حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

29 اسفند 1390 - 19:38
شناسه : 528
بازدید 374
2

محمدتقی تقی پور بردگی ذهنی: تسلیم روانی از نظر برخی کارشناسان ذی ربط و متخصصان حوزه روان شناسی و جامعه شناسی، سیاست های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تبلیغاتی و روانی هیأت حاکمه و قدرت مداران آمریکایی به گونه ای است که مردم آمریکا، به خصوص نسل جوان، به تدریج دچار نوعی سرخوردگی روحی و روانی شده […]

ارسال توسط :
پ
پ


محمدتقی تقی پور
بردگی ذهنی: تسلیم روانی
از نظر برخی کارشناسان ذی ربط و متخصصان حوزه روان شناسی و جامعه شناسی، سیاست های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تبلیغاتی و روانی هیأت حاکمه و قدرت مداران آمریکایی به گونه ای است که مردم آمریکا، به خصوص نسل جوان، به تدریج دچار نوعی سرخوردگی روحی و روانی شده و از هرگونه تلاش و حرکت سیاسی و اجتماعی منزوی می گردند. این وادادگی و سرخوردگی سیاسی و اجتماعی، حتی عناصر فعال و پرانرژی را از صحنه خارج و میدان را برای یکه تازی شرکت سالاران آمریکایی خالی و حاشیه امن و آرامی را برای چپاول و غارت بیشتر آن ها مهیا می سازد. بروس. ای. لِوین روان شناس بالینی آمریکایی درباره این واقعیت تلخ جامعه خود چنین می نویسد:
زمانی که حقایق درباره دروغ ها، قربانی شدن و سرکوب، انسان ها را به اقدام و عکس العمل وادار نمی سازد (فعالان پی درپی سرخورده می شوند. من به مدت 25 سال با انسان هایی کار کرده ام که به آنها تجاوز شده و یا از آنها سوءاستفاده کرده اند. به همین دلیل، دیدن افرادی که به مدت طولانی، آشغال به خوردشان داده شده و از نظر روانی چنان ضعیف شده اند که دیگر نمی توانند دست به کاری بزنند، شگفت انگیز نیست. تعداد بسیار زیادی از آمریکاییان به دلیل دهه ها شکست های شخصی و سیاسی، کشمکش های مالی، انزوای اجتماعی و تعامل روزمره با نهادهای غیر شخصی و غیرانسانی، چنان ضعیف و فرسوده شده اند که دیگر انرژی دست زدن به اقدامات سیاسی را ندارند). […]
بسیاری از آمریکاییان از پذیرش این که ما نیز بعد از سال ها سلطه شرکت سالاری داخلی به جایی رسیده ایم که مارلی، آن را «بردگی ذهنی» نامیده است، شرم دارند31.

شکستن مقاومت جوانان آمریکایی

برای شکستن روحیه مقاومت نسل جوان آمریکا و سر به راه کردن آنان، آن گونه که منافع صاحبان کمپانی های بزرگ ایجاب می کند، نهادهای آمریکایی دست به هر اقدام سیاسی، آموزشی و روانی می زنند. لِوین روانشناس آمریکایی می نویسد:
به طور سنتی، جوانان، انرژی جنبش های داخلی را تأمین می کنند. در نتیجه، این، موفقیتی بزرگ برای نخبگان حاکم است که توانسته اند نهادهای اجتماعی را پدید بیاورند که جوانان آمریکایی را به فرمان برداری بکشانند و روحیه مقاومت آنها را در برابر سلطه در هم بشکنند.
به نظر می رسد آمریکاییان جوان ـ حتی بیشتر از آمریکاییان سالمندتر ـ با این ایده آشنا هستند که شرکت سالاری می تواند آنها را به کلی زیر فشار قرار دهد و در مقابل آن، هیچ کاری از دستشان ساخته نیست. […]
امروزه در آمریکا، دوسوم دانشجویان کالج های چهارساله و بیش از 62 درصد دانشجویان دانشگاه های دولتی، وام دانشجویی گرفته اند. اگر چه میانگین وام دانشجویی، نزدیک به 25 هزار دلار است، هر چه می گذرد، من با دانشجویان بیشتری روبه رو می شوم که با پرداخت [اقساط] وام های دانشجویی نزدیک به صدهزار دلاری دست و پنجه نرم می کنند. در مقطعی از زندگی انسان که به دلیل نبود مسئولیت های خانواده، باید ساده ترین زمان برای مقاومت در برابر اقتدار باشد، بسیاری از جوانان، نگران هزینه های به چالش کشیدن قدرت، از دست دادن شغل و ناتوانی از پرداخت وامی هستند که هر چه می گذرد، سنگین تر می شود. در چرخه ای شوم، وام دانشجویی تأثیری سر به راه کننده بر فعالیت های اجتماعی و انفعال سیاسی دانشجویان دارد. از سویی دیگر، مشکلات معیشتی، سبب می گردد تا تقاضا جهت پذیرش چنین وام هایی به عنوان بخش طبیعی از زندگی، برای دانشجویان بیشتر شود32.
نظام آموزشی در مدارس نیز بچه ها را تسلیم طلب و غیرمقاوم و منفعل بار می آورد. آن چنان که بروس ای. لِوین آمریکایی اضافه می کند:
ماهیت بیشتر کلاس های درس، فارغ از موضوع درسی آن ها، اجتماعی کردن دانش آموزان به صورت منفعل و هدایت شدن از سوی دیگران، اطاعت از دستورات، جدی گرفتن پاداش ها و تنبیه های اقتدارگرایان است. آن ها ناگزیرند وانمود کنند که به چیزهایی که اصلاً برایشان اهمیت ندارد، توجه دارند. … معلمان به ما می آموزند که ما در صورتی «اخلاقی و بالغ» هستیم که بر دغدغه هایمان پای بفشاریم، اما جوهر مدارس ـ مطالبه سازگاری و انطباق از دانش آموزان ـ به ما می آموزد که اعتراضی نکنیم33.
این روان شناس آمریکایی، روحیه مقاومت و سرخوردگی و انفعال آن ها در دوران کنونی را با صد و بیست سال قبل، مقایسه کرده و چنین نتیجه گیری می کند:
درسال1900، فقط 6 درصد آمریکاییان از دبیرستان فارغ التحصیل می شدند. امروزه بیش از 85 درصد آمریکاییان، تحصیلات دبیرستانی دارند. این برای باراک اوباما آن قدر کافی بوده است که در سال 2009 به ما بگوید: «ترک تحصیل از دبیرستان دیگر یک گزینه نیست. با این کار، فقط از خودتان دست برنمی دارید، بلکه از کشورتان دست برمی دارید».
هر چه تعداد بیشتری از آمریکاییان به مدرسه بروند، از نظر سیاسی، بیشتر، از جنگ طبقاتی جاری در آمریکا غافل می شوند و بیشتر در به چالش کشیدن طبقه حاکم، ناتوان می شوند. در دهه های 1889و1890، کشاورزان آمریکایی که یا هیچ به مدرسه نمی رفتند و یا تعداد اندکی از آنان به مدرسه رفته بودند، یک جنبش مردمی را به وجود آوردند که توانست تعداد زیادی از کارگران آمریکایی را برای همکاری با یکدیگر سازمان دهی کند. این کارگران حزب مردم را شکل دادند که هشت درصد آرا را در انتخابات ریاست جمهوری سال 1892 کسب کرد، یک طرح «خزانه داری فرعی» را طراحی کرد که از وقتی به اجرا گذاشته شد، امکان اعتبار ساده تر را برای کشاورزان فراهم آورد و قدرت بانکهای بزرگ را درهم شکست) و چهل هزار سخنران را برای تبیین این طرح به سراسر آمریکا فرستاد و انواع افکار سیاسی پیچیده، راهبردها و تاکتیک هایی را ارائه داد که امروزه مردم مدرسه رفته آمریکا از آنها بی بهره هستند34 .

کنترل فکر و ذهن مردم از طریق داروها و امواج

زِن گاردنر35، روزنامه نگار و منتقد آمریکایی، از جامعه شناسان و روان شناسان پیش گفته، فراتر رفته و معتقد است که برای رام و منفعل کردن جوانان آمریکایی و تسلیم کردن مردم آمریکا، هیأت حاکمه و قدرت مداران زرسالار، به حربه های ضدانسانی و خطرناک نیز فکر کرده اند. او در این باره چنین توضیح می دهد:
رسانه های جریان اصلی …، برای کنترل فکر مردم از طریق داروها به طور علنی سخن گفته اند. حتی می گویند که برای سر به راه و مطیع کردن مردم باید داروی ضدامراض روحی «لیتیوم» را به شبکه آب آشامیدنی افزود. یک نمونه دیگر از تحقیقات درباره کنترل فکر مستقیم از اعتراف «دی. ای. پی. ای» گرفته شده مبنی بر اینکه ارتش اعلام کرده است در حال تحقیق در مورد کنترل فکر از طریق گیرنده های امواج فراصوتی در کلاه خود سربازان است36.
ایلیا ساندرا پرلینگیری از دیگر نویسندگان آمریکایی، پس از اشاره به لشکرکشی آمریکا به نواحی مختلف جهان و کشتار مردم در اقصی نقاط عالم، به خصوص قتل عام مردم بی دفاع افغانستان و عراق، تحت بهانه ها و دروغ های تبلیغاتی و نیز بحران های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی جامعه داخلی ایالات متحده، مقامات و دولتمداران رسمی آمریکا را، افرادی فاسد و مطیع اربابان اصلی یعنی صاحبان شرکت ها و کمپانی های غارتگر و چپاولگر قلمداد می کند که اخلاق و انسانیت در قاموس آنان معنا، مفهوم و جایگاهی ندارد. این فعال محیط زیست و نویسنده در ادامه می نویسد:
ما هم اکنون در سراشیبی سقوط هستیم. در واقع، شرایط ما شرایط بحران و فاجعه است. رهبران ما که در اصل، مسئول اصلی این فجایعند، نگران گفتن حقیقت به مردم هستند. آن ها مصداق رفتار و گفتار دوگانه اند. رهبران ما و طرفدارانشان، بخشی از یک ساختار صنعتی ـ نظامی فاسدی هستند که نیم قرن پیش، آیزنهاور درباره آن به ما هشدار می داد. تصمیم هایی که آدمهای خبیث پشت درهای بسته می گیرند، حتماً به نفع ما نخواهد بود. فقط نخبگان وابسته و نورچشمی ها هستند که با حمایت کامل از نظام پلیسی حکومت، از نابودی کشورها و مکیدن آخرین منابع آن نفع خواهند برد37.
او در ادامه، نظام حاکم بر ایالات متحده را پنهان کار، فریب کار و دروغگو معرفی می کند و چنین می نویسد:
سیستمی که ما در آن زندگی می کنیم، درصدد کتمان وضعیت ماست؛ وضعیتی که ما در بحران های چند وجهی گرفتاریم. در واقع، هیچ کس به فکر امنیت و رفاه مردم نیست و این مردمند که در این جمهوری به ظاهر کارآمد، تنها و گرفتارند. البته همه می دانند که همه اینها مثل رؤیاپردازی های هالیوودی، فقط درحد زبان بازی و پوچ است. اقدامات و تمهیدات احتیاطی و پیش گیرانه، آن گونه که در کشورهای اروپایی کم و بیش شاهد آنیم، در کشور تکه تکه ما وجود ندارد. انگار آخرین میخ تابوتمان هم در حال کوبیده شدن است38.
ضرورت بیداری و خیزش
نویسندگان، نخبگان، پژوهشگران و آگاهان مستقل آمریکایی، تنها راه برون رفت از بحران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی در ایالات متحده آمریکا را، بیداری و مبارزه سیاسی، با حکومت فاسد و فاشیست وابسته به کمپانی های چپاولگر می دانند. آن چنان که زن گاردنر می نویسد:
اگر می خواهیم همه چیزمان را نگه داریم، شاید اول باید آمریکا را ترک کنیم و بعد اقدامات احتیاطی جزو جدایی ناپذیر همه برنامه هایمان باشد. آیا واقعاً می توان کیفرخواستی برای این همه خباثت و دزدی اقتصادی فراهم کرد؟ ولول می گوید: «به نظر نمی رسد بتوان مقصران را مجازات کرد. آیا ما واقعاً می توانیم امیدی به کمک از طرف دیگر ارکان این دولت فاسد داشته باشیم؟ به نظر می رسد باید برای پس گرفتن دولتمان از دست بانک دارها مبارزه کنیم. بقیه استراتژی ها در مقابل حکومت فاشیست و وابسته به شرکت ها، محکوم به شکست است. آیا قبل از اینکه نظم نوین جهانی که هنری کیسینجر وعده اش را داده بود، جزءجزء کشورمان را نابود کند، ما از خواب خرگوشی خود بیدار خواهیم شد»39؟
کریس هجز40 نویسنده دیگر آمریکایی، تنها راه باقی مانده و موجود برای نجات مردم آمریکا را از چنگال هیأت حاکمه فاسد و نظام پوسیده متکی و وابسته به صاحبان شرکت های بزرگ غارتگر، قیام و مبارزه بی امان مردم می داند. او معتقد است که نظام سرمایه داری حاکم بر آمریکا غیرقابل علاج و اصلاح است. بنابراین هیچ راهی جز پایان بخشیدن به عمر این نظام، باقی نمانده است. این نویسنده تنها راه چاره را مقاومت، شورش، چالش و قیام در برابر صاحبان قدرت یعنی ثروتمندان و صاحبان شرکت های حاکم بر آمریکا می داند و می نویسد:
[اکنون] زمان اندیشیدن به مقاومت به شیوه ای جدید است. کاری که دیگر نه در جهت اصلاح یک سیستم، بلکه در جهت خاتمه دادن به آن باشد […] ما باید به خیابان ها بیاییم، باید تا جایی که می توانیم، سیستم شرکتی را وادار به عقب نشینی کنیم. ما نباید در خودفریبی زندگی کنیم. این نبردی است که زندگی ما را تداوم خواهد بخشید و اگر به مبارزه برخیزیم، حتی با این دورنمای تراژیک، زندگی ارزشمندی برای خود دست و پا خواهیم کرد و به شیوه ای دیگر خواهیم زیست41.
و سرانجام دوران انفعال، بی خبری و سردرگمی مردم آمریکا به سر رسید. امواج بیداری، کشورها و مناطق مختلف جهان را یکی پس از دیگری درهم نوردید تا به کانون مرکزی توطئه جهانی و فساد بین المللی، یعنی قلب نظام سرمایه داری رسید.
قیام کم نظیر مردم آمریکا علیه سرمایه داری در 26 شهریور سال جاری (17 سپتامبر 2011)، با شعار «وال استریت را اشغال کنید» و با هدف پایان دادن به سیطره زرسالاران و صاحبان کمپانی های غارتگر بین المللی در ایالات متحده، پایه های قدرت لیبرال دموکراسی شیطان بزرگ را متزلزل کرد.
امروز مردم آمریکا و جهان، وال استریت را کانون توطئه، فساد، جنایت، غارتگری و قتل عام مردم سراسر جهان و نماد شیطان می دانند که فریب کاری، دروغ نیرنگ بازی، تقلب و رباخواری از جمله شیوه و شگردهای آن است.
امروزجنبش ضد وال استریت تحرکات جدیدی را علیه کاندیداهای ریاست جمهوری هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه آغاز کرده و هر دو حزب یاد شده را آلت دست و عروسک خیمه شب بازی صاحبان کارتل ها و شرکت های صهیونیستی حاکم بر آمریکا می داند و شعار «سگ زرد برادر شغال است» را درباره این دو حزب و کاندیداهای مورد حمایت آن ها سر می دهد.
آن ها می گویند که نمایندگان هر دو حزب حقوق بگیر شرکت های یادشده هستند و موضوع انتخابات در ایالات متحده جز یک بازی فرمایشی فریبکارانه از سوی اربابان بین المللی این دو حزب نیست.
اعضا و طرفداران «جنبش وال استریت را اشغال کنید» طی برنامه جدید خود به مردم آمریکا اعلام کرده اند که برای نجات و خلاصی از بحران کنونی باید ریشه بحران را خشکاند و سوزاند. بنابراین تصمیم گرفته اند که در 29 فوریه 2012/ 10 اسفند 1390، در یک حرکت منسجم و هماهنگ برای تسخیر دفاتر شرکت های بزرگ و غارتگر آمریکایی خیز بردارند و حرکت کنند. آن ها اعلام کرده اند که این حرکت تاریخی با هدف اعاده حقوق 99 درصد جامعه از 1 درصد «دزد» و «غارتگر» صورت می گیرد. بنابراین از عموم مردم در شهرها و ایالت های مختلف آمریکا خواسته اند که با شعار آزادی و عدالت به آن ها ملحق شوند تا مراکز قانون گذاری، و تصمیم گیری کانون اصلی بازار بورس و سهام ایالات متحده را هدف قرار داده و تسخیر کنند.

پاورقی:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
David Degraw1 نویسنده برجسته اقتصادی در آمریکا و مؤسس و سردبیر Ampedstatus.com
2- ماهنامه سیاحت غرب، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیمای قم، شماره نود و دوّم، به نقل از: www.globalresearch.ca
Michael Snyder3، پژوهشگر مسائل اجتماعی و اقتصادی و نویسنده.
4- همان منبع، شماره نود و پنج، به نقل از:
http://theeconomiccollapseblog.com/archives/20-facts-about-child-hunger-and-child-poverty-that-will-break-your-heart
5- همان.
Dr.Ilya Sandra Perlingieri6، ایلیا ساندرا پرلینگیری نویسنده و فعال محیط زیست.
7- همان منبع، شماره نود و نه، به نقل از: www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=12268
8- همان.
9- همان.
10- همان.
11- همان.
12- از نویسندگان روزنامه گاردین و خبرنگار ارشد واشنگتن در مجله مادرجونز.
13- همان منبع، به نقل از: http://english.aljazeera.net/indepth/opinion/2011/07/20117313948379987.html.
14-همان.
Bruce.E.Levine15، روان شناس بالینی.
16- همان منبع، شماره نودو هشت، به نقل از: www.alternet.org
17- یادآوری این مهم ضروری است که در ایالات متحده، نه فقط صنعت دارو در دست یک اقلیت یهودی است بلکه انواع کاباره ها، روسپی خانه ها و مراکز فساد و فحشا و قمار نیز در دست آن ها است.
Julian Sher18، پژوهشگر مسائل اجتماعی در آمریکا.
19- همان منبع، شماره نود و یک، به نقل از: www.alternet.org/story/149228
Jenny Price20، روزنامه نگار آمریکایی.
21- همان منبع، شماره هفتاد و نه، به نقل از: www.CommonDreams.org
22- همان منبع، شماره نود و هشت، به نقل از:
www.activistpost.com/2011/05/10-indications-united-states-is-html
این نویسنده آمریکایی از ذکر نام خود در مقاله، خودداری کرده است.
Rania Khalek23
24- همان منبع، شماره نود و هفت، به نقل از: www.alternet.org
25- همان.
26- همان.
27- همان.
Sarah Seltzer28، نویسنده مستقل مقیم نیویورک.
29- همان منبع، شماره نود و پنج، به نقل از: http://www.alternet.org
30- همان.
31- همان، شماره نود و نه، به نقل از: www.alternet.org
32- همان، شماره نود و هشت، به نقل از: www.alternet.org
33- همان.
34- همان.
Zen Gardner35، روزنامه نگار منتقد آمریکایی.
36- همان، شماره نود و نه، به نقل از: http://endthelie.com
37- همان، منبع، به نقل از: http://theeconomiccollapseblog.com
38- همان.
39- همان، به نقل از: http://endthelie.com
Chris Hedges40، نویسنده و عضو ارشد نیشن انستیتو.
41- همان، شماره نود، به نقل از: www.truthdig.com

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.