حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1265 تعداد نوشته های امروز : 0×

تازه ترین مطالب

دعوی بزرگ ایران اسلامی مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است دشمنِ لجوج، خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد بدون تردید، ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، به معنای واقعی کلمه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است ایران عزیز ما مظهر امید است؛ صهیونیست‌ها مأیوس‌اند علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود ملّت ایران به توفیق الهی، دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم

09 اردیبهشت 1397 - 11:34
شناسه : 6177
بازدید 348
2

مؤید العتّیلی (1370 ه- 1951م) در روستای عتیل- طولكرم فلسطین- به دنیا آمد. بعد از اتمام تحصیلات در یكی از بانك‌های عمان شروع به كار كرد. او علاوه بر شهرت در شعر، در رمان نیز دستی داشت. آثار او عبارتند از: 1-اینا یعقد المقصله /  شعر 2-نشید الذئب/ شعر 3-ثم وحدت تموت/ روایه 4- حنیط […]

ارسال توسط :
پ
پ

مؤید العتّیلی (1370 ه- 1951م)

در روستای عتیل- طولكرم فلسطین- به دنیا آمد. بعد از اتمام تحصیلات در یكی از بانك‌های عمان شروع به كار كرد. او علاوه بر شهرت در شعر، در رمان نیز دستی داشت.

آثار او عبارتند از:

1-اینا یعقد المقصله /  شعر

2-نشید الذئب/ شعر

3-ثم وحدت تموت/ روایه

4- حنیط الرمل/ روایه

پرنده

پرنده

خون

گلوله

پرنده‌ای خونین

ناگاه مرا دید

پنهان شد

پرنده‌ای خونین

بر پیشانی‌ام نشست

بر چشمانم بوسه زد

در خونم رعشه افتاد

شعله‌ور شدم

سینه‌ام را برایش شكافتم

پنهان شد

پرنده‌ی خونین

مرا دید

ناگاه

همچو برق گذشت

دانه‌ای از خاك برنچید

پرنده

مانند ابر از من عبور كرد

بالا رفتم

اوج گرفتم

شهرها دیدم

كه بر ابرها آرمیده‌اند

نه تفنگ

نه قحطی

نه شلاق

نه….

آسمان را دیدم

خواندم

مرا فراخواند

مرا به خود خواند

گشود درهای بهشتش را

در آغوشم كشید

بالاتر رفتم

همچو آتش پركشیدم

خود را به او رساندم

روی سینه‌اش آرام گرفته‌ام

ستاره‌ای خونین

شب تو

در من پاگرفت

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.