حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

16 دی 1395 - 16:22
شناسه : 4628
بازدید 359
3

درباره «روابط ایران با فلسطین و اسرائیل» به عنوان موضوع تعیین شده این نشست، ناگزیر باید به این بخش از تاریخ گذشته مراجعه و اشاره کرد که دولت اسرائیل در 15 ماه مه 1948م/ 26 اردیبهشت 1328ش، در هتل شاه داوود تل‌آویو از سوی دیوید بن گوریون یکی از رهبران یهودی و صهیونیست و در […]

ارسال توسط :
پ
پ

درباره «روابط ایران با فلسطین و اسرائیل» به عنوان موضوع تعیین شده این نشست، ناگزیر باید به این بخش از تاریخ گذشته مراجعه و اشاره کرد که دولت اسرائیل در 15 ماه مه 1948م/ 26 اردیبهشت 1328ش، در هتل شاه داوود تل‌آویو از سوی دیوید بن گوریون یکی از رهبران یهودی و صهیونیست و در حدود 5 درصد از جغرافیای فلسطین اعلام موجودیت کرد. یادآوری این نکته مهم تاریخی ضروری است که فلسطین در جنگ جهانی اوّل از سوی قوای اشغالگر انگلیس به فرماندهی یک ژنرال یهودی به نام آلنبی اشغال شد. البته حدود یک سال قبل از پایان جنگ جهانی اوّل، یعنی در نوامبر 1917م/ 1296ش، بالفور وزیر خارجه وقت انگلستان1 طی اعلامیه‌ای خطاب به روچیلد یکی از سران زرسالار یهود، موافقت بریتانیا را با تأسیس کانون ملی یهود در سرزمین فلسطین از سوی سران و رهبران این قوم اعلام کرده بود. در نوامبر سال 1947م/ 1326ش، یعنی حدود سی سال پس از آن، که فلسطین کاملاً تحت اشغال و فرمانروایی انگلیسی‌ها قرار داشت و تکاپوی دامنه‌دار و همه‌جانبه‌ای برای انتقال و اسکان هزاران یهودی از اطراف و اکناف جهان به فلسطین و با هدف ایجاد دولت یهودی در آن سرزمین صورت گرفته بود، قدرت‌های جهانی و کانون‌های صهیونی توطئه‌گر، نقشه و لایحه‌ای را در مجمع عمومی سازمان ملل تحت عنوان قطعنامه 181 به تصویب رساندند که براساس آن 56 درصد فلسین به یهودی‌ها و 44 درصد به فلسطینیان یعنی ساکنان و صاحبان اصلی آن سرزمین اختصاص داده شده، آن هم با هدف برپایی دو دولت یهودی و فلسطینی در آن سامان. علی‌رغم همه دسیسه‌ها، ترفندها و اقدامات سیاسی و نظامی در مسیر کشتار و اخراج فلسطینیان و اشغال سرزمین آن‌ها از یک سو و انتقال و اسکان یهودیان به فلسطین و تصرف اراضی فلسطینیان، تا آن زمان، یهودیان فقط چند درصد اراضی فلسطین را تحت تصرف خود درآورده بودند. اما پس از اعلام تخلیه فلسطین از سوی قوای اشغالگر انگلیس و تقدیم و تحویل مراکز حساس، پایگاه‌ها، پادگان‌ها و اراضی تحت اختیار انگلیسی‌ها، به یهودی‌ها، مجموع اراضی تحت اختیار یهودی و صهیونیست‌ها در زمان اعلام تأسیس دولت اسرائیل حدود پنج درصد بود. بقیه اراضی فلسطین، یعنی در مجموع 78 درصد آن سرزمین (جز کرانه غربی رود اردن و نوار غزه) را اشغالگران صهیونیست در تقابل اوّل اعراب و اسرائیل که بلافاصله پس از اعلام موجودیت دولت جعلی اسرائیل، به وقوع پیوسته بود، تحت اشغال خود درآوردند. ذکر این واقعیت تاریخی ضروری است که در همان تقابل معروف و موسوم به جنگ اوّل اعراب و اسرائیل در سال 1948م/ 1327ش، به دلیل پشتیبانی و حمایت همه‌جانبه سیاسی، اطلاعاتی، اقتصادی و نظامی قدرت‌های غربی و شرقی (از آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و … در غرب تا شوروی و کشورهای اروپایی شرقی یعنی دیگر دولت‌های کمونیستی و سوسیالیستی در آن زمان) از دولت جعلی و جدیدالتأسیس اسرائیل، اشغالگران یهودی و صهیونیست توانستند حدود یک میلیون فلسطینی را اخراج و آواره کرده و یا قتل‌عام کنند و حدود پانصد شهر و آبادی و روستا را تخریب و به اشغال و تصرف خود درآورند. این اطلاعات از این جهت ضروری بود که شرایط و موقعیت و وضعیت فلسطین و فلسطینیان و دولت اسرائیل در آن موقع برای مخاطب تا حدودی معلوم شود و از سوی دیگر، اهمیت و جایگاه ارتباط و تعامل دولت ایران در آن دوره تاریخی، به خصوص با اسرائیلی‌ها، بیش از پیش روشن و معلوم شود.

دفتر نمایندگی ایران در فلسطین اشغالی دولت شاهنشاهی در سال 1935م/ 1314ش، در اوج بحران و اشغال فلسطین از سوی اشغالگران انگلیسی و صهیونیست، تقریباً هم زمان با اوج قیام مردم فلسطین به رهبری شیخ عزالدین قسام، تصمیم گرفت، کنسولگری دولت شاهنشاهی در امان پایتخت اردن تأسیس کند. گفتنی است که ملک عبدالله پسر شریف حسین در آن زمان شاه اردن بود که نه فقط دوستی و ارتباط آشکار با انگلیسی‌ها که روابط نزدیک و عمدتاً سرّی با رهبران صهیونیست داشت. این کنسولگری تا زمان تأسیس دولت اسرائیل به فعالیت و مأموریت خود ادامه داد تا این که در اسفند ماه سال 1328ش/ مارس 1950م، دولت شاهنشاهی ایران، اسرائیل را به صورت «دوفاکتو»2 به رسمیت شناخت. دولت شاهنشاهی ایران در اوایل فروردین 1328ش/ مارس 1949م، عباس صیقل را تحت پوشش رسیدگی به مسائل ایرانیان مقیم فلسطین و در واقعیت دادن چراغ سبز به صهیونیست‌ها و نیز حل مشکلات بهائیان ساکن عکا و حیفا به فلسطین اعزام کرد. پس از این، در آخر دی ماه 1328ش/ اوایل ژانویه سال 1950م، رضا صفی نیا را تحت عنوان نمایندۀ مخصوص و وزیرمختار دولت شاهنشاهی در اسرائیل به فلسطین فرستاد.3 گفتنی است مأمورین اعزامی دولت ایران با مقامات اسرائیلی دیدار و ملاقات و ارتباط داشتند که اسنادش موجود است.

به رسمیت شناختن اسرائیل موشه شرتوک، معروف به موشه شارت به عنوان وزیر امورخارجه دولت جعلی و جدیدالتأسیس اسرائیل، در خرداد 1328ش، نیمه دوم ماه مه 1948م، یعنی حدود یک هفته پس از اعلام تأسیس اسرائیل طی نامه‌ای به وزارت امور خارجه ایران، با اشاره به موضوع تأسیس اسرائیل و با استناد به قطعنامه 181، مورخ 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل، از مقامات ایرانی خواست تا اسرائیل را به رسمیت بشناسند. شرتوک در این نامه اضافه کرده است: «ما خاطرات زوال‌ناپذیر دو هزار ساله وقایع تاریخی سیروس (کورش) بزرگ … را فراموش نکرده‌ایم و آرزومندیم که دولت شاهنشاهی ایران با این شناسایی، رسوم بزرگ‌منشی قدیم را تجدید نموده و مراجعت قوم یهود را به کشور اصلی خودشان با شناختن دولت اسرائیل که موجب ایجاد روابط دوستی بین کشورهای خاور نزدیک خواهد بود، حسن استقبال خواهند نمود.»4 در تاریخ 22 اسفند 1328ش، حسین علاء وزیر امورخارجه وقت دولت شاهنشاهی، نامه‌ای را با امضای محمّد ساعد مراغه‌ای نخست‌وزیر وقت، به سفارتخانه‌های بعضی کشورهای اسلامی از جمله مصر، عربستان، عراق، لبنان، هند، افغانستان و … به صورت تلگرافی ارسال کرد. در این نامه آقای محمّد ساعد چنین تصریح کرده است: موضوع روابط دوفاکتو با دولت اسرائیل در هیأت وزیران مطرح و تصویب شد که جناب آقای ]نصرالله[ انتظام ]نماینده ایران در سازمان ملل[ آن را به اطلاع نماینده اسرائیل رسانیده، ضمناً متذکر شود ایجاد رابطه دوفاکتو را در تاریخ 15 مارس ]1950[ منتشر کند.5 این نامه که تا آن زمان مخفی و محرمانه تلقی می‌شد، در روز چهارشنبه 24 اسفند از طریق بعضی رسانه‌ها منتشر و پخش گردید و بازتاب فراوانی در داخل و خارج ایران پیدا کرد. به این ترتیب ایران، پس از ترکیه دومین کشور اسلامی بود که رژیم جعلی اسرائیل را به رسمیت شناخته بود. یادآوری این مهم ضروری است که دولت شاهنشاهی ایران، به دلایل مختلف نه به مصلحت دیدونه قادر بود که اسرائیل را به صورت کامل و رسمی «دوژره»6 به رسمیت بشناسد. زیرا مخالفت مردم مسلمان ایران و در رأس آن‌ها علمای بزرگ دین و همچنین عکس‌العمل امت اسلامی و کشورهای مسلمان در جهان اسلام موجب شده بود تا شاه شهامت و جرأت لازم را برای این اقدام نداشته باشد. با توجه به این که آمریکا و اسرائیل نیز آن را به مصلحت دستگاه شاهنشاهی ایران نمی‌دانستند.7 البته شخص محمّدرضا شاه در مرداد سال 1339 که خود را در اوج اقتدار و تحت حمایت قدرت‌های بزرگ و از جمله آمریکا می‌دید، تصمیم گرفت طی مصاحبه‌ای به صورت تلویحی، موضوع به رسمیت شناختن اسرائیل را مطرح و آن را عادی جلوه دهد که به دلیل بازتاب گسترده داخلی و منطقه‌ای، رژیم شاه عقب‌نشینی کرد و دستگاه دیپلماسی کشور موضوع را مسکوت گذارد. حدود دو هفته پس از اعلام شناسایی اسرائیل، رضا صفی نیا در 6 فروردین 1329 به عنوان نماینده مخصوص دولت شاهنشاهی ایران در اسرائیل در محل وزارت خارجه آن دولت، به همراه س. دیون با شرتوک (شارت) وزیر امور خارجه اسرائیل دیدار و گفت و گو کرد.8 رضا صفی نیا در اواسط شهریور 1329 با ادوین سموئیل پسر لرد هربرت سموئیل به عنوان یکی از مقامات اسرائیلی دیدار کرد در این ملاقات سموئیل از ایران برای شرکت در نمایشگاه کشاورزی و دامپروری بین‌المللی در فلسطین دعوت به عمل آورده بود. طی این مدت اسرائیلی‌ها، فراوان تلاش کردند تا فردی را به عنوان سفیر یا وزیرمختار به ایران اعزام و دفتر نمایندگی یا سفارت در تهران تأسیس کنند که به دلیل مصلحت‌اندیشی‌های ناشی از عکس‌العمل داخلی و بازتاب منطقه‌ای آن، مقامات ایرانی، این درخواست را به آینده موکول می‌کردند که یک نمونه آن، درخواست نماینده در سازمان ملل اسرائیل از آقای نصراله انتظام نماینده ایران در آن سازمان برای این مقصود بود که نامه انتظام در این خصوص از سوی دستگاه وزارت امور خارجه ایران در 17/3/1329 برای دفتر مخصوص شاهنشاهی ارسال شد و از شخص محمّدرضا شاه استمداد شده بود. بین شهریور و مهر 1329 نیز مدیرکل امور خاورمیانه وزارت امور خارجه اسرائیل برای پی‌گیری این مسأله به ایران سفر کرده بود.9

تعطیلی دفتر نمایندگی و فراخوان نماینده ایران پس از روی کار آمدن دکتر مصدق به عنوان نخست‌وزیر در اردیبهشت سال 1330 شمسی، و تحت فشار و درخواست‌های فراوان انجمن‌هایی از کشورهای مختلف اسلامی از مصر تا عراق و … از آیت‌الله کاشانی، دولت مصدق دفتر نمایندگی ایران در اسرائیل را تعطیل و رضا صفی نیا به تهران فراخوانده شد. البته یادآوری شود که دولتِ مصدق، نسبت به بازپس‌گیری شناسایی اسرائیل از سوی ایران و یا لغو آن اقدامی نکرد. باقر کاظمی وزیر امورخارجه وقت ایران در اسفند 1330 طی نامه‌ای به سفارت ترکیه در ایران از دولت آن کشور درخواست کرد که به دلیل شایستگی و دارا بودن ارتباط با اسرائیل، به عنوان حافظ منافع ایران در دولت اسرائیل باشد. این وضعیت تا 28 مرداد 1332 تا کودتای مرداد تداوم داشت اما با نخست‌وزیر فضل‌الله زاهدی پس از کودتا، این وضعیت تغییر پیدا کرد. گفتنی است سفیر یا وزیرمختار ایران در امان پایتخت اردن، (و از جمله شخص زین‌العابدین خاکسار) پس از کودتای 28 مرداد تا مدتی مأموریت داشت که مسائل فیمابین ایران و دولت اسرائیل را از طریق برقراری ملاقات و دیدار با مقامات اسرائیلی نیز حتی ورود به فلسطین اشغالی پی‌گیری کند.

محمّدتقی تقی پور

منابع و مآخذ: 1. در بعضی اسناد و منابع از بالفور به عنوان یک شخصیت سیاسی یهودی‌تبار و در برخی دیگر، مسیحی پروتستان با گرایشات صهیونیستی، یعنی صهیونیست مسیحی یاد شده است. 2. Defacto. 3. جهت کسب اطلاعات بیشتر، ر.ک.: محمّدتقی تقی‌پور، ایران و اسرائیل در دوران سلطنت پهلوی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج اول، چاپ اول، 1390. 4. همان. 5. علاء یک شخصیت ماسون ـ انگلیسی بود که هم با کانون‌‌های صهیونی ارتباط داشت هم حلقه مستحکم ارتباط محمّدرضا با سفارتخانه‌های انگلیس و آمریکا بود. 6. Dejure. 7. ر.ک: مارگارت لاینگ، مصاحبه با شاه، ترجمه اردشیر روشنگر، نشر البرز، چاپ دوم، ص 484. 8. همان، ص 213. 9. همان، ص 293.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.