حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

23 اردیبهشت 1394 - 13:41
شناسه : 2715
بازدید 376
2

بشائرالاسفار بمحمّد و آله الاطهار تامِر میر مصطفی این کتاب با عنوان «بشارت‌های کتب مقدّس» از زبان عربی به فارسی ترجمه شده است. کتاب یادشده از سوی آقای بزرگ‌نیا به فارسی ترجمه و توسط انتشارات دلیل ما در 294 صفحه، قطع رقعی در سال 1379 در ایران منتشر شده است. این اثر علاوه بر «سخن […]

ارسال توسط :
پ
پ

بشائرالاسفار بمحمّد و آله الاطهار

تامِر میر مصطفی

این کتاب با عنوان «بشارت‌های کتب مقدّس» از زبان عربی به فارسی ترجمه شده است. کتاب یادشده از سوی آقای بزرگ‌نیا به فارسی ترجمه و توسط انتشارات دلیل ما در 294 صفحه، قطع رقعی در سال 1379 در ایران منتشر شده است. این اثر علاوه بر «سخن مترجم» و «مقدّمه مؤلف» و فهرست منابع و مأخذ در بخش پایانی، شامل ده فصل، با عنوان «بشارت» است. نویسنده در مقدمه کتاب با اشاره به برخورداری انسان از نعمت عقل و فهم برای تشخیص و تمیز «خیر» و «شر»، «حقّ» و «باطل» می‌افزاید: خداوند متعال برای جوامع انسانی پیامبرانی فرستاده است تا درهای معرفت خالقشان را به روی ایشان بگشایند، در نتیجه به او ایمان بیاورند و از بندگی هرچه غیر اوست دوری گزینند: «رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ»1 «پیامبرانی مژده‌دهنده فرستادیم تا از آن پس مردم را بر خدا حجتی نباشد». به همین دلیل خداوند متعال با تأکید بر ]این حقیقت[ چنین فرموده است: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ»2 «و هیچ ملّتی نیست مگر آن که میانشان بیم‌دهنده بوده است». سرانجام خدای (متعال) سلسلۀ پیغمبران و فرستادگانش را به «عبد» و «رسولش» محمدبن عبدالله نوادۀ اسماعیل فرزند ابراهیم (علیهماالسَّلام) ختم (نمود). خدای «عزّوجل» از میان هر قوم و امّتی پیغمبر و فرستاده‌ای از میان خود آن‌ها برایشان مبعوث ساخت تا آن‌ها را از فرجام مخالفت با دستورات الهی و کفر در برابر او هشدار دهد! در حقیقت تمامی ادیان الهی پیشین، به طور طبیعی زمینه‌ساز آیین اسلام بوده‌اند. این پیامبران و فرستادگان خداوند به هموار کردن راه پرداختند و عقول بشری را برای پذیرش آیین نو و دین خاتم مستعد کردند تا پیامبر اکرم (ص) دین جدید را به تمامی مردم جهان در هر زمان و مکان و موقعیت فرهنگی ابلاغ نماید. از این رو، همۀ پیامبران و فرستادگان الهی به ظهور «رسول خدا (ص)» و خاتمیت رسالت او ]که دربردارندۀ همۀ نیازهای بشری برای رسیدن به سعادت است، بشارت داده‌اند[. (خداوند متعال) بر این حقیقت تأکید کرده است که پیامبرش محمّد (ص) را برای تمامی بشر مبعوث نموده و به همین دلیل خطاب به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ‏»3 «و نفرستادیم تو را جز آن که می‌خواستیم برای مردم عالم رحمتی ارزانی داریم» و نیز فرمود: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً»4 «ما تو را فقط به عنوان مژده‌دهنده و بیم‌دهندۀ تمامی مردم فرستادیم» بعثت هر یک از انبیاء و پیامبران پیشین برای مردمی خاصّ بود، کما اینکه عیسی مسیح (ع) صراحتاً اعلام کرده است: که تنها برای گوسفندان قوم بنی‌اسرائیل فرستاده شده است.5 هیچ یک از انبیاء و فرستادگان الهی به جز محمّد (ص) داعیۀ خاتمیّت نبوّت را نداشته‌اند، چنانچه خدای متعال می‌فرماید: «ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ‏»6 «محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نیست. او رسول خدا و خاتم پیامبران است و خدا به هر چیزی داناست». «مسلم» در کتاب صحیح خود از رسول خدا روایت کرد، که فرمود: «والّذی نفسُ محمّد بیدِهِ لایَسمَعُ بی اَحدٌ مِنْ هذِهِ الأُمَّۀِ یَهودِیٌّ و لا نصرانیٌّ ثُمَّ یَموتُ و لَم یُؤمِنْ بالّذی أُرْسِلتُ بِهِ اِلّا کان مِن اهلِ النّار» «سوگند به آن که جان محمّد در کف قدرت اوست، هرکس رسالت مرا بشنود و فهم کند، چه یهودی و چه نصرانی باشد، پس بدون ایمان به دینم بمیرد، در آتش جهنم خواهد بود». – بنابراین قطعاً پیامبران پیشین، از او سخن به میان آورده‌اند و به آمدنش بشارت داده‌اند. آیۀ مباهله که در ارتباط با موضوع کتاب حاضر نیز می‌باشد به جایگاه والای اهل بیت نبوّت و رسالت، نظر دارد و آنان را نیز از سایر مردم، ممتاز می‌سازد. خداوند متعال در خصوص عیسی بن مریم (س) به محمّد رسول‌الله (ص) چنین وحی نموده است: «فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ‏»7 «پس هرکس دربارۀ بندگی و رسالت عیسی علیه‌السلام با وجود دانشي كه سوي تو آمد (درباره حضرت عيسي) مجادله کرد، پس به ایشان بگو، بیایید تا ما فرزندان خود و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نَفسْ خود و شما نَفسْ خود را بخوانید و سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم». رسول خدا (ص) پس از اینکه به پایه‌های اسلام درشبه جزیره عربستان استحکام بخشید و به شرک و بت‌پرستی رایج در آن دیار پایان داد، تصمیم گرفت، (مردم را) را به سوی یکتاپرستی ناب و خالص دعوت نماید و آنان را تحت بیرق اسلام، سامان‌دهی کند. آری، دین اسلام، دینی است که خدا آن را برای بندگانش پسندید و در روز رستاخیز جز آن دین هیچ آیین دیگری را نخواهد پذیرفت، از این رو خدای تعالی می‌فرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»8 «هر آینه دین در نزد خدا دین اسلام است». «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ‏»9 «و هر کس که دینی جز اسلام اختیار کند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیان‌دیدگان خواهد بود». همان‌طور که گفته‌ شد؛ محمّد (ص) برای قومی خاصّ یا گروهی از مردم در برابر مردمانی دیگر مبعوث نگردید، بلکه برای همۀ مردم، صرفنظر از اختلاف در قومیت‌ها، زبان‌ها و اقلیم مبعوث شده است. خدای سبحان در آیات محکم کتاب مبینش، خطاب به رسول خدا می‌فرماید: « قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعاً»10 «بگو، ای مردم، من فرستادۀ خدا بر همۀ شما هستم». (و چون پیامبر اکرم رسالتی همگانی داشت) پس از فراغت از فتح مکه نامه‌هایی (به) شاهان و زمامداران مشهور آن زمان، فرستاد و آنان را به دین اسلام دعوت نمود؛ از جمله کسانی که برایشان نامه فرستاد و آنان را به دین اسلام دعوت (کرد) مردم «نجران» بوده‌اند. روز مباهله «نجران» شهری واقع در جنوب «مکّۀ مکرّمه»، نزدیک یمن امروزی بوده است که به عنوان پایگاه نصرانی‌ها، در جنوب شبه‌جزیره عربستان به شمار می‌آمد. در آنجا «نصرانی‌ها» کعبه‌ای به شکل «خانه کعبه» در مکه، بنا نهاده‌اند. «یاقوت حَمَوی» در کتاب «معجم البلدان» خود به وصف این «کعبه» می‌پردازد و می‌گوید: «گویند: «کعبۀ نجران توسّط عبدالله‌بن دیّان حارثی به مانند «خانه کعبه» ساخته شده است و همانند خانه کعبه مورد احترام آن‌ها بوده است و آن را «کعبه نجران» نامیدند و راهب‌هایی در آن سکونت داشته‌اند، این رُهبانان همان کسانی هستند که به حضور پیامبر رسیدند و حضرت را به مباهله دعوت کرده‌اند»11. هم آنهایی که رسول خدا (ص) طی نامه‌ای آنان را به اسلام فراخواندند و تأکید کردند اگر اسلام را بپذیرند برادر دینی تلقّی می‌گردند و در صورت عدم پذیرش اسلام، باید «جزیه» دهند و اگر به «جزیه» نیز راضی نشدند، آماده پیکار و نبرد شوند. در کتاب رسول خدا (ص) آمده: « قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»12 «بگو: ای اهل کتاب بیاید از آن عقیده که پذیرفته ما و شماست پیروی کنیم: اینکه جز خدای را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او نسازیم و بعضی از ما بعضی دیگر را سوای خدا به پرستش نگیرد. اگر آنان رویگردان شدند بگو: شاهد باشید که ما مسلمان هستیم». مطالب مزبور مبیّن این موضوع است که نصارایِ «نجران» به تثلیث اعتقاد داشته‌اند و عیسی (ع) را به مرتبه «الوهیت» رسانده‌اند. بالاخره نامه رسول خدا (ص) مردم «نجران» را دچار آشفتگی و تزلزل نمود و «اُسقُف‌های بزرگ» آن‌ها را، متحیّر و شگفت‌زده ساخت. در پی آن کنگره‌ای متشکّل از سران و بزرگان و صاحب‌نظران قبایلی که نصرانی شده بودند تشکیل دادند. پس از بحث و جدل‌های طولانی مقرّر شد هیأتی متشکّل از بزرگان و اشراف «نجران» به سرپرستی راهب بزرگ و زعیم دینی آن‌ها «عاقب» به نزد رسول خدا (ص) بیایند. هیأت اعزامی، در مسجد به حضور رسول خدا (ص) رسیدند و با پیامبر اکرم درباره شخصیّت حضرت مسیح (ع) به بحث و گفتگو نشستند و کوشش کردند به شخصیّت حضرت مسیح (ع) رنگ «الوهیت» بدهند. لیکن، رسول خدا (ص) با استفاده از براهین محکم عقلی، تصوّرات باطل آنان را در هم کوبید و برای ایشان ثابت نمود که عیسی بن مریم همسنگ سایرین است با این تفاوت که او عبد و رسولی است که از جانب خدا برای قوم بنی‌اسرائیل، فرستاده شد تا به این طریق، مانع انحراف بنی‌اسرائیل گشته و آنان را به راه راست هدایت نماید! پس از آن که هیأت اعزامی نصارا، بر ضلالت و گمراهی خویش اصرار ورزیدند، خدای تعالی آیه مباهله (آل‌عمران- 61) را نازل فرمود. پس از نزول آیه (فوق) حضرت (ص) خطاب به آنان فرمود: اگر شما کماکان، بر عقیده خود باقی هستید و بر تصمیمتان، پابرجا می‌باشید، خداوند مرا به مباهله با شما امر فرموده است. به طور قطع باید گفت: روز مباهله روزی به یاد ماندنی و از میان روزهای مشهور اسلامی، روزی ممتاز و مایه فخر و عظمت، به شمار می‌رود، به گونه‌ای که اسلام در پرتو آن، درخششی دیگر گرفت و مفهوم «کلمۀ الله هی العُلیا» به معنای واقعی‌اش در آن روز محقّق گشت و فتح و ظفر از آن اسلام گردید. در آن روز خجسته «رسول خدا (ص)» در حالی از خانه بیرون آمد که نور، از رخسار مبارکش می‌بارید و هیبت و نبوّت، عظمت و وقار رسالت، شکوه و جلال خاتمیت (خاتمیت سلسله انبیاء و مُرسلین) در وجودش جلوه‌گر شده بود! پیامبر اکرم (ص) در حالی که حسین را در آغوش داشت و با دست راست خود، دست حسن را گرفته بود و پاره تنش فاطمه زهرا، پشت سر او قرار داشت و علی (ع) در پی آن‌ها روان بود، برای مباهله با نصارا ظاهر شدند و اُبهت انوار رسالت الهی جلوه و شکوه خاصّی به آنان بخشیده بود! ]از آن جایی که مباهله «فصل‌الخطاب مجادله و پایان‌بخش نزاع است، خداوند نیز آن را برای پیامبرش در نظر گرفت و به منظور تکریم حضرتش، کسانی را که به دعای او آمین می‌گویند، نیز، معیّن فرمود[13. هنوز نگاه «راهب بزرگ نجران» به طور کامل به آن چهره‌های پاک و درخشان از نور رسالت ختمی، نیافتاده بود که رعشه و هراس، تار و پود وجودش را فراگرفت و از انجام مباهله اجتناب ورزید. وی حقّانیت پیامبر را در چهره‌‌های آل او، دریافت و دانست اگر از خدا بخواهد تا لعنت خود را بر دروغگویان نازل کند و چنین دست‌هایی برای آمین‌گویی بالا رود، کیست که بتواند مانع خشم خدا و عذاب او گردد؟! – «راهب بزرگ» و همراهانش فهمیده بودند که در صورت مباهله، هرگز تیر آن حضرت به خطا نخواهد رفت، لذا به ماجرا پایان دادند! بالاخره «اُسقُف أعظم» رو به اصحابش کرد و گفت: ای جماعت نصارا به خدا سوگند! شما به طور یقین فهمیدید که «محمّد» پیامبر خداست و در مورد یاورتان عیسی با شما اتمام حجّت کرد! به خدا سوگند! هرگاه پیغمبری با جماعت و قومی مباهله کرد، از پس آن، کوچک و بزرگ آن قوم زنده نمانده است، اگر با ا و مباهله کنید یقیناً نابود می‌شوید، امّا اگر بخواهید بر دین خود باقی بمانید و به کار خود مشغول باشید، مباهله با وی را ترک گویید و به شهرهای خود بازگردید. آن‌گاه هیأت نصارا، به نزد رسول خدا (ص) رسیدند ]درحالی که حسن و حسین و فاطمه و علی حضرتش را همراهی می‌کردند[ و به حضرت پیشنهاد مصالحه دادند، به این معنا که حاضرند «جزیه» بپردازند، مشروط بر اینکه بر آیین خود باقی بمانند. رسول خدا (ص) صلح پیشنهادی آن‌ها را پذیرفت و با ایشان مصالحه نمود. امّت اسلامی اجماع و اتّفاق‌نظر دارند که آیه «مباهله» در شأن پیامبر اکرم (ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیه‌السلام) نازل شده است.14 آیه مباهله بیانگر چنان منزلت رفیعی از اهل‌بیت در پیشگاه خداست که دست احدی به آن نرسیده است! هرچند آیه مباهله به صورت جمع آمده است. – علاوه بر آن، وقتی راهب بزرگ، رسول خدا (ص) را به همراه علی و فاطمه و حسن و حسین می‌بیند به یاد بشارت‌هایی می‌افتد که در انجیل و تورات و سایر کتب مقدسه پیرامون آن‌ها آمده است. از این رو، بسیار بعید به نظر می‌رسد که انبیای بنی‌اسرائیل از حضرت موسی (ع) تا آخرین پیامبر آنان به ویژه حضرت عیسی (ع) یادی از پیامبر اکرم (ص) و خاندانش نکرده باشند و در سخنانی که خطاب به شاگردانشان گفته‌اند، به محمّد (ص) و اهل‌بیت او بشارت نداده باشند و آن‌ها را از رویدادهای کوچک و بزرگ آینده باخبر نساخته باشند! نکته قابل توجّه اینکه برخی از کسانی که پیرامون بشارت‌های وارده در کتب مقدس یعنی در «عهد قدیم» و «عهد جدید» مطالبی نگاشته‌اند، کوشیده‌اند تا تمامی بشارت‌های کتب مقدس را محو نمایند، چه بشارت‌هایی که در مورد رسول خدا (ص) وارد شده و یا بشارت‌هایی که درخصوص اهل بیت عصمت و طهارت ضبط شده است. همچنین برخی از نویسندگان مسلمان نیز به تأویل و احیاناً تحریف معانی صحیح آن بشارت‌ها به ویژه، در مورد اهل‌بیت «علیهم‌السلام» دست زده‌اند. بیشتر این نویسندگان با آگاهی کامل از کنار بشارت مربوط به فرزند پیامبر اکرم (ص)، حضرت مهدی (عج) گذشته‌اند. از جمله این بشارت‌ها، بشارتی است که در مزمور15هفتاد و دوم از مزامیر داوود (ع) آمده است. بی‌شک کسی که مسؤولیت نگارش بشارت‌های وارده در کتب مقدّسه نصارا و یهود را در خصوص پیامبر اسلام (محمّد ص) بر عهده می‌گیرد، باید آگاه باشد که در برابر خدا و دیدگان خلق او به حقّانیت چنین امری گواهی و شهادت می‌دهد؛ از این رو باید بدون هیچ ضعف و کاستی به این مهم اقدام نماید تا عمل او در نزد خدا و رسولش مقبول واقع شود و دل‌های وامانده بر سر دوراهی حقّ و باطل را دستگیر باشد و به راه نجات و حقیقت رهنمون گردد. ده بشارت: کتاب «بشارت‌هاي كتب مقدس» علاوه بر مقدمه حاضر، مشتمل بر ده بشارت است که برخی، بشارت‌هایی مربوط به پیامبر اسلام و پاره‌ای دیگر از آن مشترک میان رسول خدا (ص) و اهل بیت او است. در بشارت نخست (به طور شفّاف) ثابت نموده‌ایم: آن نعمت و برکتی را که خدای تعالی به اسماعیل اختصاص داده بود، در سه مورد: یکی پس از دیگری محقّق گشته است به گونه‌ای که حاکی از انسجام و هماهنگی برخی از اجزای آن‌ها با برخی دیگر می‌باشد، از جمله اینکه: 1) خدای تعالی سلسله انبیاء و فرستادگانش را به نواده اسماعیل (ع) یعنی محمّد (ص) ختم نمود و او را با آیین اسلام، برای مردم مبعوث ساخت. 2) خدای تعالی از ذریّه اسماعیل (ع) دوازده امام معصوم قرار داده است که همان اهل‌بیت رسول خدا (ص) هستند. آن‌ها آمده‌اند تا مردم را به راه مستقیم الهی هدایت کنند و مانع از انحراف از دین حنیف الهی گردند. 3) خداوند متعال از او به واسطه نواده‌اش محمّد (ص)، امّتی بزرگ پدید آورد به طوری که از همه ملیّت‌ها و اقوام، پیرامون دینش گرد آمدند و حقّاً بنا به تعبیر قرآن کریم بهترین امّتی شدند که به عنوان الگو و اسوه بر مردمان عرضه شده‌اند. لیکن آنچه که در بشارت چهارم به نقل از مزمور چهل و پنجم، از زبان داوود آورده شده است، همانند یک قطعه ادبی جذّاب در توصیف رسول خدا (ص) و بیانگر عظمت، جلالت، منزلت و سیادت وی، بر فرزندان آدم می‌باشد! علاوه بر آن، برخی از فرازهای این مزمور به اهل بیت رسول خدا (ص) می‌پردازد، از جمله بخش‌هایی از کتاب، به دخترش فاطمه زهرا اختصاص داده شده است و از شأن والای او سخن به میان آورده است و اشاره می‌کند که رسول خدا (ص) از ذریّه خود «ائمه اطهار» را به عنوان جانشینان پس از خود تعیین کرده است. تا بعد از وی مردم را به راه راست رهنمون شوند. – پیغمبر خدا داوود (ع)، نواده رسول خدا (ص) امام مهدی را نیز از نظر دور نداشت و چکامه‌ای از قطعات ادبی‌اش را به او و جدّش رسول خدا (ص) اختصاص داده است. حضرت داوود (ع) در این قطعات ادبی، زبان به توصیف حضرت مهدی و نیای او رسول گرامی (ص) می‌پردازد و دست‌آوردهای عظیمی را که این دو شخصیت در مسیر خیر و صلاح بشریت به سوی خدا و در جهت رفع ستم و طغیان از روی زمین به دست داده‌اند، بیان می‌کند. در بشارت پنجم کتاب از تمام موارد فوق، به طور مشروح سخن خواهیم گفت. مطالب مزمور درواقع شرح و توضیحی است از محتوای مزمور هفتاد و دوم از مزامیر داوود (ع). دهمین بشارت شرح و تحلیلی است بر أَصحاح دوازدهم از سِفر رؤیا که آخرین سفر از اسفار عهد جدید، محسوب می‌گردد؛ مهم‌ترین مسائل مربوط به اهل بیت رسول خدا (ص) درسفر رؤیای این أَصحاح آمده است، که به طور اجمال به زندگی دوازده امام (ع) از خاندان پاک رسول خدا (ص) می پردازد و به مبارزه تلخشان در برابر طاغوتیان و ستمکاران برای حاکمیت احکام خدا بر روی زمین و پایان دادن به سلطه ستم و جور اشاره می‌کند. یوحنّا صاحب «سِفر رؤیا» در أَصحاح دوازدهم و نوزدهم از سفر رؤیای خود به این موضوع می‌پردازد که: صاحب این حماسه عظیم و رهبر این جدال و نبرد حقّ علیه باطل یعنی کسی که به سیطره قدرت‌های شرک و کفر جهانی پایان می‌دهد، پسر همان زنی است که خورشید را چون جامه پوشیده و بر ماه ایستاده و بر سرش تاجی مزیّن و آراسته به دوازده اختر می‌باشد. در آنجا، با براهین ثابت نموده‌ایم که این زن عظیم‌الشأن، همان فاطمه زهرا دخت محمّد مصطفی (ص) و آن ماه، همسر او علی‌ابن ابی‌طالب (ع) و دوازده ستاره، «اهل بیت پیامبر ص» می‌باشند که در بشارت‌های اوّل و چهارم کتاب از آن بزرگواران سخن به میان آورده‌ایم. امام دوازدهم نیز، همان «امام مهدی منتظر» است که بندگان خدا را در نبرد حق‌طلبانه‌شان علیه کفر و شرارت جهانی رهبری می‌کند و آنان را در رویارویی با حق‌ستیزان نصرت عطا می‌فرماید تا دولت عدل و قسط را براساس شریعت جدّش، محمّد مصطفی (ص) پی‌ریزی کند و سرانجام به ظلم و ستمی که طی اعصار پیاپی بر جهان رفته است پایان دهد! امّا سایر بشارت‌ها، همگی در خصوص بشارت به محمّد «رسول الله» و اثبات نبوّت او و جهانی بودن دینش می‌باشد، دینی که خدا آن را برای همه مردم فرستاده است. متون و منابع يهودي و مسيحي مورد استفاده نویسنده «بشارات عهدین» در پایان مقدمه کتاب درباره منابع مورد استفاده به ویژه نسخه‌های «عهدین»، یعنی عهد قدیم و عهد جدید، یا «کتاب مقدّس» می‌افزاید: از میان نسخه‌های «کتاب مقدس» دو نسخه ذیل مورد استفاده این تحقیق قرار گرفته است: 1) نسخه پروتستانی به زبان عربی از انتشارات «دارالکتاب المقدس فی الشرق الاوسط چاپ 1992». 2) نسخه کاتولیکی به زبان فرانسه چاپ 1938 و نسخه چاپ شده «انجمن قدّیس یوحنّا در پاریس». کتاب مقدّس مسیحیان به دو «عهد» تقسیم می‌گردد و عهد به معنای میثاق است. «عهد قدیم» به عهدی اطلاق می‌شود که خدا از موسی (ع) گرفته است. لیکن «عهد جدید» با ظهور عیسی مسیح (ع) آغاز می‌گردد، از این رو مسیحیان به مجموعه أسفار مقدّس دین یهود، «عهد قدیم» می‌گویند که به معنای (Ancient Testament) به فرانسه و به معنای (Old Testament) به انگلیسی می‌باشد، کما اینکه، به أسفار مختصّ آیین مسیحیت «عهد جدید» نیز می‌گویند و به معنای (Noureu Testament) به زبان فرانسه و (New Testament) به زبان انگلیسی می‌باشد. اغلب أسفار عهد جدید و عهد قدیم را در یک مجموعه جمع‌آوری می‌کنند و آن را «کتاب مقدّس» می‌گویند که به معنای (La saint Bible) در زبان فرانسه و (Holy Bible) در زبان انگلیسی است. أسفار «عهد قدیم» را به چهار مجموعه با چهار بخش تقسیم می‌کنند: 1) بخش اوّل: مشتمل بر پنج سِفر نخستین در «عهد قدیم» می‌باشد و آن را «پنتاتوک» (pentateuque) می‌نامند که (penta) به معنی پنج و (Teukhos) در زبان یونانی به معنی (کُتُب) است و این پنج سِفر را به موسی (ع) نسبت می‌دهند و آن را «تورات» می‌گویند که به مفهوم شریعت بوده و شامل «سِفر تکوین»، «سِفر خروج»، «سِفر لاوییّن»، «سِفر عدد» و «سِفر تثنیه» می‌باشد. 2) بخش دوم: أسفار این بخش را «أسفار تاریخی» می‌گویند که مشتمل بر تاریخ قضات و شاهان است که پس از حضرت موسی (ع) بر قوم بنی‌اسرائیل حکومت رانده‌اند. 3) بخش سوم: أسفار این بخش مشتمل بر مواعظ و حِکَم است که درقالب سروده‌های شعری و دعاهاست و از ارزش ادبی زیادی برخوردار است: از جمله این أسفار «سِفر مزامیر» منسوب به پیامبر خدا داوود (ع) است. 4) بخش چهارم: أسفار این بخش را «أسفار أنبیا» می‌گویند و مشتمل بر ذکر پیامبرانی است که پس از داوود (ع) و سلیمان (ع) ظهور کرده‌اند. از مشهورترین این أسفار «سِفر أشعیای نبیّ» و «سِفر ارمیا» و «سِفر دانیال» پیامبر است که در روزگار زمامداری «نَبوخُذ نَصر»16، پادشاه بابل به سال‌های (587-538 ق. م) در حالت اسارت می‌زیسته است. امّا راجع به أسفار عهد جدید باید بدانیم که مسیحیان از اواخر قرن چهارم، تنها بیست و هفت سِفر از این أسفار را مورد توجّه قرار داده‌اند و آن ها را به عنوان «أسفار مقدّسه» به رسمیت شناخته اند. به مجموعه این بیست و هفت سِفر که از میان ده‌ها أسفار موجود در آن زمان انتخاب گردیده، «عهد جدید» می‌گویند و کلیه این أسفار را به سه مجموعه و دو سِفر تقسیم کرده‌اند: 1)مجموعه اول: الف) انجیل متّی (Mathieu) ب) انجیل مَرقُس (Mac) ج) انجیل لوقا (Luc) د) انجیل یوحنّا (Jean) کلیساهای مسیحی، از اواخر قرن دوم یا اوایل قرن سوم به چهار «انجیل» روی آورده‌اند و سایر اناجیل موجود آن زمان را مردود دانسته‌اند و حکم به نادرست بودن آن‌ها نموده‌اند و آن‌ها را أپوکریف (Apocryphes) یعنی تحریف شده نامیده‌اند. از جمله اناجیلی که کلیسا، به نادرست بودنش حکم نمود و خواندن آن را بر پیروانش تحریم کرد، انجیل برنابا (L,-Evangile de Barnabe) می‌باشد. زیرا این انجیل با عقیده «تثلیث» مخالفت می‌ورزد و به خدای یگانه دعوت می‌کند و اعتقاد به «خدا بودن» عیسی مسیح (ع) را مردود می‌‌داند و او را انسانی «مُبَشَّر» و پیامبری «مُرسَل» برای قوم بنی‌اسرائیل برمی‌شمارد! 2)مجموعه دوم: شامل چهارده رساله «پولس» قدّیس است: این رساله‌ها در نزد مسیحیان، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. زیرا «پولس» در این رسایل کوشش کرده است تا اعتقاد به «الوهیت» عیسی مسیح و نبوّت او و عقیده «تثلیث» را در اذهان پیروانش استحکام بخشد! همچنین مسیحیان را از لزوم پایبندی و التزام به احکام «ناموس» یعنی شریعت موسی دور نمود و اعمالی را که براساس شریعت موسی (ع) حرام محسوب می‌شد بر مسیحیان حلال و روا شمرد. به این ترتیب بر تعالیم عیسی مسیح (ع) که آن‌ها را به یکتاپرستی و لزوم پایبندی به احکام شریعت موسی دعوت می‌کرد، خط بطلان کشید! 3)مجموعه سوم: شامل هفت رساله معروف کاتولیکی است، این رساله‌ها، منسوب به برخی از حواریون عیسی مسیح (ع)، می‌باشند. یکی از این هفت رساله، رساله‌ای است منسوب به «یعقوب صغیر» و دو رساله منسوب به «پُطرس»، بزرگ حواریون و سه رساله منسوب به یوحنّا می‌باشد؛ یوحنّا همان شخصی است که «انجیل چهارم» را به او نسبت می‌دهند و یک رساله نیز منسوب به «یهودایِ حواری»، برادر «یعقوب صغیر» است. امّا آن دو «سِفر» دیگر عبارتند از: الف) سِفر «اعمال رسولان» منسوب به لوقای قدّیس صاحب انجیل سوم، از چهار اناجیلی که قبلا یادآور شدیم. ب) سِفر رؤیای یوحنّا: منسوب به «یوحنّا» صاحب انجیل چهارم که در سِفر رؤیای خود به نحوی رمزگونه، از حوادث آینده خبر می‌دهد. ناگفته نماند که اگرچه دست تحریف و تزویر نصوصِ «أسفار عهد جدید و قدیم» را بی‌نصیب نگذاشته امّا به هر حال نصوص موجود، حاوی حقایقی هستند که پژوهشگران قادر به استخراج و بهره‌گیری از آن می‌باشند. از زمره این حقایق به دست آمده، بشارت‌هایی است که در کتاب حاضر تقدیم خواهیم کرد. این بشارت‌ها که از زبان پیامبران بنی‌اسرائیل جاری شده است به ظهور محمّد (ص) و رسالت الهی و اسلامی و خاتمیت او می‌پردازد، رسالتی که می‌بایست پیامبر اکرم (ص) به همه مردم ابلاغ نماید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. سورۀ نساء: 165. 2. سورۀ فاطر: 24. 3. سورۀ انبیاء: 107. 4. سورۀ سَبَأ: 28. 5. انجیل متّی 15/24. 6. سورۀ احزاب: 40. 7. مباهَلَه از بَهَلَهُ می‌باشد و بَهَلَهُ به معنی لَعَنَهُ و باهَلَ بَعضُهُم بَعضاً یعنی یکدیگر را نفرین کردند و تَبَهَّلُوا و تَباهَلُوا به معنی تَلاعَنوا می‌باشد (یکدیگررا لعنت و نفرین کردند) و مباهلۀ به معنی ملاعَنَه یا درخواست نزول لعنت و نفرین علیه طرف مقابل، می‌باشد (آل عمران: 61). 8. سورۀ آل‌عمران: 19. 9. سورۀ آل‌عمران: 85. 10. سورۀ اعراف: 158. 11. یاقوت حموی، معجم‌البلدان (ج 8/64). 12. سورۀ آل عمران: 64. 13. السبیتی، عبدالله، المباهله ص 57. 14. ر.ک، صحیح مسلم کتاب الفضائل علی‌ابن ابی‌طالب ج 2/360 چاپ عیسی حلبی و ج 15/176 چاپ مصر با شرح نووی و ج 7/120 چاپ محمّدعلی صبیح، مصر، صحیح ترمذی ج 4/293 ح 3085 و ج 5/301 ح 3808، شواهدالتنزیل حاکم حسکانی حنفی ج 1/120-129 (عدّۀالاحادیث)، المستدرک علی‌الصحیین حاکم ج 3/150، مسند احمد بن حنبل ج 1/185 چاپ المیمنه و ج 3/97، ح 1608 چاپ دارالعارف، تفسیر طبری ج 3/299، 300، 301 و ج 3/192 چاپ میمنه، مصر، کشّاف زمخشری ج ار 368-370 چاپ بیروت و ج 1/193 چاپ مصطفی محمد، مصر، تفسیر ابن کثیر ج 1/370-371 تفسیر قرطبی ج 4/104، احکام‌القرآن ج 295-296 وی گفته است: این مسأله مورد اتفاق است که پیامبر (ص) دست حسن و حسین و فاطمه را گرفت … تا پایان کلامش، چاپ عبدالرحمن، مصر، اسباب‌النزول واحدی ص 59، فتح القدیر شوکانی ج 347 چاپ دوم، مصطفی حلبی، مصر و ج 1 ص 316 چاپ مصر، تفسیر فخررازی ج 2/699 چاپ دارالطباعۀ العامرۀ، مصر و ج 8/85 چاپ المیمنه، الدررالمنثور سیوطی ج 2/38-39، تاریخ الخلفاء سیوطی ص 169، الصواعق المحرقه بن حجر شافعی ص 72 چاپ المیمنه، مصر و ص 119 چاپ محمدیه، مصر، السیرۀ الحلبیۀ ج 3/212 چاپ انتشارات البهیه، مصر و ج 3/340 چاپ محمّدعلی صبیح، اُسُدالغابه ابن أثیر 4/26، تفسیر جلالی سیوطی ص 33چاپ مصر و ص 77 چاپ دارالکتاب العربی، بیروت … الخ به نقل از پیوست «المراجعات» ص 44-45. 15. مفرد، جمع آن مزامیر است، به سرودها و دعاهای حضرت داوود (ع) می‌گویند. 16. وی همان «بُخت‌النصر» و به عبارت درست «بُختُنَصَّر» می‌باشد که در کتاب مقدّس از او به عنوان «نَبُوخُذ نَصر» یاد شده است: به نقل از لغت‌نامه دهخدا، ج/ص 697.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.