حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

16 اردیبهشت 1397 - 11:53
شناسه : 6180
بازدید 341
5

محمد حمزه عنایم در روستای «باقه‌الغریبه» -طولكرم- در سال 1948 زمان اشغال فلسطین به دنیا آمد. در دبستان و دبیرستان روستا درس خواند و در رشته‌ی عربی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. از سال 1967 در روزنامه‌ی عربی «فی‌الارض المحتله» مشغول به كار شد و ریاست مجله‌ی «لقا» را به عهده گرفت. شعر زیر از اوست: […]

ارسال توسط :
پ
پ

محمد حمزه عنایم

در روستای «باقه‌الغریبه» -طولكرم- در سال 1948 زمان اشغال فلسطین به دنیا آمد. در دبستان و دبیرستان روستا درس خواند و در رشته‌ی عربی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. از سال 1967 در روزنامه‌ی عربی «فی‌الارض المحتله» مشغول به كار شد و ریاست مجله‌ی «لقا» را به عهده گرفت.

شعر زیر از اوست:

و محبوب من

دفن می‌كنم

عاشقانه

صورت پاره پاره‌ام را

در صورتت

دیوانه‌وار

در تو غرق می‌شوم

نظاره‌گر می‌شوم

میلاد كلمات را بر لبانت

می‌گریم، فریاد می‌كنم

تاب می‌آورم

رگبار عذاب را

تا وصال عشق پروردگار

مرا در خود مختصر كن

عشق می‌ورزم

به آب زمین

شب تو

در من پاگرفت

چشمانم در چشمانت گم شد

یكی شدیم

پیشگوی شهر ما را نمی‌شناسد

نسیم عشق یادآور ماست

و

صورت تو، خورشید عشق

بالا می‌آیم

و

در آغوش می‌كشم

رشته‌های نور را

تا بكارم

عشقم را در عشقت

عشق می‌ورزم

بر طعم سنگ صلب تو

و می‌دمم

نی‌هایم را در آن

تو را جاودانه یاد خواهم داشت

در تو خیره می‌شوم

می‌خواهم بر تو بگریم

و رگ‌هایم را در تو بفشارم

آیاتم

را در فجر تو تلاوت كنم

كلماتم را بفشارم

اما

دعاهایم مرا یاری نمی‌كنند

از ستون‌های عذاب بالا می‌روم

در صدایم

فرو می‌ریزم

تگرگ فصل‌هایت را

مغرورم

كه با عشق تو می‌میرم

تو

قوی‌ترینی

قوی‌تر

از نفسی كه ما را به سوی پروردگار می‌برد

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.