاري قرار دهند. اين تصور از بيخ و بن بيجا و نادرست است؛ چرا كه در تمام سي سال حيات جمهوري اسلامي، هرگز چنين حادثهاي ازجانب هيچ كس رخ نداده است و اگر حتي يك مورد چنين حادثهاي رخ ميداد، فرياد سازمانهاي يهودي و صهيونيستي جهان، گوش همه را كر ميكرد.
اما عدهاي از مسلمانان هم به اين نكته تذكر و توجه ميدهند. اينان متأسفانه به علت كماطلاعي از مباني اسلامي و عقلي و تاريخي و به سبب تأثيرپذيري كامل از تبليغات جهاني يهوديها و صهيونيستها، دچار اين شبهه شدهاند. بنده بخصوص از اين گروه سؤال ميكنم:
1- آيا تعريف ما از يهودي و صهيونيست چيست؟
2- آيا در ميان يهوديها ـ در گذشته و حال ـ يهودي بد پيدا ميشود؟
3- معيار تشخيص يهودي بد و خوب و تفاوت اينها چيست؟
4- تكليف ما با يهودي بد چيست؟ (اگر يافت شود!)
5- آيا ما براي تشخيص مسائل سياسي و اجتماعيمان، قرآن را هم معيار و ملاك قرار ميدهيم؟
اگر دوستان ما جواب اين سؤالها را ميدانند كه قطعا آن تذكر را نخواهند داد؛ و اگر نميدانند اندكی تأمل كنند و ببينند آيا اين سؤالها برايشان مطرح است يا نه؟ و آيا حاضرند دنبال جواب اين سؤالها هم بگردند؟ و آيا در تبليغات جهاني به اين سؤالها هم جواب گفته ميشود؟
در هر حال بنده با عذرخواهي از تصديع، ميكوشم به اختصار به اين سؤالها پاسخ بگويم و اعلام آمادگي ميكنم كه اگر بازهم ابهامي هست یا سؤال ديگري وجود دارد، در حد توان خود پاسخگو باشم.
اولا معيارها براي سنجش همه چيز و ازجمله اين مورد، قرآن كريم است. اگر كسي قرآن را قبول ندارد ديگر در اين مورد نميتوانيم بحث كنيم، بلكه با او بايد در اصالت و حقانيت قرآن مجيد مباحثه و گفتگو كنيم.
ثانيا در قرآن كريم هيچ صحبتي از صهيونيسم و صهيونيستها نيست، بلكه خصوصيات يهوديها را مورد بحث و توضيح قرار ميدهد و تصريح ميكند كه يهوديها قاتل انبياءاند؛ قسيالقلب و بيرحمند؛ رباخوارند؛ مفسد فيالارضند؛ حريص به دنيا هستند؛ مادي و مادهگرا و پولپرست و گوسالهپرستند؛ و به خداوند و روز جزا ايمان ندارند؛ الّا قليلاً، مگر عده كمي از آنها؛ استهزاگر انبيا و مخالف اهل حقند؛ حسودند؛ نژادپرستند؛ … و از اين قبيل.
ثالثاً قرآن مجيد يهوديها را با اين خصوصيات، نه به سبب نژاد و خون و ژن بلكه بخاطر تربيت ديني و اخلاقي و اجتماعيشان محكوم ميكند و اگر يك يهودي از اين خصايص نداشته باشد، هرگز مورد طعن و لعن واقع نميشود.
رابعاً بسياري از يهوديها با كارهاي بد نياكانشان موافقند و آنها را بد نميدانند. كوشش براي قتل حضرت عيسي عليهالسلام، اهانت به حضرت سليمان عليهالسلام، اتهامات زشت به حضرت داود عليهالسلام، اسنادات بسيار زننده به حضرت لوط عليهالسلام، و از اين قبيل را كه در تورات هست و قرآن كريم آنها را رد ميكند، كثيري از يهوديها رد نميكنند.
خامساً در روزگار ما كاملترين نمونه يهودي بد، همين صهيونيستها هستند و در مورد يهوديهاي ديگر نقاط دنيا ـ و ازجمله يهوديهاي ساكن كشور خودمان ـ ما اساساً با اعتقادات ديني و اجتماعي آنها كاري نداريم. اعتقادات هر كسي مال خود اوست و مسئول رد و قبولش خود خداوند است كه از كُنه ذات آدمها هم خبر دارد. آنچه به ما مربوط ميشود «رفتار» آدمهاست و عملشان؛ يعني اگر يك يهودي رباخواري ميكند، تفرقهافكني ميكند، فساد و فحشا ايجاد ميكند، جزا ميكند، قمارخانه راه مياندازد. مشروبات الكلي و مواد مخدر پخش ميكند، رشوه ميدهد، كار غيرقانوني ميكند و هر كار ديگري از اين قبيل، اين رفتار را ناشايست ميدانيم، آنهم نه تنها از يهودي بلكه از هر كس ديگر نيز. مسلمان شناسنامهاي هم اگر اين قبيل اعمال را انجام دهد، منفور و مطرود و زننده و نفرتانگيز است و تازه، عكسالعمل ما در مقابل اين رفتارها، اقدام عملي شخصي نيست، بلكه فقط بايد آن را به مراجع قانوني خبر داد تا آنها جلو اين فساد و تباهي را بگيرند.
البته موارد خاصي هم در مسائل امر به معروف و نهي از منكر، دقيقاً در رسائل توضيحالمسائل تشريح شده است كه وظيفه هر مسلمان به روشني توضيح داده شده است.
سادساً بعضي افراد آنچنان با باورها و تفكرات خود خوگرفتهاند كه حاضر نيستند درباره نقيض آنها فكر كنند. اينها چون از فلان كمدين سينما خوششان ميآيد، اگر بگويي او يهودي است و با فيلمهايش ترويج فساد ميكند، انگار به آنها برميخورد و يا اگر بشنوند فلان دانشمند اروپايي، بسياري از شهرتش تبليغاتي است و در مواردي از جنايات سياسي دخالت داشته است، رگ علمدوستيشان ميجنبد و اين سخن ما را ضدعلم گمان ميكنند. در حالي كه شهرت غير از ارزش علمي و هنري است و اين دو غير از ارزش انساني و اجتماعي است و همه اينها با دخالتهاي سياسي و پشت پرده تفاوت دارد. ذهنهاي راحتطلب آماده شنيدن حرفهاي غيرعادي نيستند.
سابعاً ما اگر اين نكتهها و زوايا و ريزهكاريها را نفهميم، نميتوانيم از دسيسهها و خدعهها باخبر شويم و با آنها مبارزه كنيم و گرفتار مخمصهها و مشكلاتي ميشويم كه راهحل آنها را نمييابيم و كوشش براي فهميدن اين مسائل درواقع تلاش براي رفع مشكل است و نه محكوم كردن صِرفِ مثلاً نژاد يهودي يا تشكيلات فراماسونري.
در پايان با اعلام آمادگي مجدد براي پاسخگويي به سوالات ديگر و توضيح درباره موارد ذكرشده و براي پرهيز از طولاني شدن مطلب فعلاً به همين مقدار بسنده ميكنم و در عين حال خواهش ميكنم سوالات اگر به طور موردي و دقيق و با مصداق مشخص مطرح شود بهتر است تا كلي و عمومي باشد.
عبدالله راستگو





ثبت دیدگاه