
«اساف گیبور» تحلیلگر صهیونیستی در مقاله ای در پایگاه خبری «ان آر جی» نوشت: تل آویو از سفر اخیر سرلشکر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران به ترکیه که نخستین دیدار پس از انقلاب 1357 ایران به شمار می رود، ابراز نگرانی کرده است. با وجود اینکه جنگ سوریه طی شش سال گذشته منجر به تیره شدن روابط ترکیه – ایران شد، اما دو کشور در حال حاضر در صدد تقویت مناسبات خود هستند.
دوری گلد، مدیر کل سابق وزارت خارجه اسرائیل و نزدیک به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر در این باره گفت: اسرائیل این دیدار را تحولی بد و نگران کننده می داند. ایران می خواهد از این طریق تاثیرش را در منطقه تقویت کند؛ از این رو بدنبال این است که یک گذرگاه زمینی که این کشور را به عراق و سوریه و سپس حزب الله مرتبط می کند، باز کند.
ارئیل کهانا نویسنده دیگر پایگاه خبری «ان آر جی» نیز در این باره نوشت: ایران و ترکیه هر دو، دو قدرت نظامی بزرگ در منطقه هستند. به تازگی با امضای قرارداد نفتی و گازی به قدرت دیگری یعنی روسیه پیوسته اند. سه شرکت از این کشورها قراردادی در خصوص اکتشاف نفت و گاز طبیعی معادل هفت میلیارد دلار با ایران امضا کردند. کهانا ادامه داد: یوسی کوهین رئیس سازمان اطلاعاتی موساد به تازگی از نگرانی اسرائیل از آنچه وی هلال شیعه در منطقه خوانده، سخن گفته است. این نویسنده اسرائیلی نوشت: جنگ با داعش در عراق باعث ورود هزاران جنگجوی شیعی به این کشور از طریق پیوستن به گروه الحشد الشعبی شد.[1]»
ترکیه نام جدید و قرن بیستمی «دولت عثمانی» است.
سه کشور عثمانی و روس تزاری و ایران با مرزهای طولانی و مشترک و سابقه قرن ها ارتباط، مسائل مشترک فراوان دارند. امّا ارتباط این سه کشور با یهودیها بسیارکم گفته شده است بطوریکه حالا خبر نگرانی اسرائیل از ارتباط این سه با هم بنظر خیلی ها از قبیل همان قرقرها و نکته های معمول سیاسی است که سیاستمداری یا روزنامه نگاری یک چیزی می گوید تا صفحه ای پر شود و نشریه ای به کاسبیش برسد. در حالیکه این خبر اینگونه نیست بلکه سابقه و عمق و معنایی مهمّ دارد.
پدر خوانده اسرائیل خانواده یهودی روچیلد است که از قبل از انقلاب فرانسه تا امروز سابقه و اسم و اثر دارد.
خوبست به ریشه ها و سابقه این نگرانی اسرائیلی بپردازیم:
ثروتمندان یهودی و خصوصاً خانواده روچیلد از اوائل قرن هیجدهم نقشه های طولانی و وسیعی برای جهان آماده کرده بودند بطوریکه دیزرائیلی نخست وزیر انگلیس می گفت دنیا را کسانی اداره می کنند که خیلی با آنها که معمولاً گردانندگان دنیا تصوّر میشوند فرق دارند. این جمله دیزرائیلی که درباره روچیلدهاست خیلی مشهور شد و بسیاری از محقّقان و نویسندگان آن را تکرار کردند.
یهودیها با تسلّط بر انگلیس پروتستان در قرن هفده و با سلطه استعماری بر هند در ابتدای قرن هجده و نیز با براه انداختن سازمان فراماسونری، کوشیدند تا پایه های حکمفرمایی خود را بر جهان، گسترده کرده و تحکیم نمایند بطوریکه در اواخر قرن هیجده با انقلاب فرانسه و استقلال آمریکا و انقلاب صنعتی انگلیس تقریباً به بخش عمده این هدف رسیدند.
قرن نوزدهم، قرن سلطه مالی و سیاسی خانواده روچیلد و یهودیهای همراه آنها بر اروپا و بر جهان بود؛ سلطه ای که اقتصاد صنعتی متّکی بقدرت مالی بانکها آن را تضمین می کرد.
امّا آنها در اروپا دو قدرت مخالف و مزاحم داشتند: یکی دولت مسلمان عثمانی که سابقه چهار پنج قرن حضور قدرتمند در اروپا داشت و دیگری دولت روسیه تزاری و خانواده رومانوف که با فرهنگ مسیحی ارتدوکس بکلّی با فضای اروپا متفاوت بود.
مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی روچیلدها و یهودیها در اروپا، جزیره انگلیس بود که منشاء ثروت و تواناییش، مستعمرات گسترده آن در سراسر جهان بود و خصوصاً هندوستان. حدّ فاصل هند و اروپا و در واقع مانع سرزمینی این سدّ و سنگر کشور ایران بود. انگلیس و یهود، ایران را بعنوان مانع بین روسیه و عثمانی برای رسیدن بهند میدیدند. لذا در تمام قرن نوزده و بیست میلادی یک برنامه دقیق و مدوّن برای این سه کشور درست کرده بودند: ایجاد اختلاف قومی ایرانی و عرب، ترک و فارس و شیعه و سنّی صحنه گردان اختلافات ایران و عثمانی بود و ترس و هراس از روسها و ایجاد یک زمینه دائمی مقابله بین این دو کشور هم از زمان قاجار تا پهلوی برای ایران و روس. از جانب دیگر یهودیها سابقه ای 2500 ساله در ایران داشتند که با کوروش و خشایارشاه مرتبط میشد.
در اواخر جنگ جهانی اوّل ـ سال 1917 ـ روسیه تزاری با انقلاب اکتبر تبدیل شد به اتّحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که تحت ریاست حزب کمونیست با 70% اعضای یهودی قرار گرفت. دولت عثمانی مقدّمات فروپاشی و تجزیه اش فراهم شد و با اعلامیه بالفور که از طرف وزیر خارجه انگلیس به لرد روچیلد صادر شد تشکیل کانون ملّی یهودیها انجام گردید و بعداً عثمانی به کشورهای کوچک خاورمیانه ـ غرب آسیاـ تجزیه و تبدیل شد و بدنه اصلی آن شد کشور ترکیه لائیک بریاست کمال آتاتورک یهودی الاصل و تغییر دین و مذهب و زبان و خط اسلامی. و کشور ایران با 8 تا 10 میلیون کشته حاصل قحطی تعمّدی و تبدیل قاجاریه به پهلوی ضدّ دین و تحت سلطه فراماسونها و بهائیها و صهیونیستها.
آنها که توطئه های سیاسی را توهّم می دانندخوبست این سؤال را پاسخ دهندکه چگونه همه این موارد، اینطور دقیق ـ و با اینهمه کشتار و خرابی ـ فقط بنفع یهودیها و صهیونیستها سرانجام یافته است؟
یکصد سال بعد از وقایع بالا، یعنی امروز در سال 2017، این سه کشور باین صورت درآمده اندکه شوروی کمونیست بکلّی برهم خورده و باز هم دولت روس تشکیل شده که چندان سر سازگاری با غرب ندارد؛ و ایران با یک انقلاب اسلامی شگفت انگیز، امروز قدرت منحصربفرد و تعیین کننده منطقه است و داعش را که با ماهیّت ضدّشیعی و ضدّاسلامی قرار بود ادای «حکومت شام و عراق» و دوست ترکیه و جمعاً یک کاریکاتوری از دولت امپراطوری عثمانی امّا نوکر و تحت سلطه صهیونیستها و آمریکا و انگلیس را درآورد بکلّی در حال نابودی و فروپاشی است و ترکیه هم با هزار معلّق و پشتک و نمایش و بازی، عاقبت مجبور شده است در کنار ایران و روسیه، در مسیری قدم زند که نشانه های اسلام واقعی و جهانی را هر روز بیشتر از روز قبل بتماشا گذارده است.
فاعتبروا یا اولی الابصار والحمدلله.





ثبت دیدگاه