
اجلاس سران جنبش عدم تعهّد الحمدلله باشکوه و عظمت برگزار شد و به شکرانه خداوند و به کوری چشم دشمنان آمریکایی، اسرائیلی آنچنان غیظ صهیونیستها و دوستانش – آمریکا و انگلیس و کانادا- را درآورد که به اندازه آن لذّت و غرور اوّلیه شادیبخش و مُکیّف بود.
امّا درست در همین ایّام، یهودیها، دست به کارهایی زدند که به نظر عیرعادی و عجیب میآمد.
ابتدا گفتنی است که هرگاه صهیونیستها فضاحت تازهای بار میآورند، یهودیهای اغلب نقاط دنیا زود راه میافتند که: ما یهودیها با صهیونیستها فرق داریم و آنها را قبول نداریم و مبادا کسی رذالت و خباثت آنها را به پای همۀ یهودیها بگذارد و نفرت از آنها را به ما تسرّی بدهد.
بد هم نیست؛ به هر حال هر وقت هر کس هر مقدار و هر جور از خباثت و ظلم و کثافتکاری تبرّی بجوید، خوبست. امّا انصافاً باید هرکس – یهودی و غیریهودی- از خودش بپرسد که ملّت بزرگوار ایران و بلکه عموم مردمان مسلمان، در کجای دنیا به علّت نفرت از صهیونیستها، کمترین زجر و زحمتی برای یهودیها درست کردهاند؟ چه ضرورتی دارد که یهودیها دستپاچه شده و نشانههایی بروز دهند که گویی مردّد و مشوّش و ناراحتند یا خدای ناکرده ریگی به کفششان دارند؟
یکی دو هفته قبل یک خانم جوان سخنران و نقّاش و به قول خودش محقّق، در شبکۀ تهران تلویزیون، چنان از اسلام و مسلمانی و ائمۀ اطهار صحبت کرد که آدم تعجّب میکرد که ایشان با این همه شور و حرارت و ایمان و علاقه، چرا پس مسلمان نمیشود؟ و اگر خیال دارد برای پیوند ادیان و نزدیکی مذاهب کاری بکند، خوبست اوّلاً کمی مطالعه کند و ثانیاً نزد علما برود و مقصودش را بگوید. ثالثاً اساساً موضوع را به عهده روحانیون دو طرف وابگذارد. طوری نشود که آدم خیال کند ایشان با سوءاستفاده از موضع زنانه دارد کاری میکند که اگر هم خدشهای داشت به احترام خانم بودنش کسی چیزی نگوید.
تعجّب است از سیمای جمهوری اسلامی که خیال کردند چه «اکازیون» مهمّی گیر آوردهاند که با سر افتادند تویش. بندۀ خدا مجری برنامه و از او بدتر کارگردان پشت صحنه حسابی تحت تأثیر قرار گرفته بودند ومانده بودند که چه کنند.
و امّا یک «خبر» هم در روزنامه اطلاعات؛ دربارۀ آرامگاه استر و مردخای.
اوّلاً «تاریخ خبر، دوشنبه 23 مرداد 1391، 24 رمضان 1433…» یعنی یک روز بعد از شب قدر و سه چهار روز قبل از روز قدس؛ و با این سؤال مقدّر که چرا درست در این ایّام و فضا؟
ثانیاً متن خبر: «آرامگاه استر و مردخای در مرکز شهر همدان… که در قرن هشتم ساخته شده… متعلّق به کلیمیان ایران… همان بنایی که ارغون شاه مغول در قرن هشتم بر روی بقایای قبلی ساخته… ورودی آرامگاه درب کوتاه سنگی است… و به دلیل ارتفاع کوتاه درب باید خمیده وارد آرامگاه شد… این سنگ بیش از دو هزار سال قدمت دارد… در مورد هویّت استر و مردخای… روایت مورّخین یونانی و روایت تورات… این است: اردشیر پسر خشایارشا… با دختری از یهود به نام استر که خواهرزادۀ یکی از درباریان یعنی مردخای بود ازدواج کرد… در این بین شخصی به نام هامان… نسبت به نفوذ روزافزون یهودیان حسادت نمود و از این رو فرمان قتل یهودیان را از اردشیر گرفت. امّا مردخای به وسیلۀ استر همسر اردشیر این فرمان را پس گرفت و آنان را نجات داد.
… در دهۀ 1350 محوّطه بیرونی آرامگاه، راهروی ورودی – که فعلاً از آن استفاده نمی شود(؟)- و یک کنیسه ساخته شد… این بنا در تاریخ 29/9/1316 با شمارۀ 216 در فهرست آثار ملّی ثبت شده است… .»
و امّا چند نکته دربارۀ این خلاصه و منتخب خبر:
این بنای «متعلّق به کلیمیان ایران» در زمان ارغون شاه مغول ساخته شده و این ارغون شاه مغول اوّلاً در قرن هفتم هجری بوده ثانیاً «سعدالدّولۀ یهودی، در دورۀ او وزارت یافت و قدرت و نفوذ او لطمهای بسیار به مسلمین زد.» ثانیاً توجّه شود که این عبارت اخیر را کتاب دایرۀالمعارف فارسی چاپ مؤسّسۀ فرانکلین آمریکایی درسال 1345 در زمان شاه نوشته و نه بعد از جمهوری اسلامی. ثالثاً همین آقای سعدالدّوله یهودی، ارغون مغول مسیحی را تحریک میکرده که به مکّه حمله کند و کعبه را خراب کرده و اساساً دین اسلام را از بین ببرد. رابعاً سعدالدّوله همه فک و فامیلش را در سراسر ایران حاکم کرده بود و در عرض سه سال آنقدر خباثت کرده که مردمِ تحت سلطۀ مغولان، که داشتند با آنها عادت میکردند و مغولها هم کم کم مسلمان می شدند، ریختند و همه آل و تبار سعدالدّوله و خود او را کشتند و ارغون هم در همام ایام به مرض مرد. توضیح این فضایا را میتوان درکتاب های تاریخ قبل از انقلاب اسلامی خواند تا شائبه تندیهای ضداسرائیلی در آنها نباشد.
نمیدانم چرا نویسندۀ خبر استر توضیح نداده که آن در (درب غلط است، در درست است) دو هزار سالۀ سنگی و کوتاه را عمداً کوتاه درست کرده بودند که همه به حالت خمیده و تعظیم وارد شوند و اهل حال میدانند که در چنین موارد باید از عقب وارد شد تا تعظیمی رخ ندهد!
و امّا داستان استر را به احترام هموطنان یهودی فقط از کتاب دینی آن ها – تورات- نقل می کنیم و ای کاش آنها هم وقتی میخواهند چیزی بگویند همهاش را بگویند:
تورات؛ کتاب استر؛ باب 9: «و در روز سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذار باشد، هنگامی که نزدیک شد که حکم و فرمان پادشاه را جاری سازند و دشمنان یهود منتظر میبودند که بر ایشان استیلا یابند، این همه برعکس شد که یهودیان بر دشمنان خویش استیلا یافتند و یهودیان در شهرهای خود در همۀ ولایتهای اخشورش پادشاه جمع شدند تا بر آنانی که قصد اذیّت ایشان داشتند (توجّه شود آنانی که «قصد اذیّت» داشتند؛ یعنی هنوز اقدامی و عملی نکرده بودند. و این قصد را چه کسی می فهمد؟) دست بیندازند و کسی با ایشان مقاومت ننمود زیرا که ترس ایشان بر همۀ قومها مستولی شده بود… پس یهودیان جمیع دشمنان خود را به دم شمشیر زده، کشتند و هلاک کردند و با ایشان هرچه خواستند به عمل آوردند. (اینها عین عبارت تورات است) و یهودیان در دارالسلطنۀ شوشن پانصد نفر را به قتل رسانیده و در سه روز … هفتاد و هفت هزار نفر از مُبغِضان خویش را کشتند…1 و در روز پانزدهم ماه آرام گرفتند…» و از آن روز به دستور مردخای، تا امروز هر سال در نیمه ماه آذار – که تقریباً معادل اواخر اسفند و اوائل فروردین است- جشن پوریم را یهودیها به همین مناسبت برگزار می کنند و از این پیروزی با شرابخواری و عربدهکشی و سر و صدا و مراسم فراوان شادی میکنند.
میگویند اخیراً نتانیاهو یک نسخه از کتاب استر را به اوباما داده و به او گفته است رابطۀ ما با ایرانی ها این طوری است مبادا دنبال صورت دیگری باشی!
ساخت وساز آرامگاه استر در دهه 50 یعنی درست در اوج جشنهای شاهنشاهی و اوج گیری انقلاب اسلامی بوده و ثبت تاریخی این اثر در زمان رضاشاه، در سال 1316 دوران سلطۀ یهودیها و ماسونها و بهائیها بر مملکت فلکزدۀ ایران زمان پهلوی است.
چند سال قبل، در یکی از مراسمِ فلسطینیان در تهران، یکی از آقایان سیاستمداران عالم و اهل تحقیق، از استر با نام «این زن قدیس» یاد میکرد و چندی بعد از «مردم اسرائیل» طرفداری شد و چفیه فلسطینی بر گردن تندیس حقوق بشر کوروش…
خدایا ما را چه میشود؟
شمسالدّین رحمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. توجّه میفرمایید که: 77000 نفر از مورد بغض و کینه یهودیها در سراسر مملکت ایران.
اجلاس سران جنبش عدم تعهّد الحمدلله باشکوه و عظمت برگزار شد و به شکرانه خداوند و به کوری چشم دشمنان آمریکایی، اسرائیلی آنچنان غیظ صهیونیستها و دوستانش – آمریکا و انگلیس و کانادا- را درآورد





ثبت دیدگاه